شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

نفس عمیق

نوشته: مسعود زارع مهرجردی

 

بعضی وقت‌ها می‌شود منِ دیگری بود و خود را «دیگری» صدا زد بی آنکه خودِ من را نداشت.nafase-amigh-p1t1

5 سال پیش وقتی دوستی فیلم «نفس عمیق» را به من داد فکر نمی‌کردم که کشش یک فیلم بتواند بعد از این همه وقت من را تسخیر کند. نماینده سینمای آوانگارد در ایران هنوز هم جذاب است. در عین سادگی. در روایتی مستند وار به رسم بزرگان این شیوه می‌کوشد تا ابعاد دیگری از ما را به رخمان بکشد.

و در نهایت شخصیت مخاطب به سه قسمت تقسیم می‌شود: بخش معترض که در نهایت در اعتراضی که معلوم نمی‌شود به کجا است  بر اثر بیماری که معلوم نیست از کجاست در بیمارستان به جا می‌ماند، و دو بخش دیگر که در نهایت آزادی‌طلبی، شخصیتهای متضاد درون ما هستند. باید گفت این سه شخصیت در بعدی جامعه‌شناسانه حاصل دوران گذار کنونی جامعه ما هستند، حاصل دوران بدون فرم در تمام ابعاد (این خودش کلی بحث دارد).

در هر حال «مریم پالیزبان»، با میمیک صورت منحصر بفردش نقش مهمی در این تأثیر دارد و البته «منصور شهبازی» هم.

 

برای پی بردن به قدرت فیلمنامه بخشی از آن را می‌خوانیم:

 

آیدا: ببین من یه سیستمی دارم تو زندگیم به اسم راهپیمایی‌های طولانی مدت. بعد توی این راهپیمایی‌های طولانی مدت من همینجوری شروع میکنم، راه میرم، راه میرم، اصلا حرکتمو قطع نمی‌کنم. ماشینا بوق می‌زنن، مردم بهم متلک می‌گن، ماشین میاد از روم رد می‌شه، برف میاد، بارون میاد، ولی من همچنان به راه رفتن ادامه میدم. الانم اگه سوار شدم به خاطر این بود که خیلی خیس شده بودم. حوصلهٔ راه رفتن دیگه نداشتم، خسته شده بودم. بعد به خاطر اینم هیچی نمی‌شنوم برای این که تو گوشم موسیقیه. بعد، تمام مدت دارم موسیقی گوش می‌دم. تو چی؟ تو موسیقی گوش می‌دی؟ اون وقت چی گوش می‌دی؟ چون می‌دونی، من آدما رو از رو موزیکی که گوش می‌دن طبقه‌بندی می‌کنم. یعنی این که واسم مهمه بدونم کسی بلوز گوش بده، یا جز گوش بده، یا موسیقی آلترناتیو گوش بده، یا مثل من فکرش باز باشه، اول باخ گوش بده، بعد موسیقی آلترناتیو گوش بده، بعد همه رو پشت سر هم گوش بده و دچار هیچ مشکلی هم نشه. بعد حالا چی گوش می‌دی؟

منصور: من داریوش گوش می‌دم.

 

آیدا: … نکته‌شو گرفتم!

 nafase20amigh

پ.ن: «نفس عمیق» فیلمی است داستانی به کارگردانی پرویز شهبازی و محصول 1380 ایران که جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم فجر همان سال و همچنین جایزه «فیپرشی» را از جشنواره فیلم پوسان 2003  دریافت کرد و نامزد نهایی ایران برای شرکت در اسکار بود.  فیلم در سایت IMDB‌ امتیاز خوب 4/7 را دارد.

6 دیدگاه »

  مجله خبری Gajamoo wrote @

با سلام.
ندیدمش چون وقتشو نداشتم.
نخوندمش چون حالشو نداشتم.
اومده بودم عرض ادبی کنم،گر چه تا به قسمت فبلنامه رسیدم،زنگ موبایل رشته ی افکارم از هم گسست و مجبور شدم با شرمندگی زحمت رو کنم و تا دیداری دیگر شما رو به خدای بزرگ بسپارم.
بدرود.
————————————————————————————-
حق
درود بر شما / همین قدر هم منت گذاشتید / خوش آمدید

  مليحه wrote @

سلام آقاي دكتر!
از خودتان هم بنويسيد. اينقدر مردم را مجبور به فيلم ديدن نكنيد! راستش نمي شود از خير ديدن فيلمي كه شما معرفي مي كنيد گذشت.
سلام مخصوص برسانيد.
——————————————————————————————–
حق
درود
دل و دماغ نوشتن ندارم،‌ معاف بفرمایید. فیلم دیدن،‌ به جهت کمک به اغنای تجربیات بصری، را بسیار دوست می‌دارم و چیزهای زیادی در این راه آموخته‌ام. «مجید»ِ جانم هم انتقادی کرده که باید آشیانت تخصصی‌تر باشد. البته اینجا آشیان دل من است و از خودم و خیلی چیزها می‌نویسم ولی خوب نظر ایشان هم چندان دور از حقیقت نیست. البته شاید چندوقتی، از آنجا که نوشته سینمایی زیاد دارم و حوصله کم، بیشتر سینمایی بنویسم.
«گمشدگان» تمام شد؟ 5 اپیزود جدید آمدها!

