شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.com

دمیان (هرمان هسه)

حق
از «هرمان هسه» بسیار شنیده بودم که نویسنده خوبی است و آثارش خواندنی و قابل توجهند و… تا یک سال و نیم پیش که دوستیd987d8b1d985d8a7d986-d987d8b3d987 «دمیان» هرمان هسه را به عنوان هدیه تولد به من داد و گذشت تا بالاخره قرار شد جهت گذراندن دوره آموزشی خدمت سربازی به شیراز بروم. من هم درکنار دیوان حافظ و گلستان سعدی « دمیان» را برداشتم تا از این فرصت جهت خواندن کتاب و آشنایی با نویسنده استفاده کنم.
من در حوزه سرعت مطالعه کتب خوب و جذاب صاحب رکوردم، پس همین که بگویم خواندن این کتاب 198 صفحه ای در روز بیست و چهارم خدمت تمام شد حاوی نکات فراوانی است. کتاب رمانی است در مورد زندگی و دغدغه‌های یک نوجوان به نام «سینکلر» که در پیدا کردن هویت خود و یافتن راه صحیح زندگی بین «دنیای پاک و روشن» (مثل محیط خانه و خانواده پارسا و مذهبی) و «دنیای پلیدی‌ها» (مثل دنیای بیرون که دروغ و دو رنگی جریان دارد) دچار تشویش و سرگیجه می‌شود. وی با گفتن یک دروغ کودکانه به جهت حفظ غرور کاذب خود وارد بازی‌های پلید یک نوجوان بزرگتر از خود می‌شود و اولین تجربه‌های پلیدی و تاریکی را می‌آزماید. تا اینکه یک منجی به نام «دمیان» وارد زندگی وی می‌شود و به شکلی که نمی‌فهمیم، مزاحم را دک می‌کند! از این پس «سینکلر» بارها تحت تأثیر «دمیان» و «پیستوریوس»، «بئاتریس» و«حوا» از این شاخه به آن شاخه می‌شود و نهایتاً خواننده پس از تحمل حدود 200 صفحه فلسفه‌بافی هاج و واج می‌ماند که بالاخره سینکلر جوان راه را یافته و هویت خود را انتخاب! کرده است یا خیر.
ابتدا تصور می‌کردم ترجمه بد «عبدالحسین شریفیان» موجب خستگی فکرم می‌شود. کمی که جلوتر رفتم دریافتم این ترجمه نه چندان روان و خسته کننده مزید بر متن نه چندان روان و خسته کننده هرمان هسه شده است تا با یک داستان نه چندان روان و خسته کنندهd8afd985db8cd8a7d986 شاید فلسفی طرف باشیم. نویسنده در تمام طول داستان پس از تعریف حداکثر 15-10 خط داستان حداقل دو صفحه فلسفه بافی‏ می‌کند و اینطور می‌شود که یک داستان کوتاه حداکثر 50-40 صفحه‌ای در 200 صفحه روایت می‌گردد.
خلاصه از خرج روزانه حداکثر نیم ساعت وقت استراحت دوران آموزشی خدمت در پادگان احمد بن موسی(ع) برای مطالعه این کتاب احساس چندان خوبی ندارم. گفتم «خلاصه و معرفی کتاب» حتماً که نباید از کتبی باشد که خیلی خوشمان آمده است. شاید همین مطلب در راستای یک انتخاب بهتر جهت وقت‌های ضیق و با ارزش امروزهای ما کمکی کند.
البته همچنان این احتمال که من به علت ضعف دانش فلسفی و بی سوادی در امر«هویت» و نا آشنایی با سبک نویسنده از کتاب لذت نبرده‌ام و این که آقای «هرمان هسه» نویسنده خوبی است پررنگترین احتمال در ذهن بنده است و همین جا ضمن عذرخواهی از نویسنده و دوستداران وی از دوستان فرهیخته‌ام که با این نویسنده شهیر و احیاناً این کتاب آشنا هستند تقاضا می‌کنم بنده را راهنمایی کنند.

