شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

6lnnod01

حیرت، سرگشتگی، اضطراب، اضطرار و… درماندگی.

این حال من است:

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

 

یک ماهی نیستم. می‌روم مسافرت. جزیره. تنب. تنها. بی‌هیچکس. می‌دانم که یاران واقعی‌ام نمی‌گذارند چراغ آشیانم خاموش شود. از فردا شب دیدگاهها نیازی به تأیید نخواهند داشت. هرکدامتان گاهی سری بزنید و شمعی بیفروزید. ار روز نخست گفته بودم که اینجا همه صاحبخانه‌اند.

برای خودم هم تفأل زدم بین مغرب و عشاء. این بار بدون فاتحه و گفتگو و قسم. اشکهایم همه کارها را کردند:

آن کس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

آبی که خضر حیات ازو یافت

در میکده جو که جام دارد

سررشته جان به جام بگذار

کاین رشته ازو نظام دارد

ما و می و زاهدان و تقوی

تا یار سر کدام دارد

بیرون ز لب تو ساقیا نیست

ورد و رکسی که کام دارد

نرگس همه شیوه‌های مستی

از چشم خوشت به وام دارد

ذکر رخ و زلف تو دلم را

وردیست که صبح و شام دارد

بر سینه ریش دردمندان

لعلت نمکی تمام دارد

در چاه ذقن چو حافظ ای جان

حسن تو دوصد غلام دارد

32 دیدگاه »

  مليحه wrote @

اين نيز بگذرد. حتمن درش صلاحي و خيري نهفته از چشمهاي ما دور. براي شما و آن دو عزيزتان دعاي خير داريم تا اين يك ماه بگذرد.

  مليحه wrote @

براي دل تنگتان آرزوي شادي دارم. بدرود.

  كيارش wrote @

سلام دكتر جان ، چي شده ؟كلي ما رو نگران كردي!
ديدم حال و هوا اينجوريه گفتم يك شعرم ما برات بگذاريم.

روزهایمان چه شیرین بود و چه زیبا
وقتی که سایه ی دست مهربانی را
بر صورت همدیگر نوازش می کردیم
روزهایمان پر از عاطفه و عشق بود
وقتی که برای لحظه ی دیدن جان را فدا می کردیم
خاطره ها ،کوچه ها، بوی خانه ،صدای نم نم باران
همه بودند ما داشتیم!
روزهایمان چه با وفا بود
نغمه بود و ترانه سادگی بود و صفا
بود و نبودش همه خرسندی بود و رضایت
وقتی پرستوهای عاشق بر سر بلبلان ناله سر می کردنند
ما هم همدم آنها بودیم و همصدا داشتیم
روزهایمان چه ساده و بی ریا بود
وقتی که تلالو خورشید رخنه گر زندگی بود.
حالا که تنهای تنهاییم
چگونه توصیف کنم این همه درد را؟
حالا که روزهایمان روزهای تنهایی ست
چگونه گویم زندگی چیست؟
آن روزها که خوش بودییم
درد و ناله و تنهایی را بازی می دادیم.
حال که دیده هایمان گریان است
تنهاییم و هیچ نداریم
کوله باری از غم و غصه را به دوش می کشیم
زندگی را جزء دوری و درد و آه و ناله ندانیم
فقط چند کلام مانده بر زبان عشق
گفتن و دیگر سراغی نماند.

“هر وقت آسمان دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر…”

دكتر جان ما هميشه به ياد شما هستيم و براتم كلي دعا ميكنيم
زود برگرد، باآرزوي بهترين ها براي شما فعلا
بدرود

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

دلمون براتون تنگ میشه دکترجان
امیدوارم اوقات خوبی داشته باشید
گرچه به این خداحافظیتون نگرانمون کردید

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سلام دكتر عزيز

من از هينجا به آسمون نگاه كردم كه ببينمت كه از آسمون يزد يا شيراز رد مي شي يا نه.چند بار هم دست تكان دادم.فكر كنم خودت بودي.دريا خوش بگذره

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

دكتر عزيز نيستي كه ببيني مسعودت بروز كرده.
دكتر عزيز نيستي ببيني كه مسعودت كارتشو ديروز گرفته
دكتر عزيز نيستي ببيني كه…

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

آي دكتر
با آن چشمان سرمه ای‌ات…
————————————————————————————–
ببخشید ؟!!

  مهناز علی پناه wrote @

گاهی دلتنگی آدمی دریچه ای به خویش است
شاد باشید و پیروز

  كيارش wrote @

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار

دستهای پر گل اند این شاخه ها ؛ بهر نثار

با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”

با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”

شهر سرشار است از لبخند ؛ از گل ؛ از امید

تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد
ف. مشیری

فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش میگویم.
برایتان تندرستی و نیکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالی سرشار از شادی
و کامروایی داشته باشید.

