شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.com

یلدا

حق / درود / پرسشی از امیر سرداری و پاسخی زیبا از آشیان دوستی فرهیخته… منتظر گفتمان زیبایتان هستیم.

با سلام
من دوباره داره پیدام می‌شه. کی گفته که من گم شدم و یا یک وبلاگ برای خودم زدم و یا هر سؤالی؟
یک عالمه کار داشتم که همش طی یک مدت سرم خراب شد. به هر حال از اینها که بگذریم چند سؤال دارم درباره یلدا:

یلدا چرا یلدا نامیده شد؟bf344_watermelon
معنی هندوانه در این شب چیست؟ چرا باید قرمز باشد مگر سفید باشد چه می‌شود؟!
چرا باید انار خورد؟
اگر آجیل در این شب نباشد چه می‌شود؟ و یا آجیل به چه معناست؟
باسلق چی؟ و ……… ؟
و یا این که نمی‌شد یک اسم دیگر برای شب یلدا بگذارند؟
در صورت تمایل می‌خواهم یک گفتمان اینترنتی در مورد یلدا شروع کنم که دوست دارم همه دوستانی که از وبلاگ استفاده می‌کنند حتما نظر بدهند.
امیدوارم در این زمستان قلبی بهاری در سینه و گرمایی تابستانی در وجودتان داشته باشید. و خدا را شاکر باشیم که نمی‌گذارد اشک چشمانمان مانند برگان پاییزی از چشمانمان پایی بریزد و گونه هایمان را تر کند.
«امیر سرداری»

11 دیدگاه »

  سروش wrote @

یلدایتان مبارک

  ن.شقایق wrote @

به خُشنودی اَهورامَزدا

جشن شب چله و ديگر جشن‌های ديگان

ياد‌آوري: اين نوشتار به پارسی سَره نوشته شده است، از اين روی واژگان درون كمانك‌ها (پرانتزها) واژگان بيگانه هستند و واژگان درون ابروها {آكولاد‌ها} برای روشنگری آمده است.

