شقایق
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.comآرشیو برای فوریه, 2009
کارتونهای دوران کودکی

بخش قابل توجهی از خاطرات رنگین و قشنگ دوران کودکی همه ما مربوط است به کارتونهای قشنگی که میدیدیم. پلنگ صورتی، گوریل انگوری، هاچ زنبور عسل، سندباد، بامزی قویترین خرس دنیا، تام و جری، بل و سباستین، خانواده دکتر ارنست، نیک و نیکو،بچههای آلپ،میتی کومان،سرندی پیتی و….
یک بازی قشنگی تو حیاط خونه عمو گجمو راه افتاده که رفقا میرن و روی دیوارای اونجا نام کارتونهای محبوبشون رو به ترتیب مینویسن. دعوت میکنم شما هم برین و نظر بدین. از گجموی عزیزم هم میخوام که آخرسر فهرست محبوبترینها رو اعلام کنه.
بجنبین.
بار سنگین مسؤولیت
گاه پیش میآید که بار سنگین یک مسؤولیت، یک فکر (مکتب)، مسؤولیت سرنوشت یک ملت، یک ایمان و یک عصر بر دوش یک یا چند تن نهاده میشود.
وقتی حریقی در محلهای بر پا میشود، وقتی وبایی در شهر میافتد، وقتی ایمانی را دشمنان آگاه به همکاری دوستان ناآگاه و یا خیانتکار به نابودی میکشانند، وقتی نجات مردم، نجات یک نسل، به فریاد و فداکاری یک یا چند تن بستگی دارد، او و یا آنها باید جان خویش را، تمام سالهای عمر خود را و زندگی را نثار کنند.
آنگاه مسأله زندگی عاقلانه منتفی میشود و نصایح مشفقانه فریب است و همه مواهبی که در حال عادی برای فرد مجاز است و حتی مستحب و گاهی واجب، حرام میشود، حرام!
دکتر علی شریعتی
عرض شود که…
حق
درود بر شما.
عرض شود که این امیرخان سرداری بدجوری گیر داده به ما که چرا نمینویسی و چرا فقط مطلب سینمایی داری و… و البته سرکار ماماتی خانوم هم مشابه همین انتقاد را کرده.
حالا عرض میکنم:
1) چند وقتی است به علل مختلفه (ببخشید، از بس این چند وقت متون قدیمی طبی خواندهام و تصحیح کردهام ناخودآگاه برای جمع مکسر، صفت مفرد مؤنث به کار میبرم!) دل و دماغ (به فتح دال!) و حال و حوصله برای نوشتن (از نوعی که دوستان میپسندند) ندارم.
2) سینما و ادبیات، از همیشه، لذتبخشترین سرگرمیهای «جدی» من بودهاند. از ابتدای بنای این آشیان هم یکی از مهمترین علاقهمندیهایم گفتگو با دیگران در مورد این حوزهها بوده است و به اشتراک گذاردن تجارب غنی دیداری و شنیداری با یکدیگر. متأسفانه مدت زیادی است به دلیل گرفتاری و مشغله زیاد فرصت مطالعه ندارم و کتاب نخواندهام (باور کنید یک لحظه دلم به حال خودم سوخت!). ولی اگر «قند عسل» زود بخوابد و همسربانو همراهی کند گاهیگداری فیلمی میبینیم و همیشه هم سعی میکنم چندخطی پیرامون آن بنگارم و سپس با احترام و افتخار تقدیم شما کنم.
3) یار همراه و استاد گرانمایهام جناب «مجید ابراهیم» چند روز پیش افتخار دادند و به آشیانم قدم گذاشتند. ایشان ضمن اظهار لطف فراوان، پیشنهاد کردند که شاید بهتر باشد بلاگت تخصصی باشد و به سینما یا طب یا… بپردازی. البته توضیح دادم که اینجا بیشتر آشیان دل من است و از خودم و درباره آنچه برایم «مهم» است روی دیوارهای آن یادگاری مینویسم که البته ایشان هم تا حدی پذیرفتند. ولی خوب این هم یک نوع دیدگاه است که شاید باید مورد توجه ویژه باشد.
4) نکته دیگر این که خوب مگر این مطالب سینمایی را چه کسی مینویسد؟ خوب من و دوستان دیگر مینویسیم دیگر! امیر خان! من که جایی نرفتم که میخواهی برم گردونی! زیر پاتو نگاه کن رفیق. این هم برای هزارمین بار: شما بیایید یک گوشهای از این چاردیواری در مورد کتاب، تئاتر، سینما، موسیقی و… مورد علاقهتان بنویسید، اگر من گفتم چرا هرچه بگویید همان!
5) گاهی به بلاگهای گیسطلا، مثانه بیقرار، گجمو، دال و وبنوشت (و بعدش به بقیه آشیانهایی که نشانیشان را روی این دیوار سمت چپ نوشتهام!) سری بزنید. ضرر نمیکنید که هیچ، ضرر هم نمیکنید!
