شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.com

آرشیو برای اکتبر, 2008

باز هم چند نکته!

حق

درود

خدمت شما عرض شود که امیر سرداری عزیز لطف کرده و یک مطلب با عنوان «بازگشت کودکی» به عنوان دیدگاه مطلب «بانک زمان» فرستاده و یک مطلب هم با عنوان «شخصیت شناسی» به عنوان دیدگاه مطلب «چند نکته» قبلی! البته بنده همیشه نسبت به این فال‌ها و طالع‌بینی‌ها با تردید برخورد کردم ولی خیلی وقت‌ها از سر کنجکاوی این جور مطالب را می‌خوانم و خوب بعضی موارد هم واقعا به طور جالبی واقعی درمی‌آیند. البته در مورد واقعیت‌هایی چون تأثیر صور فلکی بر مزاج و شخصیت آدمها یا وجود مجردات و مسائل مرتبط با آن شکی وجود ندارد و در حکمت و مکاتب طب مکمل مستندات جالبی در مورد آنها وجود دارد، ولی فال قهوه و فال ورق و… واقعا بامزه هستند! خلاصه خواندن مطالب امیر هم خالی از لطف نیست. اگر مطلب شخصیت‌شناسی را خواندید لطفا بنویسید که تا چه حد با شخصیت شما یا اطرافیانتان جور بوده است. یا دست کم نظرتان را بنویسید. شاید خیری از آن درآمد.

دیگر اینکه ما هفته گذشته دو روزی میهمان مسعود خان زارع (همان شاعر یزدی اهل دل و فنی که پیوندش هم همین بغل است) و خانواده گرم و صمیمی ایشان بودیم که بسی حظ بردیم از این شهر گرمسیری و مردمان گرم‌ترش. به زودی سفرنامه مصوری را در وبلاگ می‌گذارم تا شما هم در حظ ما شریک شوید و یقین حاصل کنید که باید این شهر زیبا را ببینید. مسعود زارع هم برای میزبانی همه شما اعلام آمادگی کرده است!! (خداییش هزینه هتل خیلی بالاست!)

آخر اینکه هر بار میهمان من می‌شوید پیوند آشیان جناب نوری‌زاد را از دست ندهید.

سپاس

مرکز پژوهش‌های مجلس: طب سنتی احیا شود.

مركز پژوهشهاي مجلس با انتشار گزارشي با عنوان “قابليت‌هاي طب سنتي و مكمل در نظام درماني كشور” خواستار احياي طب سنتي در كنار طب جديد در كشور شد.

