شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

یک تیر و چند نشان!

دومین نمایشگاه نوآوری و شکوفایی از دوشنبه نوزدهم تا چهارشنبه بیست و یکم بهمن‌ماه در مصلای تهران برپاست.

بنده کمترین هم در دو غرفه مجزا در نمایشگاه حضور دارم: یکی غرفه مرکز تحقیقات طب سنتی ایران که طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران در آن در حال اجراست و بنده افتخار مدیریت آن را دارم.

و دیگری غرفه «مؤسسه پژوهشی سیمرغ حکمت» که مؤسسه‌ای خصوصی است و در حال حاضر به طور متمرکز و فشرده روی امور پژوهشی و علمی داروی حصا-آ و تجاری سازی و اطلاع رسانی و گسترش فروش آن در داخل و خارج کشور کار می‌کند و درباره آن در آینده بیشتر خواهم گفت و خودتان هم بیشتر خواهید شنید.

توضیح این که داروی حصا-آ (HESA-A) یک داروی کاملا ایرانی با منشأ گیاهی و دریایی است که اثرات بسیار قابل توجهی در درمان ایدز، انواع سرطان‌ها و هپاتیت‌ها، آسم و برخی بیماری‌های دشوار علاج دیگر داشته است و در حال حاضر به طور رسمی در کشور تولید می‌شود. این دارو یکی از داروهای ابداعی پژوهشگر بزرگ و فرزانه کشورمان، آقای دکتر امرالله احمدی است که بنده افتخار شاگردی ایشان را دارم.

به هر روی دیدار هریک از عزیزان در نمایشگاه در روزهای آینده موجب شادمانی کمترین خواهد بود و حضور شما گرامیان می‌تواند مصداق یک تیر و چند نشان باشد.

دوستان در صورت تمایل، به ساختمان اصلی مصلای تهران، انتهای راهروی ستاد گیاهان دارویی و طب ایرانی مراجعه نمایند. بنده هر روز از 8 صبح تا 12 ظهر در خدمت خواهم بود.

به امید دیدارتان. شاد زی.

گریه چنار

قطعه‌ای از پرواز همای برای این روزهایم:

میان جنگلی خاموش

میان جنگلی مغشوش

نارون‌های شهید نوجوان خاموش

چناری زار از دور می گریست

که اندوه از تبرهای فقیران نیست

هزاران گشنه زین ره سیر می‌گردند

من از دیرینه یار خویش دلگیرم

جنگل‌بان، وفا در خاطرش مرده‌ست

* از اجرای کنسرت آمریکا 2009

عطارنامه 12 منتشر شد

در این شماره می‌خوانید:

-رفتار حکیمانه در خدمات پزشکی

- گذری بر مبانی طب سنتی ایران، بخش دوم

- جراحی در ایران قدیم

- نگاهی به کتاب «حفظ صحت» و مؤلف آن میرزا علی‌خان ناصرالحکما

- دارالفنون تبریز

- تدابیر زمستان

درباره شیردهی بیشتر بدانیم

- بهداشت قاعدگی و دانش مردمی

- دو موفقیت جدید بین‌المللی برای داروی حصا-آ

- کندر

- شیرین بیان از گذشته تا کنون

- زیان‌های زیاده‌روی در خفت و خیز (رابطه جنسی)

- بیماری‌های گوارشی در طب سنتی ایران

- خوراک سالم (شیر بادام، سس سالاد سنتی، سس جوانه گندم)

- پزشک ایرانی، پرسش و پاسخ ایرانی

- اخبار طب سنتی ایران

- معرفی کتاب

مردگان زنده

برای

«مردگان این سال»

که  «عاشق‌ترین زندگان بوده‌اند»

پیوند دانلود

ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست

لشکر پادشاه قدرتمند سلوکی، «دمتریوس» را افسران «مهرداد یکم» در ماد شکست داده و «دمتریوس» فرامانروای آنان را نزد «مهرداد یکم» پادشاه اشکانی، به دشت اترک (شیروان، بجنورد و گرگان امروزی) فرستادند. «مهرداد» با آمدن «دمتریوس» جشنی برگزار نمود و دختر خویش را به توصیه ریش‌سپیدان پارت به او داد که این کار در آینده چنان نتیجه مثبتی برای ایران داشت که کسی تصور نمی‌کرد و آن انهدام کامل سلسله سلوکی بود.