در گاهنامه‌ ايرانی 3746 روز يكم دی ماه به نام جشن ديگان و شب پيش از آن به نام جشن شب چله نام گذاري شده است.
ياد‌آوري می‌شود كه يلدا واژه‌اي سرياني به مانك (معني) زايش است که به نادرستی جایگزین چله شده است.
شب چله یا جشن زایش مهر، درازترین شب سال و شب زاده شدن دوباره‌ی خور {خورشید} و آغاز واره‌ (فصل) زمستان و آغاز دگرگشت (انقلاب) زمستاني است، که یادگاری چندين هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ما به شمار می‌آيد. ایرانیان باستان هزاران سال پیش دریافتند که گاه‌شماری بر پایه ماه {سال قمری} نمی‌تواند گاه‌شماری درستی باشد، پس گاه‌شماری خود را بر پایه‌ جنبش خورشید بنا نهادند.
ایشان رهروي خورشید را در آبام‌هاي (برج‌های) آسمان اندازه‌گیری کردند و برای هر آبامي نام ويژه گذاشتند و دریافتند که در آغاز پاییز و بهار روز و شب برابر است ولي آغاز تابستان برابر با بلندترين روز و آغاز زمستان برابر با بلندترين شب سال است. سپس آنان گاه‌شماری خود را بر پايه چهل روز يا چله گذاشتند و سال را به 9 چله {ماه} بخش كرند. سپس در زمان داريوش بزرگ اين چهل روز به سی روز كاهش يافت و دوازده ماه پديد آمد که سنجيده‌ترين گاه‌شماری جهان و هم‌آهنگ‌ترين با نهاد (طبیعت) است که شب چله برابر با دگرگشت (انقلاب) زمستانی است.
از اين رو زمستان به دو چله کوچک و بزرگ بخش می‌شود. چله بزرگ از يكم دی ماه تا 10 بهمن ماه است و چله کوچک از 10 بهمن ماه تا 20 اسپند ماه است که جشن چله، شب نخست چله بزرگ است.
يادآوری می‌شود كه در فرهنگ ایران هميشه شماره‌ چهل مانند شماره‌هاي هفت و دوازده اَشو (مقدس) بوده است. واژه‌های چله نشستن، چل چلی و در تبرستان واژه‌های پیرا چله،‌ گرما چله نشانه ارجمندي این مَر (عدد) در فرهنگ ایرانی است.
پس از ديدگاه اخترشناسي شب چله بلندترين شب سال است، و روزها کم کم بلند و شب ها کوتاه مي‌شوند و آغاز روشنايی است، از همين روي ايرانيان اين شب را شب زايش شيد (نور) ناميدند که در افسانه‌‌هاي ايران باستان شب زايش مهر در سپهر است و ماه به دلدادگي مهر اين شب را به دراز‌ترين ديدار خود با خورشيد دگرگون مي‌كند که جشن پيدايش مهر است.
جشن زايش مهر جشنی آريايی است كه همراه با كيش مهر از ايران به روم و بسیاری ديگر از کشورها رفت. شب چله برابر با 21 دسامبر كنونی، زاد روز فرشته مهر و نخستین روز سال نو به شمار می‌آمده است. در اين روز جشن زايش مهر برگزار می‌شد. چهارسد سال پس از زايش عیسی مسیح، کلیسا جشن زايش مهر را به جاي زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان درست زايش عیسی مسیح آشكار نبود ولی در پی لغزش شمارگري، این روز به 25 دسامبر {كريسمس} جابجا شد.
از این رو است که تا امروز بابا نوئل با جامه‌ و کلاه مُغان نمايان می‌شود و رنگ سرخ برگرفته از زايش مهر و روشنايی در اين روز است.
درخت سرو يا كاج و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر و فرهنگ ایرانی است. در سده‌ هيجدهم “نوتران” آلمانى با پیروی از درخت شب چله‌ ايرانيان، درخت كريسمس را به نماد آذینی شب زادروز عیسی مسيح در آورد. ایرانيان باستان در شب چله درخت سبزى را همانند سرو آذین می‌بستند كه نشانه سبزى هميشگى باشد، به مانك (يعنى) روز زایش وآفرینش مهر.
يهوديان ايرانى ساكن كشورهاى دیگر نيز شب چله را با نام “فستيوال درخت” جشن مى‌گيرند.
این جشن در روسیه نیز از دیرباز با آيين ویژه‌ای برگزار می‌شده است و هنوز در ميان روستاييان برگزار می‌شود.
واژه‌ “دي” يا “دتوشو” اوستايي به مانك (معنی) دادار، آفريدگار يا اورمزد كه همه نام خداوند است و در اوستا بيشتر به جاي واژهي اهورامزدا به كار رفته شده است. از همين روي نام اين ماه را “دی” ناميدند چون “دی” نام آفريننده است، كه سپس به آفريننده شيد (نور) نامی شد.
در ماه دی چهار بار جشن ديگان در روزهاي اورمزد، دی به آذر، دی به مهر و دی بدين برگزار می‌شود، كه از همه والاتر جشن روز اورمزد است. اين روز در ايران باستان كه نخستين جشن ديگان است به نام “اورمزد و دي ماه خرم روز” یا جشن ديگان نامیده شده است. زرتشتيان همچنين اين روز را چيرگي روشنايي بر تاريکي يا پيروزی اهورامزدا بر اهريمن به شمار مي‌آورند.
در اين روز پادشاهان، فرمانروايان و استانداران ديدار همگاني با مردم می‌داشتند.

می‌ستاییم مهر را
آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن
با هزاران چشم بر ایرانیان می‌نگرد
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد
آن که مردمان را از نیاز و دشواری برهاند
“اوستا – مهر یشت”

ایرانیان باستان همواره شیفته شادی و جشن بوده‌اند و این جشن‌ها را با روشنایی و شيد (نور) می‌آراستند. آنان خورشید را نماد نیکی می‌دانستند و در جشن‌هایشان آن را ستایش می‌کردند. در درازترین و تیره‌ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می‌یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، چشم به راه بر‌آمدن خورشید و سپیده دم می‌نشستند تا آن را ستایش کنند.
در اين شب خانواده‌هاي ايرانی پيرامون كت (کرسي) يا هيمه سوز (شومينه) گرد هم مي‌آيند و ميوه‌هايی مانند انار “نماد ميوه ايرانی”، هندوانه، آجيل لَرك و شيرينی می چينند و همه تا پاسی از شب، اين شب را با داستان‌سرايي و شادی و خرمی می‌گذرانند. يادآوری می‌شود سرخی انار و هندوانه نشان روشنايی و زايش مهر است.