6) جهت حالگیری از امیر و ماماتی مطلب بعدی (و مطالب بعد از آن!!) معرفی فیلم خواهد بود. اگر خسته نمیشوید، منت بگذارید و اگر آنها را دیدهاید نظرتان را بنویسید و اگر ندیدهاید، بروید ببینید، بعد بیایید نظرتان را بنویسید!
7) یک خبر جالب: یاری نیوز فیلتر شده! بامزه است نه؟!
به قول مسعود: باقی بقایتان
نفس عمیق
نوشته: مسعود زارع مهرجردی
بعضی وقتها میشود منِ دیگری بود و خود را «دیگری» صدا زد بی آنکه خودِ من را نداشت.
5 سال پیش وقتی دوستی فیلم «نفس عمیق» را به من داد فکر نمیکردم که کشش یک فیلم بتواند بعد از این همه وقت من را تسخیر کند. نماینده سینمای آوانگارد در ایران هنوز هم جذاب است. در عین سادگی. در روایتی مستند وار به رسم بزرگان این شیوه میکوشد تا ابعاد دیگری از ما را به رخمان بکشد.
و در نهایت شخصیت مخاطب به سه قسمت تقسیم میشود: بخش معترض که در نهایت در اعتراضی که معلوم نمیشود به کجا است بر اثر بیماری که معلوم نیست از کجاست در بیمارستان به جا میماند، و دو بخش دیگر که در نهایت آزادیطلبی، شخصیتهای متضاد درون ما هستند. باید گفت این سه شخصیت در بعدی جامعهشناسانه حاصل دوران گذار کنونی جامعه ما هستند، حاصل دوران بدون فرم در تمام ابعاد (این خودش کلی بحث دارد).
در هر حال «مریم پالیزبان»، با میمیک صورت منحصر بفردش نقش مهمی در این تأثیر دارد و البته «منصور شهبازی» هم.
برای پی بردن به قدرت فیلمنامه بخشی از آن را میخوانیم:
آیدا: ببین من یه سیستمی دارم تو زندگیم به اسم راهپیماییهای طولانی مدت. بعد توی این راهپیماییهای طولانی مدت من همینجوری شروع میکنم، راه میرم، راه میرم، اصلا حرکتمو قطع نمیکنم. ماشینا بوق میزنن، مردم بهم متلک میگن، ماشین میاد از روم رد میشه، برف میاد، بارون میاد، ولی من همچنان به راه رفتن ادامه میدم. الانم اگه سوار شدم به خاطر این بود که خیلی خیس شده بودم. حوصلهٔ راه رفتن دیگه نداشتم، خسته شده بودم. بعد به خاطر اینم هیچی نمیشنوم برای این که تو گوشم موسیقیه. بعد، تمام مدت دارم موسیقی گوش میدم. تو چی؟ تو موسیقی گوش میدی؟ اون وقت چی گوش میدی؟ چون میدونی، من آدما رو از رو موزیکی که گوش میدن طبقهبندی میکنم. یعنی این که واسم مهمه بدونم کسی بلوز گوش بده، یا جز گوش بده، یا موسیقی آلترناتیو گوش بده، یا مثل من فکرش باز باشه، اول باخ گوش بده، بعد موسیقی آلترناتیو گوش بده، بعد همه رو پشت سر هم گوش بده و دچار هیچ مشکلی هم نشه. بعد حالا چی گوش میدی؟
منصور: من داریوش گوش میدم.
آیدا: … نکتهشو گرفتم!

پ.ن: «نفس عمیق» فیلمی است داستانی به کارگردانی پرویز شهبازی و محصول 1380 ایران که جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم فجر همان سال و همچنین جایزه «فیپرشی» را از جشنواره فیلم پوسان 2003 دریافت کرد و نامزد نهایی ایران برای شرکت در اسکار بود. فیلم در سایت IMDB امتیاز خوب 4/7 را دارد.
باتلاق حیوانات

نوشته: ناصر رضاییپور
Bog of Beasts (Baixio Das Bestas)
به کارگردانی Claudio Assis، محصول 2006، کشور برزیل
داستان فیلم در روستای کوچکی در برزیل میگذرد. جایی که مردمی فقیر دارد که کارو بارشان کشت نیشکر است و حیاتشان به نوعی بسته به کارخانه نیشکر نزدیک روستاست و تعطیلی آن می تواند منجر به سیاه روزی مردم منطقه شود. گروهی نیز سعی میکنند با ارائه رقصهای سنتی و بومی خود در یک شبه جشنواره محلی درآمدی کسب کنند.
پیرمرد بی صفتی با تحقیر و خشونت، نوه 16 ساله خود را استثمار می کند و هر شب با به نمایش گذاشتن بدن برهنه او برای رانندگان کامیونهای عبوری در یک پمپ بنزین کسب درآمد میکند.
چند جوانک معتاد به ماری جوانا نیز روز و شبشان به مصرف مواد، رفتارهای خشونتآمیز و دیوانهوار، روابط جنسی افسارگسیخته با فواحش و… میگذرد.
