شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

شهرآورد

می‌گویند اگر تیم ملی برزیل چند سالی قهرمان نشود مردم برزیل از فقر و گرسنگی خواهند مرد! که این در واقع نشان‌دهنده اهمیت پدیده‌ای به نام فوتبال در حفظ و ارتقاء غرور ملی و اعتماد به نفس اجتماعی انسان معاصر است. درست نمی‌دانم، ولی شاید مثلا گاوبازی هم در اسپانیا چنین کارکردی داشته باشد.
بگذریم… شهرآورد پرسپولیس-استقلال پدیده‌ای است فراتر از یک مسابقه ورزشی و گویی جدا از بدنه فوتبال ایران قرار می‌گیرد. یک رویداد اجتماعی است که خیلی چیزها را پیرامون خود تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سیاستهای سازمان ورزش تا بحث خصوصی‌سازی و اصل 44، از احکام سابق کمیته‌های انضباطی باشگاهی و فدراسیونی تا سازمانهای متولی مبارزه با دوپینگ، از نظام حمل و نقل عمومی تا نظام پلیسی و امنیتی پایتخت، از مسائل مالی باشگاهها تا مانورهای تبلیغاتی مدیران آنها، از ادبیات رسانه‌های دیداری-شنیداری و نوشتاری تا نحوه تعامل مردم با تیم ملی و….
البته در این بین خیلی مسائل هم با قدرت ایستادگی می‌کنند و خیال تغییر ندارند: هواداران بسیاری از یکی دو روز قبل به تهران می‌آیند و پشت درهای ورزشگاه آزادی می‌خوابند و روز مسابقه این خیل جمعیت با تعدادی آبخوری و سرویس بهداشتی کهنه و معیوب روبرو می‌شوند، هرسال ضعف مدیریت و تصمیم‌گیری در نظام عرضه بلیط خودنمایی می‌کند و بازار سیاه بلیط به جان هواداران که اکثرا از قشر متوسط، دانش‌آموز یا کارگر جامعه هستند می‌افتد و….
بماند… اما این شهرآورد شماره 65 که باز هم یک-یک مساوی تمام شد نتایج جالبی هم داشت:
1) امپراطور افشین قطبی بیش از آن که به دنبال بازی زیبا باشد، دنبال نتیجه خوب است و خودش هم این را تأیید می‌کند. اما تیم وی اخیرا دارد کم‌کم به بازی تماشاگرپسند نزدیک می‌شود. از طرفی تعویض‌های جسورانه و ریسکی وی در شهرآورد اخیر حال من یکی را جا آورد. البته ماندن پتروویچ پشت درهای سیاسی‌کاری مدیران تیم (جهت بازی دادن به نیکبخت) هم باعث دلخوری شد. امپراطور باید شهامت بیشتری نشان دهد بویژه که باز هم نیکی بعد از تعویض لب به اعتراض وگشود و حرکت ناشایستی کرد. آقای نیکبخت! هیچکس از «پرسپولیس» بالاتر نیست.
2) ژنرال سابق، امیر قلعه‌نوعی بر خلاف بازی سال گذشته تیمش (مس کرمان) در برابر پرسپولیس سعی نکرد حریف و سرمربی متشخص‌اش را تحقیر کند. به نظر می‌رسد ادبیات مبتنی بر احترام به حریف امپراطور تأثیر خودش را کرده است. (یادتان هست زمانی می‌گفتیم از تأثیر جریان دوم خرداد همین بس که قانون‌شکنان و گردن‌کلفتان سیاسی هم سعی می‌کنند اعمال قانون‌شکنانه‌شان را به نوعی با بند یا تبصره‌ای قانونی توجیه کنند یا حتی برای توجیه اعمال آینده‌شان به تصویب قوانین خاص! اقدام نمایند؟!) این موضوع برای من که این اواخر نگران شده بودم که نکند امپراطور تحت تأثیر ادبیات برخی کوتوله‌ها قرار گرفته باشد، خبر خوبی است.
3) علی کریمی برگشت. جادوگر افسرده چند سال اخیر که به نظر من از زمان ورودش به بایرن مونیخ منزوی شده و چندین مرتبه به نوعی دست به خودزنی و خودکشی فوتبالی زده بود بالاخره راه را پیدا کرد. جادوگر یا مشاور خوبی نداشت و یا با خودش لجاجت می‌کرد، ولی وقتی با بهانه‌های غرض‌ورزانه پشت درهای تیم ملی ماند و اهرم فشار افکار عمومی را پشت سر خودش ندید تغییر رویه هوشمندانه‌ای داد و با چشم‌پوشی از چند صفر از نوع دلاری‌اش به فوتبال ایران برگشت و حالا روز به روز بهتر خواهد شد. خوش آمدی جادوگر.
4) در ادامه مورد بالا باید منتظر اتفاقات طنز (شاید از نوع تلخش) پیرامون تیم ملی و بین سرمربی بین‌المللی! آن و علی کریمی و رسانه‌ها باشیم. هرچند سرمربی هم چند سالی است که با حربه «پازل تاکتیکی» آشناست!