«ناصر رضایی‌پور»
86/8/25

تا کنون 5 نظر داده شده »

  امید خوش بیان wrote @

با سلام و تشکر از این دقت و توجه به این عارف بزرگ

هسه در کتاب دمیان – روایتی از جوانی، عناصر ساختاری روان‌تحلیلی را ترسیم نمود. این کتاب به دلیل جو خصمانه‌ای که علیه وی بر فضای سیاسی – اجتماعی آلمان مسلط بود، به نام مستعار «امیل سینکلر» منتشر شد که در چاپ شانزدهم نام حقیقی نویسنده آشکار گردید. سالهای (۱۹۱۸ – ۱۹۱۹ میلادی) سال‌های جدایی از خانواده، گوشه‌گیری و اقامت در «تسین» بود. این حوادث در داستان‌های کوتاه وی رد پای خود را به روشنی بجای گذاشته‌است، داستان هایی همچون:

* کلاین و واگنر Klein und Wagner/۱۹۱۹

* آخرین تابستان کلینگزور Klingsors letzter Sommer/۱۹۱۹

هسه با استفاده از زباني نمادين به خلق اثري خارق العاده چون دميان دست زده است. در واقع استفاده از اين زبان نمادين به او كمك كرده است تا مفاهيم را آسانتر در اختيار خواننده بگذارد و در عين حال او را به تفكر وادارد. مثلاً عنوان شدن اين موضوع كه اميل سينكلربا خوردن سيب به دنياي بد و وحشتناك فرانتس كرومر وارد مي شود آيا نمي تواند يادآور خوردن سيب ممنوع توسط آدم و حوا و ورود به دنياي تاريك و نزول از بهشت و هبوط از افلاك به خاك باشد؟ همچنين بهره گيري از داستانها و روايات كهن كه در كتاب مقدس نيز آمده و يا داستانهاي افسانه اي، دميان را به اثري قابل تأمل بدل كرده است چرا كه خواننده آگاهي همه جانبه اي به داستانهاي كهن پيدا مي كند مثلاً شباناني كه «مواظب گله هايشان» هستند و خبر تولد مسيح را در مي يابند يا ماجراي كشتي گرفتن يعقوب پسر اسحاق با مردي كه به او مي گويد: «تا مرا بركت ندهي رهايت نمي كنم» و يا ماجراي دو دزدي كه به صليب كشيده مي شوند و در انجيل لوقا باب ۲۴ آمده است به تمامي احاطه هرمان هسه را بر داستانها و تمثيلات كهن و كتاب مقدس آشكار مي كند.

هسه داستان خود را در ۹ بخش مجزا اما مرتبط با يكديگر نگاشته كه عبارتند از: ۱- سرآغاز ۲- دو دنيا ۳- قابيل ۴- دزد ۵- بئاتريس ۶- پرنده تلاش مي كند از تخم بيرون آيد ۷- يعقوب و فرشته ۸- حوا ۹- سرآغاز پايان.

تمامي اين بخشها ساختاري منظم و منسجم را در رمان بوجود آورده است و سبب شده كه خواننده به نظم نوشتاري در داستان پي برد. استفاده از زاويه ديد اول شخص در روايت موجب شده كه تحول و تغيير راوي كه شخصيت اصلي داستان نيز هست بهتر به خواننده القا شود و در واقع به سبب احاطه اي كه هر كسي بر خود و تغييرات خود دارد و بيان اين درونيات توسط اول شخص راحت تر مي شود با شخصيت ارتباطي تنگاتنگ برقرار كرد

