<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: روی ماه خداوند را ببوس</title>
	<atom:link href="http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/</link>
	<description>همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2009 19:37:00 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: سارا لطفی</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-688</link>
		<dc:creator>سارا لطفی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 16:26:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-688</guid>
		<description>بنده از علاقه‌مندان به کتب آقای مستور هستم. کتابهای «روی ماه خداوند را ببوس»، «استخوان خوک و دست‌های جذامی»، «من گنجشک نیستم»، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه»، «دویدن در میدان تاریک مین» را مطالعه کرده‌ام.
بسیار زیبا هستند.
------------------------------------------------------------------------
&lt;strong&gt;حق
درود خانم لطفی.
کاش کتابهایی که خوانده‌اید را به ما هم معرفی کنید. من با کمال میل نوشته‌های شما در معرفی کتب ایشان را در آشیانم منتشر خواهم کرد&lt;/strong&gt;.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنده از علاقه‌مندان به کتب آقای مستور هستم. کتابهای «روی ماه خداوند را ببوس»، «استخوان خوک و دست‌های جذامی»، «من گنجشک نیستم»، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه»، «دویدن در میدان تاریک مین» را مطالعه کرده‌ام.<br />
بسیار زیبا هستند.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<strong>حق<br />
درود خانم لطفی.<br />
کاش کتابهایی که خوانده‌اید را به ما هم معرفی کنید. من با کمال میل نوشته‌های شما در معرفی کتب ایشان را در آشیانم منتشر خواهم کرد</strong>.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فريبا</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-495</link>
		<dc:creator>فريبا</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 09:08:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-495</guid>
		<description>منم اين كتاب رو خوندم و خيلي هم لذت بردم... شاهكاره به نظرم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم اين كتاب رو خوندم و خيلي هم لذت بردم&#8230; شاهكاره به نظرم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر سرداری</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-269</link>
		<dc:creator>امیر سرداری</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 20:31:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-269</guid>
		<description>سلاااااااااااااااااااااااااااااااام
عجب وبلاگ باحالی شده،معلومه بدون وجود من دوستان بیشتر سر می‌زنند. اگه من اینو می‌دانستم همراه جوجه‌های پاییز بارم را جمع می‌کردم و به یک جای دیگه می‌رفتم! البته من که آقای رضایی‌پور را خیلی دوست دارم و هرگز تنهایش نمی‌گذارم. البته در مورد سایر دوستان هم همین نظر را دارم.
اگر بخواهم از غیبتم هم بگویم این رشته احتیاج به نخ کاموا دارد که در این زمستان بی حال هم نخ کم گیر می‌آید. از شوخی گذشته دست همه افراد و مخصوصا آقای رضایی‌پور عزیز درد نکند.

«آرزویم اینست
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی»

سعی دارم یک مقدار مطالعه خود را بالاتر ببرم و این کار را می‌خواهم از این کتاب آغاز کنم امیدوارم که موفق شوم.

&lt;strong&gt;«پست»&lt;/strong&gt;

روزی مردی خواب عجیبی دید. 
دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند. 
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید: شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند. مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوند را برای بندگان به زمین می‌فرستیم. 
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند : خدایا شکر.

