شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

فضای اندیشیدن

سلام

امیر خان زیر نوشته «اول دفتر» مطلب قشنگی در مورد انواع گدا! نوشته‌اند که خوب من ربطش را به خودم خیلی نفهمیدم!

آخرش که خیلی سگالیدم! گفتم شاید من از نوع سوم هستم! خودتان بروید بخوانید و نظر بدهید.

این هم مطلب زیبایی از مرحوم دکتر شریعتی که امیر فرستاده بود:

دكتر شريعتي مي‌نويسد:
كساني هستند كه فضاي انديشيدن آنها بر پول است، مگر نمي‌بينيم كساني را كه امروز با پدرزنشان ازدواج مي‌كنند، اين مگر براي پول نيست؟
نه دوست داشتن، نه عشق، بلكه بر اساس مقدار پول يا مثلا تعداد قوم و خويش كه همسرش دارد. كسي كه اين محاسبه را مي‌كند حتي احساسات غريزي حيوان را هم ندارد.
براي اينكه وقتي يك حيوان نر و ماده به هم مي‌چسبند، مي‌خواهند غريزه جنسي‌شان را ارضاء كنند، همان غريزه باز هم معنوي‌تر از اين كاسبي است، هيچ وقت يك الاغ نر به خاطر پالان الاغ ماده و يا به خاطر قاليچه و امثالهم به طرف آن كشش پيدا نمي‌كند، وقتي انسان فضاي انديشه‌اش تا اين حد سقوط مي‌كند، از الاغ هم پايين‌تر است!

4 دیدگاه »

  Sara wrote @

ناصر عزیزم!
ممنون از بابت اینکه نوشته ام رو خوندی و نظرت رو نوشتی.
خیلی خوشحالم که بعد از مدتها بالاخره خودت وبلاگ زدی و با لینک به وبلاگ من شاید هر روز سری به وبلاگم می زنی و من هزار بار مجبور نیستم بهت بگم که بیا این صفحه 360 مارو یه نگاهی بهش بنداز.
از بابت اینکه دیگران سعی می کنن که من رو خوشحال کنن نمی دونم منظورت کی بود . ضمن اینکه دستشون درد نکنه که این سعی رو می کنن اما ای کاش دیگران راه خوشحال کردن من رو می دونستن . البته واقعیت اینه که خیلیاش رو هم می دونن اما تلاشی براش نمی کنن.یا مثل من که بخاطر دیگران سعی می کنم و دیده نمی شه لااقل اونها خدایی نکرده مثل من نباشن و یه طوری تلاش کنن که دیده بشه.
اما سعی و تلاشی که تو بخاطر آسودگی من و امیرعلیت می کنی قابل ستایشه و حرفی در اون نیست .البته بجز ….:)
ممنونم از بابت عرق ریختنات.
ته فدا.
د ل ب.
صبوری

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

سلام عزیز

می دانم که می دانی دلتنگت شده ام.
من زیاد به این وبگاه زیبا و به طور غیر عادی فعال سر می زنم.
من همه جور در خدمتم.از تو به یک اشاره….فقط بگویید که چه بکنم.

من از روزی که دستور فرمودید در میان تعجب همگان دیگر پفک و چیپس و امثالهم را حتی نگاه هم نکرده ام و به خاطر همین مادرم کلی شما را دعا خواهد کرد.

نظر ارزشمندت را در مورد شعر خواندم و بی نهایت به خاطر توجهتان سپاسگذارم.لطفا من را همیشه از نظرات ارزشمندتان بهره مند کنید.

دلم جراتش قطره ای بیش نیست
تو ای عشق او را به دریا ببر

باقی بقایت

  امیر سرداری wrote @

قيمت چشم و گوش و دست و پا …
يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى‏ناليد . گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏كنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏كنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .
گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است . باز شكايت دارى و گله مى‏كنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏بينى . پس آنچه تو را داده‏اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده‏اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى!

- برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 380 .

  امیر سرداری wrote @

پروردگارا شرمنده ام از اینکه…
از اینکه منتظر بودم تا دیگران بهم سلام کنند.
از اینکه در دنیا و تجملاتش غرق شدم.
از اینکه اعضای بدنم دایم به خطا می رفت.
از اینکه شنیدن حرف حق برایم تلخ است.
از اینکه ایمانم به بندگانت بیشتر از ایمان به توست.
از اینکه شبها به یاد تو نخوابیدم و روزها با یاد تو از جا برنخواستم
از اینکه در کارهایم با همه غیر از تو مشورت کردم.
از اینکه رعایت حجاب را فقط در پوشش ظاهر دونستم و حجاب چشم و گوش وزبان و دست و پا را فراموش کردم.
از اینکه در امانت هایت خیانت کردم.
از اینکه منتظر بودم تا دیگران از من تعریف و تمجید کنند.
از اینکه خدایی نبودم و شبیه بندگانت شدم.
از اینکه نمازم را بدون حضور قلب و برای بندگانت خواندم.
از اینکه مالی که متعلق به تو بود از آن خود دانستم.
از اینکه وقت و بی وقت خلف وعده کردم.
از اینکه انجایی که باید سکوت می کردم حرف زدم و آن جاییی که باید حرف می زدم سکوت کردم.
از اینکه حق نعمت هایت را به جا نیاوردم.
و از اینکه….


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>