به گزارش “ايلنا” دفتر مطالعات اجتماعي اين مركز ضمن تحليل وضعيت طب سنتي (طب مكمل يا جايگزين) در ايران تصريح كرد كه در حال حاضر بيشتر كشورهاي دنيا و به ويژه كشورهايي مانند آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان كه خود از سردمداران طب غربي به شمار مي‌روند از طب سنتي و مكمل در كنار پزشكي رايج به منظور تشخيص و درمان بيماري‌ها استفاده مي‌كنند و روشهاي طب مكمل هر روز با محبوبيت و استقبال گسترده‌تري از سوي مردم مواجه مي‌شود و با اين وصف جايگاه طب سنتي در كشور ما علي‌رغم داشتن سابقه تاريخي و فرهنگي طولاني به درستي مشخص نشده است.
مركز پژوهش‌‏ها افزود: امروزه بالغ بر 250 نوع روش درماني در كشورهاي مختلف جهان وجود دارد كه هر كدام از آنها عمدتا ريشه در تاريخ برخي ملل دارند ولي متاسفانه طب سنتي ايران كه ثمره تجربيات گسترده دانشمندان و حكماي اين سرزمين طي اعصار و قرون متمادي است توسط خود ايرانيان مورد بي‌مهري قرار گرفته و اين در حالي است كه اين طب حتي توانايي درمان بعضي از بيماري‌هايي كه طب جديد در مواجهه با آنها ناتوان است را دارد.
مركز پژوهش‌‏ها با اشاره به آغاز آموزش طب سنتي از سال گذشته در كشور افزود: اين در حالي است كه در كشورهايي نظير هند و پاكستان طب سنتي ايران از سالها پيش به صورت رسمي و مستقل تدريس مي‌شود.
در بخش ديگري از اظهارنظر مفصل مركز پژوهش‌‏ها در اين زمينه ضمن تشريح ثمرات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ناشي از ترويج طب سنتي – در كنار طب جديد – در كشور آمده است: توسعه طب سنتي يكي از مباحث جهاني مهم در چند دهه اخير بوده است و علاوه بر دولت‌ها، سازمان‌بهداشت جهاني و سازمان ملل به مثابه مهمترين نهادهاي بين‌المللي، طب سنتي را دانش بومي كشورها دانسته و درصدد برآمده‌اند تا با استفاده از سياست‌ها و ابزارهاي مختلف مانند روز آمدسازي، استانداردسازي و استفاده از فناوري‌هاي نوين از جمله فناوري اطلاعات نسبت به احيا و ترويج اين علم به ويژه در كشورهايي كه در اين عرصه پيشينه تاريخي دارند، بپردازند. كما اينكه بيش از پنج دهه از فعاليت جدي و سرمايه‌گذاري چين در عرصه طب چيني مي‌گذرد ولي ايران با وجود داشتن مباني فلسفي و حكمت بسيار قوي‌تر از طب سنتي چين، تاكنون در اين زمينه اقدامي نكرده است و در مقابل كشوري نظير كره جنوبي در حالي كه هيچ پيشينه و قدمتي در تاريخ طب ندارد ، با توليد سريال «جواهري در قصر» و نمايش آن در بيش از 80 كشور و از جمله ايران ، داروهاي گياهي و طب سنتي – نداشته – خود را تبليغ مي‌كند و جالب اينكه بازيگر نقش اول اين سريال درمان آبله، جراحي سزارين ، درمان بيماري بهجت و موارد ديگر را به نام خود و طب سنتي كره ثبت مي‌كند.
مركز پژوهشها در بخش ديگري از اين اظهارنظر كارشناسي ، پرداختن به طب سنتي و داروهاي مبتني بر طب سنتي و محلي را كه مواد اوليه آن نيز داخلي است، ضروري دانست و افزود: اين اقدام مي‌تواند زيربناي توليد دانش فني بومي در كشور باشد و تنها در اين صورت است كه توسعه پايدار نيز در اين بخش حاصل خواهد شد.
در بخش ديگري از اين مطلب آمده است: قريب 80 درصد از مردم جهان براي درمان بيماري‌ها و شفاي خود تنها به شيوه‌هاي سنتي وابسته‌اند و در بسياري از مناطق آفريقا ، آسيا و آمريكاي لاتين ، طب سنتي تنها روش مراقبت و درمان است كه مردم در اختيار دارند و در عين حال استفاده از اين شيوه درماني به طور روزافزون در استراليا، اروپا و آمريكاي شمالي نيز در حال رشد است در حالي كه در آفريقا حدود 80 درصد مردم از شيوة معالجات سنتي استفاده مي‌كنند ، در چين ميزان اتكاي مردم به طب سنتي قريب 30 تا 50 درصد است.

در همين حال سازمان جهاني بهداشت از حدود 30 سال پيش به منظور جامه عمل پوشاندن به شعار خود مبني بر «بهداشت براي همه تا سال 2000»توسعه طب سنتي را مورد توجه قرار داده كه اين تصميم بر دو پايه استوار است: اول عدم دسترسي بسياري از افراد به خدمات اوليه بهداشتي درماني، كه در بعضي كشورها تا 80 درصد جمعيت را شامل مي‌شود و دوم عدم رضايت عمومي از درمان‌هاي طب جديد به خصوص در رابطه با بيماري‌هاي مزمن و نيز عوارض جانبي داروهاي شيميايي است ، ضمن اينكه اين سازمان ، به عنوان نهاد بين‌المللي متولي سلامت در جهان، توسعه و ترويج طب سنتي را احترام به ميراث و فرهنگ مردم دانسته و استراتژي ويژه‌اي جهت احيا و رونق طب سنتي در پيش گرفته است.