سيامك پسر گيومَرت (كيومرث)
http://siamack7.blogfa.com

  سروش wrote @

کامنت بالا جالب و مفید بود.
در مورد فید و آر اس اس هم پیشنهاد می کنم این ها رو مطالعه کنید. موضوع ساده و خیلی کارا و مفیدیه.
http://khorashad.com/2008/11/26/feed-google-khorashad/

http://websaz.wordpress.com/2008/04/30/rss-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-feed-%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-rea/

http://1fathi.com/1386/11/18/feed-2/

http://zangoole.com/1386/07/28/rssfeed/

  sama wrote @

بوی گناه می آید…

  امیر سرداری wrote @

با سلام
مطلب خوب بود ولی کمی برام گنگ بود ممکن است کمی واضح تر توضیح دهید بدون واژه های اصلی اش و اگرنمی شود ممکن هست منبع را به من معرفی کنید تا من کمی مطالعه درباره آن مطالعه داشته باشم .
چطور قرمزی را بعضی ها نشانه از بین رفتن عاطفه و ایجاد خشونت می دانند در حالی که ایرانیان باستان سرخی را نشانه زایش مهر می دانند ؟
اگر سرخی خوب است پس چرا می گویند بد است و اگر سرخی بد است پس چرا در این مطلب گفته شده نشانه خوبی است ؟
آنقدر هم که اینجانب در مورد یلدا می خواستم من را توجیح نکرد .

در مورد مطلبی دیگر این که محرم نزدیک می باشد و اکثر مردم ما خودشان را برای این واقعه مهم آماده می کنند و از روز اول عزاداری می کنند در صورتی که اصل محرم از بعد از واقعه عاشورا اتفاق می افتد از زمانی که کاروان بدون بزرگانی از جمله آقا امام حسین ( ع ) ، حضرت ابولفظل ( ع ) ، و دیگر بزرگان و بدون بدن بر می گردد .
سئوالاتی در این باره :
1 _ چرا باید همیشه باید قبل از واقعه کاری را انجام دهیم ؟
2 _ مضمون اینکه سرها را از بدن جدا کردند و بدن ها را بدون سر در کربلا گذاشتند چه بود ؟
3 _ چرا کربلا را کربلا نامیدند در صورتی که چند نام دیگر نیز آنجا را می نامند ؟
4 _ چرا امام حسین ( ع ) با کلیه خانواده به صحنه کربلا رفت ؟
5 _ 72 تن به چه معناست و یا اینکه چرا باید امام حسین ( ع ) با 72 تن به میدان نبرد می رفت ؟
و ……………. ؟
در آخر می خواهم بگویم که خدایا به ما معرفت شناخت امامان را عطا بفرما تا با آگاهی کامل برای امامان خود با تمام وجود شادی کنیم و همانطور با تمام وجود اشکی از گونه هایمان جاری شود .
در حال حاظر بای .

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

بوی گناه ؟!؟!؟!
بوی گناه و قساوت قلب در سر بریدن حیوانات بیشتر به مشام شما می رسد یا جشن و خوشحالی ؟

———————————————————————————–
حق
درود
خوش آمدید و سپاس از پیوندی که دادید. در مورد دیدگاه دوستمان sama هم دچار سوء‌ تفاهم شده‌اید. ایشان به نوعی بنده را به خواندن مطلب جدیدشان دعوت کرده بودند و آن جمله در ارتباط مستقیم با مطلب بنده نبود.

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

یلدا

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

سلام مجدد . سری به کامنت قبلی خود بزنید .
لینکی که جداگانه آورده بودید را در کلمه وارد کردم .
ساده است . فقط در کافیست در کد زیر به جای آدرس و نام آورده شده ، آدرس خودتان و کلمه مورد نظرتان را وارد کنید . اینطور هم ظاهر زیباتری دارد ، هم مشکل به هم ریختن فارسی نیست و هم براحتی به مطلب مورد نظر می توان دسترسی داشت .