  دست نوشته / یاسر کمالی نژاد wrote @

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی، بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان می‌دهد تا با لاله‌ی خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمن‌ها و دشت و دمن طوفان برپا کنند.

ذهنتان زیبا٬ دلتان خوش٬ لبتان خندان

نوروز مبارک

  مجله خبری Gajamoo wrote @

کمتر از دو ساعت مونده به آغاز سال نو،بنابراین وظیفه خود دونستم بیام و از صمصیم قلب فرا رسیدن سال نو را به شما خانواده ی محترمتان تبریک میگم.
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سلام ناصر عزيز

سال نو شما مبارك

چندين بار زنگ زدم اما اصال نشد.

شاد باشي مهربان

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سه روزه رفته اي سي روزه حالا
زمستون رفته اي نوروزه حالا

  sama wrote @

توکه خودخال لبی از چه گرفتارشدی/ توطبیب همه ای ازچه توبیمارشدی

  Sara wrote @

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش

  مهدي نيك روان wrote @

سلام ناصر جان

سال نوت مبارك
خيلي راحت نميشه باهات تماس گرفت! گفتم اينجا بهترين مكان براي تبريكه.
سالي سرشار از سلامتي و شادي داشته باشي.
قربانت

  مليحه wrote @

سلام.
هنوز كه نيامدي؟ موبايلت هم كه يا خاموش است يا در دسترس نيست.
بابا عيدي نخواستيم. سال نو ميارك. جلال خيلي تبريك مي گويد و ميگويد هزار بار زنگ زده گوشي ت،جواب نمي دي.
توي آن جزيره ي كوچك خوش بگذرد.
راستش را بخواهي خيلي دوست دارم جاي تو بودم، تنهاي تنها توي يه جزيره.

  مثانه بیقرار wrote @

سلام همکار عزیز
با پوزش از تاخیر و آرزوی بهترین ها در سال جدید , دعای خیر ما بدرقه راهت ..چشم انتظار رجعت سلیمت هستیم

  امیر سرداری wrote @

با سلام
ستایش بجای آورم از برای دادار رایوند و فرهمند و بزرگترین
بهترین
زیباترین
خردمندترین
آراسته ترین
پاک و نیک منش و بسیار پناهنده
آن خرد مقدسی که ما را بیافرید و پیکر هستی بخشید و بپرورانید .

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سلام ناصر عزيز

اميدوارم كه همين چند روزه برگردي و صداتو بشنوم…

5 روز ديگه بر ميگردي نه؟

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

2 روز ديگه؟

  مليحه wrote @

بابا ! با مرام! اين اشتوخونهاي ما درد مي كنه! كي شيژن 5 و 6 لاشت رو به دشت ما مي رشوني؟ كي بر مي گردي؟

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

طبق آخرين خبر،به خاطر استقبال بيش از حد “تمبان”از ايشان؛سفر ايشان 4 روز ديگر تمديد شد.

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

با هم قرار ميزاريم كه هروقت كه شب، مهتاب بود هرجاي دنيا كه بوديم به ماه نگاه كنيم و ياد هم باشيم.
——————————————————————————————–
درود
مهتاب را که زیاد نمی‌دیدیم، ولی هروقت کنار ساحل می‌رفتم حسابی یادت بودم.

  مليحه wrote @

سلام.
اين روز هاي آخري، حسابي دلتنگ نوشته هاتان شديم ها!
امروز ، فردا مي آيي و با نوشته هات دل تنگ ما را شاد م يكني، چه زود يك ماه گذشت.

  مجله خبری Gajamoo wrote @

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا تو سلامت دارش

  مجتبي wrote @

هنوز مي شنوي ترنم شهدايي كه از كنج تپه اي ، زاويه كانالي و لابه لاي ميدان مين ، تو را به وفاداري و استقامت فرا مي خوانند .

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

–2 روز ديگه؟–

  یک نفر طلبه wrote @

سلام
خوش بگذره تنهایی!!
جزیره تنهایی!
التماس دعا

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

–1 روز ديگه؟–

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سلام دكتر

رهايي از تمبان مبارك.

  مليحه wrote @

از آنجايي كه می‌دانم با گفتن “چه زود يك ماه گذشت” كامنت پيشين، كلی تو و خانم بچه ها را دشمن كردم با خودم، می‌ترسيدم دوباره بيايم و تبريك آمدنت را بنويسم. اما آمدم.
رسيدن به خير! چشم ما روشن.
———————————————————————————————————
حق
درود
از شما بعید بود، از جلال بپرسید این جمله چه معنی می‌دهد، و از خودتان!
سپاس که یاد من هستید. سپاس که گهگاهی غبار از این آشیان گرفتید.


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>