مدتی بعد در هنگامه جشن و سرور سالروز زاده شدن «مهرداد» فرمانروای ایران، یکی از تاجران سرشناس بارها از او به بزرگی یاد کرد و گفت امنیت امروز ایران به دست باکفایت شما بوده است و چنین و چنان. می‌گویند «مهرداد» که از آغاز مجلس خموش بود و به سخن رایزنان و بزرگان گوش می‌داد، به سخن آمده و گفت: «آرامش مردم کار من است و اگر از این کار برنیایم شایسته این تخت و تاج نیستم».

ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می‌گوید: «نگهبانی از داشته‌های یک کشور، برای فرمانروا یک قانون است و انجام آن خودستایی ندارد».

«مهرداد یکم» جنگاوری به تمام معنا بود. او در طی زندگی تا هنگام مرگ در سال 138 پیش از میلاد، همواره در حال پاکسازی مناطق مختلف سرزمین باستانی ایران از شر خونخواران باقی مانده سلوکی و اقوام بدوی بود.

با سپاس از امید گرامی.

دریا باش…

روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی بدهد. راهب از شاگردش خواست کیسه نمکی برایش بیاورد. بعد یک مشت از آن نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست آن آب را سر بکشد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بنوشد، آن هم به زحمت.
استاد پرسید: «مزه‌اش چطور بود؟»
شاگرد پاسخ داد: «بد جوری شور و تند است، اصلا نمی‌شود آن را نوشید».
پیرهندو از شاگردش خواست یک مشت نمک بردارد و او را همراهی کند و رفتند تا به کنار دریاچه‌ای رسیدند. استاد از او خواست تا نمک‌ها را داخل دریاچه بریزد، بعد یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به دست شاگرد داد و از او خواست آن را بنوشد. شاگرد به راحتی تمام آب داخل لیوان را سر کشید.

استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد: «کاملا معمولی بود».
پیرهندو گفت: «رنج‌ها و سختی‌هایی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو می‌شود همچون یک مشت نمک هستند و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگ‌تر و وسیع‌تر بشود، می‌تواند بار آن همه رنج و اندوه را به راحتی تحمل کند، بنابراین سعی کن چون یک دریا باشی تا یک لیوان آب».

* * *
«طول زندگی خیلی کوتاهتر از عمقش است»

با سپاس از امید

برای این روزها که خیلی چیزها غم‌زده است…

این روزها حال چندانی ندارم

حوصله هم ندارم

وقت هم ندارم

… و مهم‌تر از همه این که چیزی برای تقدیم کردن هم ندارم!

گفتم این سخن زرین و تفکر برانگیز مرحوم دکتر شریعتی را یاد‌آوری کنم که گفته بود:

«حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی کردند.»

این را هم همان اوایل منتشر کرده بودم و حالا دوباره دعوتتان می‌کنم به خواندنش:

وضوی عشق

چه کند بی‌نوا ندارد بیش

یک «فقط»

دوستی نوشته: «بعضی وقت‌ها کسی می‌میرد که انگار وزنش برای زمین زیاد است. رفتنش معلوم می‌شود.»

و من یک «فقط» می‌گذارم اول جمله‌اش.

سمساری 4 – بسته DVD سه گانه اینگمار برگمان

A Film Trilogy by Ingmar Bergman”169409-gf

شامل چهار DVD:

Through a Glass Darkly – 1961

Winter Light – 1962

The Silence – 1963

و Ingmar Bergman Makes a Movie مستندی از Vilgot Sjöman در مورد اینگمار برگمان

بسته بندی مقوایی اوریجینال دارای قاب / DVD اوریجینال نقره‌ای / نو

تعداد موجودی: 1 بسته

قیمت: 24000 تومان

اکشن‌های سَبُک آخر هفته‌ای

هر چقدر هم که آدم «مخاطب خاص» باشد و خیلی سرش بشود! و فقط جریان‌های خاص سینمایی را دنبال کند، باز گاهی بد نیست فیلم‌های نه چندان خاص هم ببیند. این کار چند حسن دارد:

یکی این که وقتش را می‌گذراند بدون آن که فسفر بسوزاند. مثلاً شرایطی را تصور کنید که از صبح زود رفته‌اید از منزل بیرون و شب، خسته و کوفته و با پاهایی ورم‌کرده برگشته‌اید منزل و تازه نوبت «قند عسل» شده که از سر و کول مبارک برود بالا و شما هم باید «شیر» و «اسب» و بلانسبت «خر» بشوید و… بعد که قند عسل قصد خوابیدن می‌کند، اگر ساعت هنوز یک صبح نشده باشد! شاید شما بخواهید فیلم ببینید. خوب اینجا که نمی‌شود «قربانی» تارکوفسکی را دید! باید به یک «مشت و لگدی»، «خون و خون‌ریزی»، چیزی قناعت کرد.

دیگر این که از رفقا و هم‌سن و سالهای بی‌کلاس، که دور و برتان کم هم نیستند، کم نمی‌آورید که : «فلان فیلم را ندیدی؟ نصف عمرت بر باده! نمی‌دونی چطوری چشم و چار یارو رو درمی‌یاره!»

مهم‌تر از همه این که خوب آدم باید فیلم مبتذل (منظورم Cheap است فکر بد نکنید!) ‌ببیند تا سلیقه‌اش ترقی کند و بعداً قدر فیلم‌های خوب را بداند و تفاوت سطح آنها را درک کند. (خودم هم از این توجیه منطقی لذت بردم!)

اصلاً آقا جان شما وقتی «قند عسل» دارید بیشتر همین‌طور فیلم‌ها را باید ببینید. چون وسط روز که یا منزل نیستید یا «قند عسل» بالای 90 دقیقه نمی‌خوابد، شب هم که تا بخوابد، خیلی که شب‌زنده‌دار باشید کمتر از همان 90 دقیقه وقت دارید! موقع بیداری «قند عسل» هم که مخصوص تماشای مزخرف‌هایی چون «دل‌نوازان» و سایر تولیدات مبتذل دانشگاه ملی صدا و سیماست و حیف مبتذل‌های خارجی!

خلاصه این همه را گفتم، چون این چند وقت چند تا اکشن خوب! دیده‌ام که می‌خواهم چند خطی در موردشان بنویسم:

1) War Zone:Punisher

Punisher (محصول 2004) فیلم خوبی بود. اول و آخرش معلوم بود و اکشن خوبی هم داشت. ولی دنباله آن که محصول سال 2008 است،داستان‌پردازی و شخصیت‌پردازی چندانی ندارد. آقای Punisher حرفه‌اش از بین بردن آدم بدها و منفی‌هاست و صد البته توانایی فراوانی در استفاده از انواع سلاح گرم و سرد و پشتک و وارو و ژانگولر هم دارد. پلیس هم مثل همیشه تکلیفش معلوم نیست که دنبال آدم‌بدهاست یا دنبال این آدم سرخود آشوبگر! دوستداران اکشن، در طول فیلم کلی صحنه زد و خورد و خونریزی می‌بینند ولی نباید سطح توقع‌شان بالا باشد. خلاصه فسفر بی فسفر! فقط اکشن و بزن بزن بعد هم خواب و فراموشی. امتیاز من: 5

2) Jumper

«جهنده» موقع اکرانش سر و صدای زیادی کرد. ولی واقعاً فیلم متوسطی است. بازهم ضعف شدید داستان‌پردازی و بویژه شخصیت‌پردازی بارز است. شخصیت‌های هیچ‌یک از افراد داستان (از شخصیت اصلی و دوست دخترش تا پدر، ‌شکارچی جهنده‌ها، مادر و…) به درستی پرداخته نشده است و در نتیجه روابط آدم‌ها هم بی‌معنی و سطحی است.