5) خط دفاع پرسپولیس نیاز به تعمیرات اساسی دارد. طوری که حتی جناب علیفر هم چند بازی پیش این را فهمیده بود. افشین قطبی باید فکری به حال کندی و ناهماهنگی دفاعش بکند. در بازی‌های اخیر خط دفاعی پرسپولیس خیلی شرمنده مهاجمان نشده است! در همین بازی آخر هم طی 35 دقیقه اول آرش برهانی (که خوشبختانه از وضعیت بحرانی خارج شده!) 6-5 بار با دروازه‌بان تیم تک به تک شد که یک بارش هم –که خیلی خطرناک بود- به لطف کمک‌داور و به اشتباه آفساید اعلام شد. در نیمه دوم هم همین موضوع چند بار تکرار شد و در نهایت به گل انجامید. شاید برای قهرمانی در لیگ ایران مشکل چندانی نداشته باشیم ولی در بازیهای آسیایی قطعا خیلی زود….
6) در مورد خط میانی پرسپولیس و بویژه شخص کاپیتان کریم باقری لازم نیست چیزی بگویم، جز این که علی نیکبخت اگر نجنبد از این همه خوبهای خط میانی عقب می‌ماند بخصوص که جایش در خط حمله هم تنگ شده است.
7) موقع کرنر زدن‌ها (حواستان باشد که پرسپولیس 10 کرنر زد و استقلال یکی!) باران سنگ می‌بارید! محسن مخملباف اخیرا نوشته بود ما وقتی در مورد چیزی احساس نقص و ضعف می‌کنیم در موردش زیاد حرف می‌زنیم، می‌نویسیم و یا فیلم می‌سازیم و برای همین است که در سالهای اخیر سینمای ایران مدام از اخلاق و معنویت و برابری و محبت و… می‌گوید! راستی ما بهترین تماشاگرهای دنیا را داریم!
8) ژنرال بعد از گل تیمش، یک مهاجم و یک هافبک هجومی را بیرون آورد و دو مدافع اضافه کرد. منصوریان هم می‌گفت ژنرال سابق اصلا به بازی تدافعی بعد از زدن گل اعتقاد ندارد! و این فرو رفتن در لاک دفاعی ناشی از ضمیر «ناخواسته»! بازیکنان است!! امپراطور هم که خوردن گل آن هم در بازی که 61٪ بازی را در دست داشت و دو تا تیرک زده بود و دو موقعیت 100٪ را توسط کریمی و توره از دست داده بود، برایش غیر قابل تحمل بود هرچه مدافع داشت بیرون کشید و هافبک و مهاجم اضافه کرد!
9) ژنرال لمپن ما بعد از بازی جلوی تماشاچی‌ها و دروبین‌ها به کوشکی، که قرار بود یار مستقیم کریمی باشد، حمله کرد و اگر نگرفته بودندش گوشه‌ای از هنرش را نشان همه می‌داد. ژنرال کل یوم قاطی کرده بود! البته ایشان در رختکن هم از خجالت چند نفری در آمده و پولادی را هم انداخته بیرون! طوری که قربانی هم صدایش درآمده است. (یادتان هست یک مدتی هر وقت پرسپولیس می‌باخت علی آقای پروین جلوی دوربین‌ها هر چه می‌خواست به مهرزاد معدنچی می‌گفت؟!)
در کنفرانس خبری بعد از بازی قلعه‌نوعی به قطبی و خبرنگاران توهین کرده و جلسه هم به هم خورده است. (هرکسی کو دور ماند از اصل خویش…) کوشکی هم به یک خبرنگار توهین کرده و کتک‌کاری راه انداخته که با وساطت دیگران ماجرا پایان یافته است. برهانی و کوشکی و نیکبخت هم به کمیته انضباطی فراخوانده شده‌اند. و شاید قلعه‌نوعی هم.
10) پژو 206 ها هم که از چنگ پرسپولیسی‌ها رفت!
11) انصافا اگر داور بازی ایرانی بود تماشاچی‌ها و شخص ژنرال سر خطای پنالتی روی برهانی و خطای هند توره و آفساید اشتباهی برهانی و… شرمنده داور می‌شدند. و آن وقت فیفا هم باید یک پوشه جداگانه می‌گذاشت برای استعفاها و انصراف‌های داوران ایرانی! ضمنا نصیری گفته روی برهانی خطای پنالتی شده و پیروز قربانی هم باید اخراج می‌شده، سیار هم گفته داور دو پنالتی به سود پرسپولیس نگرفته است. ولی من همچنان معتقدم برهانی پیش از اینکه واعظی زانویش را بزند خودش را پرتاب کرده بود.
12) می‌خواستم به عنوان یک پرسپولیسی که اهمیت زیادی برای هنر-صنعت-ورزش فوتبال در دنیای امروز و بویژه اهمیت زیادی برای شهرآورد سنتی تهران و کارکردهای آن قائل است فقط چند خطی بنویسم. نتیجه شد این همه روده‌درازی. سپاس که خواندید. دعوت می‌کنم که نظرات خودتان را بنویسید. شاید بحث خوبی با دیدگاههای مختلف در بگیرد و دست کم نتایج خوبی عایدمان شود.