چند نکته

سلام

1) بعضی دوستان در مورد پیوند «فیلمهایی که دیده‌ام» پرسیده‌اند. این پیوند به طور مداوم بروز می‌شود و بنده هر فیلم جدیدی که ببینم امتیاز مورد نظرم را به آن می‌دهم. فعلا هم که در حال تماشای سریال بسیار زیبای «گمشدگان» (Lost)‌هستم.

2) دوست عزیزی پیشنهاد کردند بخشی هم در مورد کتابهایی که خوانده‌ایم داشته باشیم. این گوی و این میدان! هر کتابی که خواندید نقد و ‌یا توضیحتان را -ترجیحا همراه تصویر جلد کتاب و توضیحاتی در مورد نویسنده- بفرستید تا با افتخار آن را در صفحه اصلی قرار دهم. برای این نوشته‌ها یک دسته جدید هم ایجاد خواهم کرد با عنوان «کتابهایی که خوانده‌ایم»

3) در مورد مطلب «شهرآورد» دیدید که همان شد که بنده در مورد کریمی و تیم ملی، خط دفاع پرسپولیس، مسایل فرهنگی ژنرال و شاگردانش و… عرض کرده بودم؟!

4) امیر سرداری عزیز کار جالبی کرده و بیوگرافی خودش را داخل دیدگاههای مطلب «دلیل بودن تو» گذاشته. با سپاس از وی، دعوت می‌کنم آن را بخوانید و اگر نظری داشتید (بویژه در مورد مطالبش) به صورت عمومی یا خصوصی برای خودش بفرستید. نمی‌دانم چرا امیر کمتر به خانه‌اش سر می‌زند. هرجا هست خوش باشد.

5) «طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران» صاحب وب‌نامه شده است. به زودی نشانی آن را تقدیم خواهم کرد.

6) دوستان لطفا بیخودی هی تبریک نفرستند! کاهش مدت سربازی شامل حال ما نمی‌شود!