این که افرادی واجد استعداد جهیدن و انتقال سریع از مکانی به مکان دیگر هستند به خودی خود می‌تواند دست‌مایه خوبی باشد ولی اساساً این طرح داستانی به جهت عدم پرداخت مناسب تفاوت این افراد با دیگران، ویژگی‌های شخصیتی آنها و ارتباطشان با دیگران هدر رفته است. (یک نمونه مناسب در چنین موضوعی، مجموعه فیلم‌های موفق افراد ایکس و بویژه X-Men 1 است)

فیلم اکشن خیلی قابل‌توجهی هم ندارد و فقط حس آرزوی آدم برای داشتن چنین استعدادی و حال کردن‌های قانونی و غیر‌قانونی را تا حدی ارضا می‌کند. و  به هر حال اگر خیلی خسته بودید و فقط کمی هیجان و اکشن می‌خواستید شاید «جهنده» انتخاب بدی نباشد. امتیاز من: 4

3) Outlander

«غریبه» هم فیلمی از نوع «اکشن، تخیلی» است. انسانی از کره‌ای دیگر به زمین سقوط کرده است. موجوداتی عجیب، ترسناک و وحشی در سیاره مورد نظر به قوم او و همچنین همسر و فرزندش حمله کرده و آنها را کشته‌اند و حالا قهرمان داستان به فکر انتقام و کشتن این موجود وحشی (با نام مورون) است که متأسفانه در سفینه او بوده و با او به زمین رسیده است. در زمین هم او با قومی نیمه وحشی- نیمه متمدن وایکینگ‌ها روبروست که وی را «خارجی» یا «غریبه» و عامل قتل عام قوم رقیب می‌دانند. و البته واضح است که این هر دو، نفع و هدف مشترکی دارند که همان از بین‌بردن موجود وحشی قاتل است و با پیوند هوش و فناوری غریبه و جنگ‌آوری وایکینگ‌ها حاصل هم می‌شود. از ابتدای داستان در مورد گذشته و تاریخچه طرفین داستان اطلاعاتی به بیننده داده می‌شود و روند داستانی هم منطق پذیرفتنی دارد. اکشن و هیجان هم پررنگ است و مجموعاً «غریبه» امتیازی به مراتب بهتر از دو فیلم قبلی می‌گیرد. بویژه اگر مثل من هوادار Jim Caviezel هنرپیشه خوب نقش اول فیلم باشید. امتیاز من: 6.5

4) Underworld 3: Rise of the Lycans

Under world 1,2 (به ترتیب محصول 2003 و 2006) فیلم‌های خوبی بودند که مثل خیلی موارد مشابه، اولی داستان و پردازش بهتری داشت و دومی اکشن و هیجان بیشتر. این فیلم‌ها امتیاز فوق‌العاده‌ای ندارند ولی برای بیننده‌هایی مثل من که از فیلم‌های خون‌آشامی سیاه و پراکشن خوششان می‌آید قابل توجهند.

قسمت سوم از این مجموعه فیلم‌ها، محصول 2009، به ریشه داستان می‌پردازد. یعنی جایی که قسمت نخست شروع نشده است.

در مورد داستان زیاد نمی‌نویسم، چون هم گیج‌کننده است و هم داستان به راحتی لو می‌رود. تنها بدانید که در سالیانی بسیار بسیار دور خون‌آشام‌های اشراف‌زاده، لیکان‌ها را در اسارت و بردگی خود دارند. لوسین، رهبری سایر لیکان‌ها را به عهده می‌گیرد و با کمک انسان-گرگ‌ها علیه ویکتور، پادشاه ستمگر و خون‌خوار قیام می‌کند. شخصیت‌پردازی‌ها بد نیست (یعنی با توجه به قسمت‌های قبلی تکمیل می‌شود) و جلوه‌های ویژه هم بدک نیستند، گرچه خیلی چیزها در داستان تکراری به نظر می‌رسند. خلاصه اگر از مزه خون خوشتان می‌آید یکی دو ساعتی میهمان این رفقا باشید. امتیاز من: 6

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

نادانی رو به خردمندی کرد و گفت: فلان شخص، ثروتمندترین مرد شهر است. باید از او آموخت و گرامیش داشت.
خردمند خندید و گفت: فلانی کیسه‌اش را از پول انباشته، آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می‌خواهی همچون تو باشم؟!
نادان گفت: خوب گرامیش مدار، به زودی از گرسنگی خواهی مرد.
خردمند خندید و از او دور شد.