  گیس طلا wrote @

سلام دوست عزیز
نسبتا درست حدس زدید. از بس دلم می خواست دکتر بشم رفتم دکترای هنر خوندم
چیزی از پزشکی نمیدونم اما سینما رشته ام بوده و نفس عمیق یکی از بهترین فیلمهای بعد از انقلابه خیلی دوستش دارم خواهرک ومادرک و دختر خاله می گن سلام از ماست

  امیر سرداری wrote @

با سلام
تا حالا چیزی از این فیلم نشنیده بودم و حتی در جایی تبلیغی از آن ندیدم ولی سعی بر این دارم که آن را تهیه کنم و ببینم. از طرفی چیزی که دوستان تعریفش را کنند بد نمی‌شود نههههههههههههههه.
البته در حال حاضر می‌گم که اگر وبلاگ را به یک وبلاگ سینمایی تبدیل کنید بدک نمی‌شود! بالاخره برای بیکاری بد نیست. ما می‌ریم فیلمی میخریم (البته اگر پیک هم داشته باشد که چه بهتر) و برای روزهای تعطیل که تلویزیون چیزی ندارد می‌شینیم نگاه می کنیم و حالشو می‌بریم، البته تمام این حرفا کمی جدی است چون موضوع وبلاگ مدتی است که به سمت سینمایی رفته و مدتی است که از مطالب دیگر از جمله پزشکی، معرفی کتاب، و یا عمومی خیلی کم شده و شاید هم از بین رفته.
آقای دکتر! از شما درخواست دارم اگر می‌بینید که کاری از دست من بر می‌آید تا زودتر به وبلاگ برگردید حتما به من ایمیل بزنید. چون دوستان و بنده خیلی نگران شما هستیم، بابا ناسلامتی وبلاگ شماست، ولی مدت زیادی است که از شما در وبلاگ خبری نیست جز جواب دادن به متن دیگران.

  مهیار wrote @

سلام. از وبلاگ گجمو عزیز به شما رسیدم و دیدم که در مورد نفس عمیق نوشتید. راستش دیگه چند سالیه که در جریان سینمای ایران نیستم اما این یکی‌ رو اتفاقا در اکرانش که در ایران بودم دیدم. با چند نفر از دوستان به دیدنش رفتیم و متفقا به این نتیجه رسیدیم که صرفا آوانگاردنما بود و پرسش‌های زیادی را بی‌ پاسخ گذاشت، و البته سوال‌های اساسی‌ طرح نکرد. یه جورایی مبهم‌نمائی در سینمای هنری ایران باب شده که البته قابل درکه. فکر کنم تشخیص هنر آوانگارد و آوانگارد‌نما چندان هم آسان نیست. باید المانها رو شناخت و از ترکیب‌ها مطلع بود. آیا تنها ریختن رنگ روی بوم، اون رو به یک اثر هنری تبدیل می‌کنه؟ آیا گذاشتن بدون دلیل کلمات در کنار هم اونو به شعر تبدیل می‌کنه؟ آیا وقتی‌ آهنگی که می‌نوازیم، ملودی نداشته باشه و صرفا ترکیب صدا‌ها باشه، اون قطعه‌ای هنریه؟

یاد یکی‌ از دوستان می‌‌افتم که انگشتاش رو اتفاقی روی کلید‌های پیانو می‌گذاشت و مدعی می‌شد که داره کلاسیک می‌زنه. البته رو به من چشمک می‌زد اما درمقابل دیگران که آنچنان شناخت کاملی نداشتند جدی جدی بود.

به جز معدودی فیلم، بقیه ادای روشنفکری دارند و در پیچ و خم‌های خود ساخته، گیرند.

شاد باشی‌.
——————————————————————————–
حق
مهیار عزیزم، درود بر شما.
خوش آمدی و از توضیحات خوبی که دادی سپاسگزارم. باز هم به ما سر بزن.
پاینده باشی.

  hedayat wrote @

سلیقه سینمایی مون شبیه به همه …
پیشنهاد میکنم حتما از فیلم هایی مثل شب های روشن و شهر خدا هم بنویسید


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>