امیدوارم که تمام مردم دعاهایشان مستجاب شود.
-----------------------------------------------------------------------------------------
&lt;strong&gt;حق
درود بر امیر خان!
شرمنده می‌کنید امیر جان. شادمانم که هنوز هم به آشیان خودتان لطف دارید و سر می‌زنید. دیگر باید بگوییم: در خانه ما هم رونق هست، هم صفا هست! که این به لطف شما و دیگر دوستان ممکن شده است. مطلب «پست» هم بسیار زیبا و مرتبط بود. سپاس.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلاااااااااااااااااااااااااااااااام<br />
عجب وبلاگ باحالی شده،معلومه بدون وجود من دوستان بیشتر سر می‌زنند. اگه من اینو می‌دانستم همراه جوجه‌های پاییز بارم را جمع می‌کردم و به یک جای دیگه می‌رفتم! البته من که آقای رضایی‌پور را خیلی دوست دارم و هرگز تنهایش نمی‌گذارم. البته در مورد سایر دوستان هم همین نظر را دارم.<br />
اگر بخواهم از غیبتم هم بگویم این رشته احتیاج به نخ کاموا دارد که در این زمستان بی حال هم نخ کم گیر می‌آید. از شوخی گذشته دست همه افراد و مخصوصا آقای رضایی‌پور عزیز درد نکند.</p>
<p>«آرزویم اینست<br />
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد<br />
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز<br />
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی»</p>
<p>سعی دارم یک مقدار مطالعه خود را بالاتر ببرم و این کار را می‌خواهم از این کتاب آغاز کنم امیدوارم که موفق شوم.</p>
<p><strong>«پست»</strong></p>
<p>روزی مردی خواب عجیبی دید.<br />
دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند.<br />
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید: شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.<br />
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند. مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوند را برای بندگان به زمین می‌فرستیم.<br />
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟<br />
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.<br />
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟<br />
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند : خدایا شکر.</p>
<p>امیدوارم که تمام مردم دعاهایشان مستجاب شود.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
<strong>حق<br />
درود بر امیر خان!<br />
شرمنده می‌کنید امیر جان. شادمانم که هنوز هم به آشیان خودتان لطف دارید و سر می‌زنید. دیگر باید بگوییم: در خانه ما هم رونق هست، هم صفا هست! که این به لطف شما و دیگر دوستان ممکن شده است. مطلب «پست» هم بسیار زیبا و مرتبط بود. سپاس.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد باقر شهبازی</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-268</link>
		<dc:creator>محمد باقر شهبازی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Jan 2009 08:12:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-268</guid>
		<description>سلام.
با معذرت آدرس تصحیح شد.
ممنون از اینکه تذکر دادید.
یا علی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
با معذرت آدرس تصحیح شد.<br />
ممنون از اینکه تذکر دادید.<br />
یا علی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد باقر شهبازی</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-267</link>
		<dc:creator>محمد باقر شهبازی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 20:46:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-267</guid>
		<description>سلام دکتر رضایی زاده عزیز.
نقد این رمان را در سایت مصطفی مستور که آدرسش را داده بودید خوندم.
خیلی دوست داشتم نقد شما را هم درمورد این رمان بدونم.
دوست خوبم؛از اینکه این آثار ارزشمند رو معرفی می کنید باید سپاسگزاری کنم.
در اولین فرصت که کتاب رو تهیه کنم نسبت به خوندنش تردید نخواهم کرد.
یا حق.
-----------------------------------------------------------------------------
&lt;strong&gt;حق
درود
یکم این که بنده رضایی‌پور هستم و مطلب معرفی کتاب را دوست بزرگوارم دکتر رضایی‌زاده نگاشته‌اند.
دوم این که بنده تا کنون سعادت خواندن این کتاب را نداشته‌ام. به محض آن که بخوانم اطاعت امر می‌کنم.
سوم این که وقتی خواندید لطفا نقد و نظر شریفتان را با ما در میان بگذارید.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دکتر رضایی زاده عزیز.<br />
نقد این رمان را در سایت مصطفی مستور که آدرسش را داده بودید خوندم.<br />
خیلی دوست داشتم نقد شما را هم درمورد این رمان بدونم.<br />
دوست خوبم؛از اینکه این آثار ارزشمند رو معرفی می کنید باید سپاسگزاری کنم.<br />
در اولین فرصت که کتاب رو تهیه کنم نسبت به خوندنش تردید نخواهم کرد.<br />
یا حق.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
<strong>حق<br />
درود<br />
یکم این که بنده رضایی‌پور هستم و مطلب معرفی کتاب را دوست بزرگوارم دکتر رضایی‌زاده نگاشته‌اند.<br />
دوم این که بنده تا کنون سعادت خواندن این کتاب را نداشته‌ام. به محض آن که بخوانم اطاعت امر می‌کنم.<br />
سوم این که وقتی خواندید لطفا نقد و نظر شریفتان را با ما در میان بگذارید.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ملیحه</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-265</link>
		<dc:creator>ملیحه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 15:44:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-265</guid>
		<description>کاش کتاب را خوانده بودم. 
در اولین فرصت روی ماه خداوند را خواهم بوسید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش کتاب را خوانده بودم.<br />
در اولین فرصت روی ماه خداوند را خواهم بوسید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: gajamoo2</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-261</link>
		<dc:creator>gajamoo2</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 12:03:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-261</guid>
		<description>با سلام.
در مورد تبلیغ در مجله خبری Gajamoo باید بعرضتون برسونم که بنر تبلیغی در ابعاد 125 در 125 گذاشته میشه،ضمن اینکه پول تبلیغ هر ماه،اول گرفته میشه اما بنده به کسی پیشنهاد نمیدم ماهی چقدر! بعد به پیشنهاد ها نگاه می کنم و اگر قابل توجه بود،بنر رو میذارم،همین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام.<br />
در مورد تبلیغ در مجله خبری Gajamoo باید بعرضتون برسونم که بنر تبلیغی در ابعاد 125 در 125 گذاشته میشه،ضمن اینکه پول تبلیغ هر ماه،اول گرفته میشه اما بنده به کسی پیشنهاد نمیدم ماهی چقدر! بعد به پیشنهاد ها نگاه می کنم و اگر قابل توجه بود،بنر رو میذارم،همین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Sara</title>
		<link>http://drnr.wordpress.com/2009/01/18/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-260</link>
		<dc:creator>Sara</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 10:16:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://drnr.wordpress.com/?p=305#comment-260</guid>
		<description>کتاب مورد علاقه منو مورد بررسی قرار دادید. مممممممنونم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب مورد علاقه منو مورد بررسی قرار دادید. مممممممنونم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