***يلدا***
———————————————————————————–
حق
درود و سپاس از راهنمایی‌تان.
شرمنده، سواد بنده اکابری است،‌ خیلی سر در نیاوردم! یعنی باید همیشه این لینک شما را کپی کنم و آدرس داخلش را عوض کنم؟! یک کمی به عقل جور در نمی‌آید! البته این کار را هم کردم ولی نشد! یعنی به خاطر به هم ریختن واژه پارسی موجود در نشانی کلمه از حالت لینک خارج می‌شود. شرمنده که مزاحم می‌شوم. گویا جزو شاگرد تنبل‌ها هستم!

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

یا مثلن اگر سما نوشته اش را لینک می کرد دیگر سو تفاهم پیش نمی آمد . همه هم راحت به مطلب دسترسی داشتند.

* متاسفانه هنگام فرستادن کد به طور خودبه خود به لینک تبدیل می شود .
اینجا
را ببینید

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

اختیار دارید . بگذار یک راه راحتر بگویم .
در داخل صفحه مطلب جدید در وردپرس که مطالبت را می نویسی ، یک کلمه را انتخاب و بعد گزینه لینک را فشار بده و لینک مورد نظرت را وارد کن . حالا به تب کناری یعنی ویرایش اچ تی ام ال بروید و کدی که آنجا تولید شده را در قسمت کامنت کپی کنید .

  امیر سرداری wrote @

با سلام
این مطلب را تازه نگاه کرده ام و امیدوارم به درد بقیه دوستان هم بخورد البته فکر می کنم کمی دیر شده باشد ولی در هر حال بسیار مفید است .

شب یلـــــدا

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردن

پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاس‌داشت شب چله میراث قوم کاسپیان‌ است. کاسپ‌ها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند. کاسپ‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل، آسیاب‌ها و قنات‌های دزفول و شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند. کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» (تولد دوباره خورشید) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده‌است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شده‌است. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین. هنگام توسعهٔ آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده‌است و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند اما با آمدن دین جدید رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ میلادی تمام فرقه‌های مختلف مسیحیت متفق‌القول روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانستند ولیکن نفوذ آیین مهر کلیسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عیسی مسیح را مطابق با تولد مهر یا میترا قرار دهد تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. با قدرتمند شدن کلیسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های دیگر مسیحیت به این سمت و سو گرویدند. لیکن هنوز کلیسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانند. آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است این است که ٢١ یا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجیل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنین تاریخ دوران اولیه‌ی مسیحیت ، روز میلاد عیسی مسیح نیست و نفوذ آیین مهر در رسوم کلیسا نیز غیرقابل‌انکار است. نخستین مایه‌های جشن کریسمس وایلانوت میراث و هدیه‌ی ایران کهن به جهانیان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشیده‌است. . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد

ریشه واژه یلدا

واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

* برخی مورخان معتقدند که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی(خورشید پرستی) و یا میتراییسم برگرفته شده‌است. مانند تولد مسیح در یک آغل که که به گفته آنها برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می‌باشد , و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره‌ای بر فرازش تزیین می‌شد. (ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می‌کند تا به میترا در غار برسند – درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیات فارسی می‌توانیم به وفور بیابیم – درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود). مورد دیگر شباهت کلاه بابانوئل با کلاهی شبیه کلاه موبدان آیین مهر است.

البته آن طور که از متون مقدس مسیحیان (کتاب مقدس : عهد جدید) برمی آید، تولد عیسای مسیح در یکی از اعتدالین (اعتدال بهاری یا پاییزی) صورت گرفته است و نه در زمستان.(چنانکه در «انجیل» آمده است که در زمان تولد مسیح «چوپانان گله های خود را به چرا می بردند») همانگونه که مورخین قرون اولیه انتشار مسیحیت روایت می کنند، تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(کریسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز خورشید بوده است.

* در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌است.

* در یونان قدیم نیز , اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌است و آن را خورشید شکست‌ ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند(که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی اش , میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.

* در قسمت‌هایی از روسیه‌ی جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

* یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

* آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

* نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

* در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

* در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

* سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

* همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر , گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

* در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

* در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

* در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند.. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)

* مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند
—————————————————————————————
حق
درود امیر جان!
آقا مشتاق دیداریم. دست مریزاد! متن خوب و کاملی بود.


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>