8 دیدگاه »

  Mostafa wrote @

سلام، مطلب جالبی بود. هم سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی، اقتصادی، ورزشی ،خبری و تحلیلی بود.

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

سلام عزیز دل

راستش من از روزی که دنیا اومدم آبی بودم.و همش هم به خاطر عابدزاده بود و من در 6 سالگی آلبومی داشتم که پر از عکس عابدزاده بود.
اما به این خوبی نموند و آقا عقابه تنها دفعه ای را که من در زندگی کتک خوردم را با رفتن به تیمِ اسمشا نبر رقم زد.باورت نمیشه که بگم به خاطر اینکه عقابه رو می زدم تو سر بچه محلامون ؛ جلوی پدر و مادرم منا زدن که کار خیلی خیلی بیخ پیدا کرد.به هر حال یکی از افتخاراتم اینه که ….

ولش کن خودت چطوری؟

  آرش قدیریان wrote @

سلام.
سرو کوچک به روز شد.
منتظر راهنمایی هایتان هستم.

  ن.شقایق wrote @

حق
سلام مسعود جان
از اینکه تاجی هستی ناراحتم و از اینکه کتک خوردی خوشحال!
قربونت برم که اون لهجه‌ات تو نوشتنت هم تابلوئه!
جالبه ولی من هم اولین کتک حسابی عمرم رو سر اکران نون و گلدون مخملباف خوردم که اون موقع داشت کم‌کم جمع می‌کرد که بره!
ولی اون سال خدایی جشنواره باحال و پرخاطره‌ای بود.
یادش به خیر

  مجتبی wrote @

زبس فتنه از پیش وپس میرسد
به سختی مجال نفس میرسد
نه منزل نمایان نه مقصد پدید
نه از دور بانگ جرس میرسد
صف آرایی لشکر عاشقی
به فرماندهان هوس میرسد
و میراث پرواز اوج عقاب
به بال علیل مگس میرسد
“”سید حسن حسینی”"

  ن.شقایق wrote @

حق
سلام آقا مجتبی!
سپاس از شعر بسیار زیبایی که فرستادید.
اگر لطف کنید و این شاعر اهل دل را معرفی بفرمایید و چندتایی از سروده‌هایش را هم بفرستید،‌با کمال افتخار نوشته‌تان را در متن و صفحه اصلی بلاگ قرار می‌دهم.
سپاس

  احمدرضا قدیریان wrote @

سلام و سپاس بیکران. از حضورتان یک دنیا ممنون. همچنین از اظهار محبتی که نسبت به شعرهایم داشتید. احساس لطیف شما، محصول دلی است پاک و بی آلایش. امیدوارم همواره بهارهای سرسبز، میهمان دلتان باشند. از بابت همه ی محبت هایتان سپاسگزارم. همیشه بهروز باشید و به روز.

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

سلام

دستانم بوی محرومیت تازه می دهند…

شبهای روشن بروز شد


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>