فیلم چند داستان اصلی و فرعی را به طور موازی تعریف میکند و در واقع به نوعی زندگی پست و حیوانی مردم ناحیه را به تصویر میکشد و در این میان چند قصه فرعی هم به
حال خود رها میشوند و بیننده از آنها سردرنمیآورد. در لابلای این تصاویر سیاه و تلخ که مملو از بیفرهنگی، خشونت، سکس، تجاوز، بدمستی و… است گاهی تصاویر بکر و زیبایی از مزارع نیشکر –و در جایی آتش سوزی آنها- کوهها و تپهها و آسمان منطقه و… میبینیم که بیاختیار ما را به یاد «طعم گیلاس» کیارستمی میاندازد. (این دو فیلم نقاط مشترک بیشتری هم دارند، از جمله این که هر دو خستهکننده و کشدار هستند و به شدت تلخ. هر چند طعم گیلاس دست کم یک داستان سر راست را تعریف میکند و پایانبندی مشخصتری هم دارد ولی «باتلاق حیوانات» بیننده را با تصاویر سیاهش رها میکند تا به آنها و به سرنوشت تلخ آن دخترک، نوه پیرمرد، بیندیشد.)
باتلاق حیوانات تاکنون نامزد دریافت 15 جایزه بوده و 7 جایزه از جشنواره فیلم برزیل 2006 (بهترین هنرپیشه زن، هنرپیشه مکمل زن، هنرپیشه مکمل مرد، موسیقی متن، بهترین فیلم و جایزه ویژه منتقدان برای کارگردان) دریافت کرده است. ضمن آنکه کارگردان آن جایزه Tiger جشنواره بین المللی روتردام هلند را در سال 2007 دریافت کرده و در جشنواره سائوپائولوی 2008 نیز جایزه بهترین فیلمبرداری به این فیلم داده شده است.
تماشاگران در سایت معتبر IMDB امتیاز متوسط 6 را به این درام سیاه دادهاند. هر چند من که نتوانستم ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنم – اگر چه در جاهایی از نوع روایت آن و بی پردگیاش در نمایش سیاهیها خوشم آمد- امتیاز کمتر از متوسط 5 دادم. صد البته باید توجه داشت جهت درک بهتر پیام فیلم و برقراری ارتباط با آن لازم است فرهنگ حاکم بر منطقه و مردم آن را بشناسی و ضمناً کمی هم با تکنیکها و ویژگیهای این نوع سینما آشنا باشی.
21/11/87
پ.ن.: چند تن از دوستان ضمن ابراز لطف فرموده بودند ما به فیلمهایی که معرفی میشود دسترسی نداریم ولی علاقمندیم آنها را تماشا کنیم. در مورد فیلمهایی که در بایگانی شخصی خود داشته باشم، دریغی نیست و در صورت درخواست عزیزان تقدیم خواهند شد.
طعم ایران
حق
درود
همانطور که میدانید BBC اگر نه بهترین، یکی از بهترین تولیدکنندگان فیلمهای مستند در دنیاست.BBC به ویژه در تولید مستندهای با موضوع طبیعت و همچنین تاریخ و بومشناسی-مردم شناسی سرآمد است. مهرداد اسکوئی را هم -حتما که نه- احتمالا خیلی از شما میشناسید. پژوهشگر / مستندساز / عکاسی که بیش از مجموع بسیاری از سینماگران معروف ایرانی برای ایران عزیز افتخار آورده و از آنجا که مستندساز است آنطور که باید و شاید به ایرانیان شناسانده نشده و به آنچه شایسته آن است نرسیده.
BBC مجموعه 4 قسمتی جدیدی در مورد فرهنگ بومی و آشپزی در بخشهای مختلف ایران ساخته که پژوهشگر و کارگردان قسمتهای اول و چهارم آن (گیلان و جنوب) دوست خوبم، مهرداد اسکوئی عزیز است و کارگردان قسمتهای دوم و سوم آن (اصفهان و شیراز) نیز هنرمند مستندساز، بهمن کیارستمی.
متن اصلی معرفی مجموعه در BBC World News را به همراه ساعات پخش آن در زیر میآورم و از دوستان دعوت میکنم این مستند زیبا را تماشا کنند و با نوشتن چند خط نظرات خود در مورد این مجموعه مستند سایر دوستان را هم در لذت خود شریک کنند.
Taste of Iran
In a new four-part series, the BBC’s Iranian Affairs Expert Sadeq Saba travels around the country meeting fellow
Iranians and exploring the culinary history and culture of the different regions.
SHOWING TIMES
Saturdays from 7th February at 0810 GMT.
Repeated: Saturdays at 1810 GMT. Sundays at 0210 and 1410 GMT.
Iran is full of many surprises.
Sadeq Saba takes us on a culinary journey from the north of Iran, through the centre and down to the Persian Gulf in the south. En-route, he visits beautiful and historic cities like Isfahan and Shiraz, and samples the people, culture and food of Iran.
This week the journey begins in his home province of Gilan. Here, where the rolling Alborz mountains give way to the Caspian Sea in the north, the people believe their diet makes them more ‘open minded’.
و این هم تاریخ دقیق پخش قسمتهای بعدی مجموعه
Film 2: Esfahan on Sat 14th & Sun 15th
Film 3: Shiraz on Sat 21st & Sun 22nd
Film 4: The South on Sat 28th & Sun 1st March