آنچه برای هسه که تشنه کشف اسرار عالم هستی است، اهمیت دارد، آن است که تا حد امکان خود را در قوای مختلفی که بر بشر نفوذ دارد شرکت دهد، از این‌رو است که بیشتر اشخاص داستانهایش کسانی‌اند که می‌خواهند خود را به صورتی عمیق بشناسند و برای شناخت درون از برابر هیچ تجربه‌ای هرقدر دشوار و وحشتناک باشد، کنار نمی‌روند و پیوسته در حال تحقیق بسر می‌برند. این تحقیق مداوم از انسانیت محض و این اعتلای اندیشه است که هسه را در ردیف نویسندگانی جای می‌دهد که آثارشان در دسترس فهم عامه مردم نیست، اگرچه مبهم و تاریک شمرده نمی‌شود.
——————————————————————————————————————————————-
حق
درود و سپاس به خاطر توضیحات خوب و روشن‌گرانه‌ای که ارائه فرمودید. حالا مطمئنم اشکال از بنده کمترین است که نتوانستم به دیدگاه و فضای فکری و نوشتاری نویسنده محترم نزدیک شوم. منتظر راهنمایی‌های بیشتر شما هستم.

  sama wrote @

سلام
محرم تسلیت
توضیح کامل و جامعی بود .اسم هرمان هسه را زیاد شنیدم ولی هنوز کتابی ازش نخوندم.معمولا ما ایرانی ها از رمان ها و داستان هایی که دیگران مینویسند زیاد خوشمون نمیاد .دلیلشم به خاطر دغدغه هاوانتظارات وفلسفه های مختلفه.البته بعضی از کتابهای رمان واقعا زیباست .
سلامکی برسون.

  ن.شقایق wrote @

حق/ درود / در جستجوهایم به دنبال اشارات دیگری که موجب فهم بیشتری از «دمیان هرمان هسه» شوند، به مطلب زیر برخوردم که هم مختصری درباره هرمان هسه و آثارش راهنمایی می‌کند و هم در واقع خود معرفی کتابی دیگر است.

به بهانه انتشار كتاب «شناختی از هرمان هسه»
بازخوانی تفسیری و انتقادی آثار هرمان هسه؛ رمانتیسم سرآغاز بدفهمی ها در بازخوانی هسه