از گردش روزگار، مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند. چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت: فلان دزد بسیار قدرتمند است، باید همچون او شکست‌ناپذیر بود. و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروای اسیر شده، برهنه‌اش نموده و در میدان شهر شلاقش می‌زدند که خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می‌بیند. دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت: عجب قهرمانهایی داری، هریک چه زود سرنگون می‌شوند.

نادان گفت: قهرمانهای تو هم به خواری می‌افتند. خردمند خندید و گفت: قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می‌داشتی را ببین. و با خنده از او دور شد.

اندیشمند کشورمان «ارد بزرگ» می‌گوید: قهرمان‌های آدم‌های کوچک، همانند آنها زود گذرند.

با سپاس از امید عزیز

عطارنامه 11 منتشر شد

در این شماره می‌خوانید:

-اخلاق پزشکی در دنیای امروز

- بررسی نقش دانشگاه و پژوهش در توسعه طب سنتی ایران

- ربع رشیدی، بزرگترین مجتمع علمی دانشگاهی ایران

- نگاهی به میلاد زرتشت، گذری به دانش یونان

- شالوده شناسی طب عامیانه با درنگی بر گزاره‌های طب عامیانه خراسان

- گذری بر مبانی طب سنتی ایران – بخش نخست

- زندگی و آثار مالک‌الاطباء گیلانی با نگاهی به کتاب حفظ‌الصحه ناصری

- مصاحبه با پیشکسوت عطار، حاج سید ابوالحسن هاشمیان

- تدابیر فصل خزان

- تدابیر اطفال از دیدگاه طب سنتی ایران

- درباره عادت ماهیانه بیشتر بدانیم

- باز هم شنبلیله

- خوراک سالم (سوپ سبزی و شکلات صبحانه)

- پزشک ایرانی، پرسش و پاسخ ایرانی

- اخبار طب سنتی ایران

- معرفی کتاب

گاهی لیوان را زمین بگذار

درود بر همه.

دوست خوبم، امیر سرداری، مطلب زیبایی را به عنوان دیدگاه برای یکی از نوشته‌های پیشین نوشته بود که برای خود من درس بسیار داشت و از خواندنش لذت فراوان بردم. گفتم بهتر است اینجا منتشرش کنم تا همه دوستان بخوانند و لذت ببرند.

و: الهی کور شه هر کی حال کنه ولی از امیر و من تشکر نکنه!!

استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: «به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟» شاگردان جواب دادند: «50 گرم، 100 گرم، 150 گرم…»

استاد گفت: «من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سؤال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
شاگردان گفتند: «هیچ اتفاقی نمی‌افتد.»
استاد پرسید: «خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می‌افتد؟»
یکی از شاگردان گفت: «دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.»
- «حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟»
شاگرد دیگری گفت: «دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید» و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: «خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟»
شاگردان جواب دادند: «نه»
- «پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می‌شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟»
شاگردان گیج شدند.
یکی از آنها گفت: «لیوان را زمین بگذارید.»
استاد گفت: «دقیقاً، مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی‌تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است، اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرند. هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسأله و چالشی که برایتان پیش می‌آید، برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!

سمساری 3 – آرشیو MP3 ایرانی

حق

درود بر همه یاران گرامی

1) مطلب خوبی در مورد فیلم زیبای «درباره الی» در روزنامه اعتماد خواندم که زاویه دید فلسفی داشت و به شخصه استفاده کردم. مطلب را بهkid_musicطور کامل در بخش دیدگاههای همان مطب «درباره الی» گذاشتم. اگر مایل بودید بخوانید.

2) دوست عزیزی می‌خواهند منزل 50 متری یک خوابه‌شان در منطقه نارمک را اجاره بدهند. اگر کسی دنبال خانه است بگوید.