سپاس

شهرآورد

می‌گویند اگر تیم ملی برزیل چند سالی قهرمان نشود مردم برزیل از فقر و گرسنگی خواهند مرد! که این در واقع نشان‌دهنده اهمیت پدیده‌ای به نام فوتبال در حفظ و ارتقاء غرور ملی و اعتماد به نفس اجتماعی انسان معاصر است. درست نمی‌دانم، ولی شاید مثلا گاوبازی هم در اسپانیا چنین کارکردی داشته باشد.
بگذریم… شهرآورد پرسپولیس-استقلال پدیده‌ای است فراتر از یک مسابقه ورزشی و گویی جدا از بدنه فوتبال ایران قرار می‌گیرد. یک رویداد اجتماعی است که خیلی چیزها را پیرامون خود تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سیاستهای سازمان ورزش تا بحث خصوصی‌سازی و اصل 44، از احکام سابق کمیته‌های انضباطی باشگاهی و فدراسیونی تا سازمانهای متولی مبارزه با دوپینگ، از نظام حمل و نقل عمومی تا نظام پلیسی و امنیتی پایتخت، از مسائل مالی باشگاهها تا مانورهای تبلیغاتی مدیران آنها، از ادبیات رسانه‌های دیداری-شنیداری و نوشتاری تا نحوه تعامل مردم با تیم ملی و….
البته در این بین خیلی مسائل هم با قدرت ایستادگی می‌کنند و خیال تغییر ندارند: هواداران بسیاری از یکی دو روز قبل به تهران می‌آیند و پشت درهای ورزشگاه آزادی می‌خوابند و روز مسابقه این خیل جمعیت با تعدادی آبخوری و سرویس بهداشتی کهنه و معیوب روبرو می‌شوند، هرسال ضعف مدیریت و تصمیم‌گیری در نظام عرضه بلیط خودنمایی می‌کند و بازار سیاه بلیط به جان هواداران که اکثرا از قشر متوسط، دانش‌آموز یا کارگر جامعه هستند می‌افتد و….
بماند… اما این شهرآورد شماره 65 که باز هم یک-یک مساوی تمام شد نتایج جالبی هم داشت:
1) امپراطور افشین قطبی بیش از آن که به دنبال بازی زیبا باشد، دنبال نتیجه خوب است و خودش هم این را تأیید می‌کند. اما تیم وی اخیرا دارد کم‌کم به بازی تماشاگرپسند نزدیک می‌شود. از طرفی تعویض‌های جسورانه و ریسکی وی در شهرآورد اخیر حال من یکی را جا آورد. البته ماندن پتروویچ پشت درهای سیاسی‌کاری مدیران تیم (جهت بازی دادن به نیکبخت) هم باعث دلخوری شد. امپراطور باید شهامت بیشتری نشان دهد بویژه که باز هم نیکی بعد از تعویض لب به اعتراض وگشود و حرکت ناشایستی کرد. آقای نیکبخت! هیچکس از «پرسپولیس» بالاتر نیست.
2) ژنرال سابق، امیر قلعه‌نوعی بر خلاف بازی سال گذشته تیمش (مس کرمان) در برابر پرسپولیس سعی نکرد حریف و سرمربی متشخص‌اش را تحقیر کند. به نظر می‌رسد ادبیات مبتنی بر احترام به حریف امپراطور تأثیر خودش را کرده است. (یادتان هست زمانی می‌گفتیم از تأثیر جریان دوم خرداد همین بس که قانون‌شکنان و گردن‌کلفتان سیاسی هم سعی می‌کنند اعمال قانون‌شکنانه‌شان را به نوعی با بند یا تبصره‌ای قانونی توجیه کنند یا حتی برای توجیه اعمال آینده‌شان به تصویب قوانین خاص! اقدام نمایند؟!) این موضوع برای من که این اواخر نگران شده بودم که نکند امپراطور تحت تأثیر ادبیات برخی کوتوله‌ها قرار گرفته باشد، خبر خوبی است.
3) علی کریمی برگشت. جادوگر افسرده چند سال اخیر که به نظر من از زمان ورودش به بایرن مونیخ منزوی شده و چندین مرتبه به نوعی دست به خودزنی و خودکشی فوتبالی زده بود بالاخره راه را پیدا کرد. جادوگر یا مشاور خوبی نداشت و یا با خودش لجاجت می‌کرد، ولی وقتی با بهانه‌های غرض‌ورزانه پشت درهای تیم ملی ماند و اهرم فشار افکار عمومی را پشت سر خودش ندید تغییر رویه هوشمندانه‌ای داد و با چشم‌پوشی از چند صفر از نوع دلاری‌اش به فوتبال ایران برگشت و حالا روز به روز بهتر خواهد شد. خوش آمدی جادوگر.
4) در ادامه مورد بالا باید منتظر اتفاقات طنز (شاید از نوع تلخش) پیرامون تیم ملی و بین سرمربی بین‌المللی! آن و علی کریمی و رسانه‌ها باشیم. هرچند سرمربی هم چند سالی است که با حربه «پازل تاکتیکی» آشناست!