نویسنده: پریسا رضایی

برای هر خواننده‌ای كه كتابی از هرمان هسه خوانده باشد، خواندن و داشتن نسخه‌ای از «شناختی از هرمان هسه» ضروری و واجب است و حتی پا را فراتر می‌گذارم و می‌گویم به ویژه برای كسانی كه كتابی از هسه را خوانده‌اند و دوستش نداشتند. ادله نگارنده این سطور برای این حكم گزاف چیست؟ می‌كوشم پاسخ دهم. نخست در یك داده آماری تأمل كنیم. اگر شمارگان نزدیك به صد عنوان كتابی را كه از آثار هسه در ایران ترجمه و منتشر شده است، با احتساب چاپ‌های مجدد بسیاری از آنها در نظر بگیریم، به رقم عجیب و غریب چند صد هزار نسخه برمی‌خوریم و هر نسخه كتاب حتی اگر تنها یك خواننده هم داشته باشد، همان شمار خواننده نیز، برای یك نویسنده بیش و كم جدی، پدیده‌ای كمیاب در بازار چاپ و نشر و كتاب و كتابخوانی ایران خواهد بود.
اما شگفت‌تر اینكه تا كنون به ازای این چند صد هزار نسخه ترجمه شده، حتی یك اثر به زبان فارسی و حتی یك اثر ترجمه شده كه به نقد و بررسی عمومی و كلی آثار این نویسنده بپردازد وجود نداشته است.(1) این نكته خود نكته‌ای آسیب‌شناسانه در حوزه نقد نویسی این كشور است كه چرا تاكنون به رغم گذشت حداقل 62 سال از نخستین باری كه نامی از هسه در مطبوعات فارسی منعكس شد(2) و نشر چند صد هزار نسخه كتاب از یك نویسنده كه گاه از یك اثر او 5 ترجمه گوناگون به فارسی صورت گرفته، هیچ منتقدی كمر همت به نقد و بررسی این نویسنده و بلكه این پدیده نبسته بود. نكته شگفت‌انگیز و در واقع آسیب‌شناختی دوم آنكه از میان نزدیك به صد عنوان ترجمه از آثار هسه، كمتر از انگشتان یك دست این عناوین از نسخه اصل آلمانی بازگردانده شده و بیش از 95 درصد آثار از فیلتر زبان‌های دیگر به دست خواننده فارسی زبان رسیده است. آیا صرف همین دو نكته ضرورت خوانش نخستین كتاب فارسی نقد و تحلیل آثار هسه را كه دست به قضا با مراجعه به متن اصل (آلمانی) آثار نویسنده فراهم آمده، توجیه نمی‌كند؟
اما دلیل اصلی الزام خواندن «شناختی از هسه» حتی این نیز نیست. نویسنده این كتاب (رضا نجفی) بر این گمان است كه به رغم پرمخاطب بودن هرمان هسه در ایران، بیشتر دوستداران و حتی خرده‌گیرانش او را بد فهمیده‌اند. نویسنده باور دارد كه «بیشترین دوستداران آثار هسه از گروه شیفتگان رمانتیسم هستند – كه همین خود سرچشمه بسیاری از بدفهمی‌ها است- اما اندیشه و آثار این نویسنده غنی‌تر و عمیق‌تر از آن است كه در چارچوب رمانتیسم محدود ماند… آثار هسه لایه‌های معنایی گوناگونی دارند كه رمانتیسم نخستین و سطحی‌ترین آنها است. سرآغاز همه بدفهمی‌ها در بازخوانی هسه، فراتر نرفتن از همین لایه نخست و سبب‌ساز این پیش نرفتن، نبود شناخت شایسته و بایسته از هسه است.» (3)
نویسنده سپس با آوردن شاهد مثال‌هایی برای اثبات عمق آثار هسه، كتاب خود را كوششی برای بازكاوی لایه‌های پسین و ناپیدای آثار هسه می‌شمارد.
شاید وفور و بلكه چیرگی انبوه ترجمه‌های نادرست و سست، به ویژه از زبان‌های واسطه، بر انگشت‌شمار بازگردان‌های باارزش از آثار هسه یكی از دلایل این مدعا باشد كه چه شیفتگان و چه بی‌اعتنایان به آثار هسه، اصولا با هسه واقعی آنچنان كه باید و شاید آشنا نشده‌اند تا بتوانند درباره ارزش یا عدم ارزش آثار او داوری كنند.
به هر حال، از این نكته نیز كه بگذریم، تورقی در نقد و تحلیل‌های نویسنده و استنادهای او به منابع و ریشه‌های آثار هسه از رمانتیسم آلمانی و داستایفسكی گرفته تا عرفان شرقی و گنوسیان غربی و از اسطوره‌شناسی یونگی گرفته تا آرای نیچه، ما را قانع می‌كند كه به رغم نامدار بودن هسه در ایران، لایه‌ها و معانی آثار او را می‌باید همچنان ناشناخته بدانیم.
و دیگر چه؟ نكته جالب دیگر در كتاب «شناختی از هرمان هسه» آن است كه منتقد نخواسته است در دام یك نوع نقد ادبی بماند. روزگاری است دراز كه اصولا در سراسر دنیا، منتقدان هسه به سبب دلبستگی آشكار هسه به آموزه‌های یونگ، بیشتر خوش می‌دارند آثار او را از دریچه مكتب اسطوره‌شناسی یونگی بنگرند، اما نویسنده این كتاب، ضمن آنكه تحلیلی یونگی را نیز درمی‌افكند، بی‌درنگ می‌افزاید كه یكسره وفادار به این مكتب نیست و به جای خود متوسل به شیوه‌های دیگر نیز خواهد شد و «كوشش‌اش بر این بوده است كه در تعبیرتراشی، مفاهیم یونگی و تفسیر نماد و اسطوره باقی نماند و در جای خود با دیدی آزادتر و احساسی‌تر با اثر ادبی برخورد كند؛ چه هر اثر را در قالبی خاص نگریستن به كار پروكوست و بسترهای معروفش [اسطوره‌ای در باب كلیشه‌گرایی] می ماند.» (4)