3) و اما اصل مطلب: یک آرشیو MP3 ایرانی دارم شامل 15 عددDVD   و بیش از 1500 آلبوم. آلبومی 100 تومان هم که بگیریم می‌کند به عبارت 150000 تومان که خوب احتمالا کسی نمی‌خرد! پس ما تخفیف هم می‌دهیم!!!

(قبلی‌ها را که جای فروختن فرستادیم کنج انباری! ببینیم این یکی چه می‌شود!)  :)

پيروزی قهوه بر شراب

کيوان مهرگان

تهران سال 1377
وزارت امور خارجه

ايران بعد از دوم خرداد 76 ايران رؤيايی شده است. همه کنجکاو هستند که سر در بياورند مردم ايران بعد از 20 khatami - shirakسال  از انقلاب 57 باز چگونه جهان را غافلگير کرده‌اند. غربی‌ها که 20 سال به انحاي مختلف تلاش کرده‌اند بفهمند راز انقلاب 57 چه بوده بيشتر از همه در حيرت هستند. فرانسوی‌ها نوستالژی نوفل لوشاتو سراغشان آمده. ژاک شيراک به وزارت امور خارجه دستور داده ترتيب دعوت از سيدمحمد خاتمی را بدهند. دعوت رسمي تسليم ايران شده است. گروه‌های کارشناسی دست به کار شده‌اند. همه چيز مهيای سفر است. حتي برنامه ضيافت شام رئيس جمهور فرانسه به افتخار رئيس جمهور ايران و هيأت همراه هم چيده شده است. اما يک سنت قديمی کاخ اليزه با يک باور دينی مهمان منافات دارد؛ سرو شراب بر سر سفره شام. ايران به دولت فرانسه اعلام می‌کند بايد شراب از برنامه پذيرايی ضيافت شام حذف شود. فرانسوی‌ها زير بار نمی‌روند. اعلام می‌کنند اين يک سنت تشريفاتی در اليزه است. ايرانی‌ها سفر را لغو می‌کنند. فرانسوی‌ها دوباره دست به کار می‌شوند. مذاکره می‌کنند. ايرانی‌ها زير بار نمی‌روند. فرانسوی‌ها اعلام می‌کنند وجود شراب به معنای سرو نيست. ايرانی‌ها سفر رئيس جمهور را مشروط می‌کنند به حذف شراب. بالاخره دفتر تشريفات کاخ اليزه اعلام می‌کند برای اولين و آخرين بار و به افتخار رئيس جمهور ايران قهوه را جايگزين شراب کرده است.

 

تهران/ فرودگاه مهرآباد
دريای خزر ايرانی

کشور قزاقستان ميزبان اجلاسی درباره دريای خزر است. قرار است کشورهايی که سهيم در دريای خزر هستند دور هم جمع شوند و درباره تعيين رژيم حقوقی دريای خزر با هم مذاکره کنند. پيش از هأات بلندپايه ايرانی به رياست رئيس جمهور ايران، تيمی از وزارت امور خارجه به محل اجلاس رفته است. يکي از اعضای تيم وزارت امور خارجه متوجه می‌شود در محل استقرار هیأت‌های عالی‌رتبه نقشه‌های جعلی با مضمون تعيين رژيم حقوقی دريای خزر نصب شده تا هيأت‌ها در برابر عمل انجام شده قرار بگيرند. از همان جا به هيأت ايرانی اطلاع داده می‌شود محل برگزاری جلسه به نقشه‌های جعلی آراسته شده است. رئيس جمهور ايران به هيأت ايرانی مستقر در آلماتی اعلام می‌کند انجام سفر منوط به برچيده شدن اين نقشه‌هاست. به رغم حضور هيأت ايرانی در محل فرودگاه، منتظر می‌مانند نتيجه اعتراض ايران به نصب نقشه‌های جعلی برسد. ساعاتی بعد به هيأت ايرانی اعلام می‌کنند نقشه‌ها برچيده شده و هيأت ايرانی به سمت قزاقستان حرکت می‌کند.

منبع: روزنامه اعتماد سه شنبه، 14 مهر 1388 – شماره 2070

ورودی‌های پیشین »