5) خط دفاع پرسپولیس نیاز به تعمیرات اساسی دارد. طوری که حتی جناب علیفر هم چند بازی پیش این را فهمیده بود. افشین قطبی باید فکری به حال کندی و ناهماهنگی دفاعش بکند. در بازی‌های اخیر خط دفاعی پرسپولیس خیلی شرمنده مهاجمان نشده است! در همین بازی آخر هم طی 35 دقیقه اول آرش برهانی (که خوشبختانه از وضعیت بحرانی خارج شده!) 6-5 بار با دروازه‌بان تیم تک به تک شد که یک بارش هم –که خیلی خطرناک بود- به لطف کمک‌داور و به اشتباه آفساید اعلام شد. در نیمه دوم هم همین موضوع چند بار تکرار شد و در نهایت به گل انجامید. شاید برای قهرمانی در لیگ ایران مشکل چندانی نداشته باشیم ولی در بازیهای آسیایی قطعا خیلی زود….
6) در مورد خط میانی پرسپولیس و بویژه شخص کاپیتان کریم باقری لازم نیست چیزی بگویم، جز این که علی نیکبخت اگر نجنبد از این همه خوبهای خط میانی عقب می‌ماند بخصوص که جایش در خط حمله هم تنگ شده است.
7) موقع کرنر زدن‌ها (حواستان باشد که پرسپولیس 10 کرنر زد و استقلال یکی!) باران سنگ می‌بارید! محسن مخملباف اخیرا نوشته بود ما وقتی در مورد چیزی احساس نقص و ضعف می‌کنیم در موردش زیاد حرف می‌زنیم، می‌نویسیم و یا فیلم می‌سازیم و برای همین است که در سالهای اخیر سینمای ایران مدام از اخلاق و معنویت و برابری و محبت و… می‌گوید! راستی ما بهترین تماشاگرهای دنیا را داریم!
8) ژنرال بعد از گل تیمش، یک مهاجم و یک هافبک هجومی را بیرون آورد و دو مدافع اضافه کرد. منصوریان هم می‌گفت ژنرال سابق اصلا به بازی تدافعی بعد از زدن گل اعتقاد ندارد! و این فرو رفتن در لاک دفاعی ناشی از ضمیر «ناخواسته»! بازیکنان است!! امپراطور هم که خوردن گل آن هم در بازی که 61٪ بازی را در دست داشت و دو تا تیرک زده بود و دو موقعیت 100٪ را توسط کریمی و توره از دست داده بود، برایش غیر قابل تحمل بود هرچه مدافع داشت بیرون کشید و هافبک و مهاجم اضافه کرد!
9) ژنرال لمپن ما بعد از بازی جلوی تماشاچی‌ها و دروبین‌ها به کوشکی، که قرار بود یار مستقیم کریمی باشد، حمله کرد و اگر نگرفته بودندش گوشه‌ای از هنرش را نشان همه می‌داد. ژنرال کل یوم قاطی کرده بود! البته ایشان در رختکن هم از خجالت چند نفری در آمده و پولادی را هم انداخته بیرون! طوری که قربانی هم صدایش درآمده است. (یادتان هست یک مدتی هر وقت پرسپولیس می‌باخت علی آقای پروین جلوی دوربین‌ها هر چه می‌خواست به مهرزاد معدنچی می‌گفت؟!)
در کنفرانس خبری بعد از بازی قلعه‌نوعی به قطبی و خبرنگاران توهین کرده و جلسه هم به هم خورده است. (هرکسی کو دور ماند از اصل خویش…) کوشکی هم به یک خبرنگار توهین کرده و کتک‌کاری راه انداخته که با وساطت دیگران ماجرا پایان یافته است. برهانی و کوشکی و نیکبخت هم به کمیته انضباطی فراخوانده شده‌اند. و شاید قلعه‌نوعی هم.
10) پژو 206 ها هم که از چنگ پرسپولیسی‌ها رفت!
11) انصافا اگر داور بازی ایرانی بود تماشاچی‌ها و شخص ژنرال سر خطای پنالتی روی برهانی و خطای هند توره و آفساید اشتباهی برهانی و… شرمنده داور می‌شدند. و آن وقت فیفا هم باید یک پوشه جداگانه می‌گذاشت برای استعفاها و انصراف‌های داوران ایرانی! ضمنا نصیری گفته روی برهانی خطای پنالتی شده و پیروز قربانی هم باید اخراج می‌شده، سیار هم گفته داور دو پنالتی به سود پرسپولیس نگرفته است. ولی من همچنان معتقدم برهانی پیش از اینکه واعظی زانویش را بزند خودش را پرتاب کرده بود.
12) می‌خواستم به عنوان یک پرسپولیسی که اهمیت زیادی برای هنر-صنعت-ورزش فوتبال در دنیای امروز و بویژه اهمیت زیادی برای شهرآورد سنتی تهران و کارکردهای آن قائل است فقط چند خطی بنویسم. نتیجه شد این همه روده‌درازی. سپاس که خواندید. دعوت می‌کنم که نظرات خودتان را بنویسید. شاید بحث خوبی با دیدگاههای مختلف در بگیرد و دست کم نتایج خوبی عایدمان شود.