به این ترتیب، او از نقد اسطوره‌شناختی گرفته تا نقد امپرسیونیستی و از نقد سنتی گرفته تا نقد فرمالیستی را در هم می‌آمیزد تا به نقدی چندسویه دست یابد. از این رو، شاید بتوان از این كتاب همچون متنی آموزشی برای تدریس شیوه‌های نقد ادبی نیز سود برد. همچنین منتقد كوشیده است به رغم دلبستگی‌اش به هسه و كوشش‌های چندین ساله‌اش در ترجمه و نقد و بررسی آثار این نویسنده، به هنگام نقد، فاصله‌اش را از نوشته‌های او حفظ كند و بیشتر از منظر یك ناقد تا یك دوستدار عمل كند. به راستی این مسؤولیت حرفه‌ای هر منتقدی است كه بتواند به یك متن از زاویه‌ای بالاتر بنگرد.
رضا نجفی نیز در برخی موارد برای نمونه خرده‌گیری از تكرار مكرر دوبن‌گرایی در بیشتر آثار هسه، غلظت سانتی‌مانتالیسم در «نارتسیس و گلدموند»، فقدان طنز در بیشتر آثار او، عدم جزئیات‌پردازی‌های صحنه (Setting) در «سیذارتا» و… اثبات می‌كند كه اثر او آنچنان كه در عنوان فرعی كتابش آورده، كاری تفسیری و انتقادی است تا تبلیغی و تهییجی! شاید به همین سبب است كه منتقد به درستی از پرداختن به آثار ضعیف‌تر هسه به شكل مجزا پرهیز كرده و ذره بین خود را روی آثار مهم‌تر نویسنده قرار داده است.
می‌دانیم كه اصولا آثار هسه به دو دوره پیش از نخستین جنگ جهانی و پس از آن تقسیم می‌شود. هرمان هسه تا 1917 و انتشار رمان مهم «دمیان»، نویسنده‌ای است بیش و كم رمانتیك و در سطحی متوسط. در واقع هسه ارزشمند، هسه سالهای 1917 تا آغاز جنگ جهانی دوم است. شكوفایی آفرینشگری او در ساعت فراغت میان دو جنگ جهانی است كه رخ می‌دهد كه حاصلش را باید چهار رمان «دمیان»، «گرگ بیابان»، «سیذارتا» و «نارتسیس و گلدموند» دانست.
منتقد، آگاهانه این چهار رمان اصلی هسه را به تحلیل و تفسیری مجزا گذارده و باقی آثار را یكجا و به طور عمومی در بخش نخست كتابش (هرمان هسه و جهان او: نگاهی كلی به آرا و آثار هرمان هسه) بررسی كرده است. بی‌شك این روش برای پرهیز از اطناب و زیاده‌گویی كارساز بوده است.
پیش از پایان می‌باید از منطق ساختار اثر نیز ذكری به میان آورد. منتقد همان‌گونه كه ذكر شد، در بخش نخست مخرج مشترك آثار، درونمایه‌های تكرارشونده (لایت‌ موتیف‌ها)، سرچشمه‌ها و منابع تأثیرگذار بر هسه و حیات معنوی نویسنده را وارسیده است و در بخش دوم به نقد مجزای آثار مهم هسه پرداخته است. بخش سوم كتاب هرچند شاید كمتر به چشم آید و اهمیت آن مغفول بماند، اما بخشی بسیار مهم است و نشان از وفاداری منتقد به اصول آكادمیك دارد. كتابشناسی‌ها و مقاله‌شناسی‌هایی كه مؤلف ارائه داده، كم‌حجم‌ترین و بی‌شك پرزحمت‌ترین و وقت‌گیرترین بخش‌های یك اثر تحقیقی به شمار می‌آیند. تأمل در این منبع‌شناسی كه حتی به نوبت چاپ‌های متفاوت یك اثر واحد و ویراست‌های جدید آن نیز اشاره دارد، یا ذكر همه مطالبی كه درباره هسه در ماهنامه‌ها منتشر شده و نیز دقت آن در از قلم نینداختن هیچ موردی، در كشوری كه هنوز از نبود منابع و مراجع و كتابشناسی‌ها و مراكزی كه بتوانند اطلاع رسانی دقیق ارائه دهند، بی شك نشان از عشق و علاقه مؤلف به ارائه اثر پخته و سوده شمرده می‌شود.
در پایان شاید بیان یك تذكر نیز سودمند باشد. منتقد در بخش دوم كتابش (نقدها) بیش و كم به ترتیب اولویت ادبی هر اثر عمل كرده است. به این ترتیب خود به خود از آثار ثقیل‌تر به آثار خوش‌خوان‌تر و ساده‌تر رسیده است. از این رو، ممكن است برخی خوانندگان غیرحرفه‌ای در مواجهه با نخستین نقد (نقد رمان «گرگ بیابان») اندكی مرعوب پیچیدگی بحث شوند. به این دست از خوانندگان می‌توان پیشنهاد داد كه بخش نقدها را از آخر به آغاز (از آثار ساده‌تر به آثار پیچیده‌تر) از دیده بگذرانند چرا كه گمان دارم این مجموعه نقد جدای از خوانندگان حرفه‌ای و متخصص، برای خوانندگان غیرمتخصص نیز لذت‌هایی در بر داشته باشد.
* نوشته رضا نجفی، انتشارات كاروان، چاپ اول: 1387

پی‌نوشت‌ها:
1- البته پیش از این دو سه اثر كوچك در نقد رمان‌هایی مانند «گرگ بیابان»، «دمیان» و «سیذارتا» به فارسی ترجمه شده بود، اما جای كتابی كه به مجموع كارهای هسه بپردازد، هنوز خالی بود. از آن گذشته، به جز كتاب جان د.سایمونز در نقد «گرگ بیابان»، دو سه اثر دیگر متون مختصری با هدف بازخوانی آموزشی و برای خوانندگان مبتدی طراحی شده بودند.
2- « -شاعر»، ترجمه منوچهر مقدسی، سخن، ش 6 و 7، آذر و دی 1325. البته نخستین ترجمه از رمان‌های هسه مربوط می‌شود به: دمیان، ترجمه خسرو رضایی، تهران، زوار 1333، (چاپ دوم: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346.)
3- رضا نجفی، شناختی از هرمان هسه: 1387، صص 14-13
4- همان، صص 53-52
منبع: روزنامه اعتماد ملی، شماره 675، تاریخ 3/4/87، صفحه 7

  احمدرضا قدیریان wrote @

سلام و سپاس از این که خبرم کردید. متاسفانه درباره هرمان هسه مطالعه ای نداشته ام. از نوشته کوتاهتان درباره رمان دمیان اثر این نویسنده استفاده کردم. پیروز باشید و به روز.

  محمد باقر شهبازی wrote @

سلام دکتر ناصر عزیز!
راستش من با آثار هرمان هسه آشنا نیستم و تازه برای اولین باره که اسمش رو می شنوم.
ولی یادم هست یکبار یه نفر به من گفت یکی از نویسنده های بزرگ اثری رو از شاگردش میبینه که زیاد چنگی به دل نمیزنه بعد به اون توصیه میکنه این اثر رو بذار برا وقتی که معروف شدی الآن سعی کن آثار قویتری رو ارائه بدی تا بتونی معروف بشی!
این کتاب هم لابد از آثار دوران آماتوری هرمان هسه بوده که نگه داشته بوده برا یه همچین روزی که همه براش به به و چه چه کنن!!!
در مورد چنار پیر قدخمیده “مله بالا” هم به روی چشم.
در اولین فرصت انجام وظیفه میشه.
دعا بفرمایید زودتر نزولات آسمانی نزول بفرمایند تا سوژه ای فراهم گردد…
پاینده و پیروز بمانید.
———————————————————————————————————————————————
حق / درود
این طور که از نوشته جناب خوش بیان و سرکار خانم رضایی برمی‌آید «دمیان» یکی از آثار مهم و قابل توجه جناب هسه است.
سپاس که سر زدید.


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>