شقایق
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.comآرشیو برای آوریل, 2009
Taste of Iran: پربینندهترین مستند BBC
حق / درود
یادتان هست که مستند زیبای «Taste of Iran» ساخته دوست خوبم مهرداد اسکوئی را خدمتتان معرفی کردم؟ این مستند زیبا پس از پخش از BBC به عنوان پر بینندهترین فیلم بیبیسی انتخاب شده است. ماهنامه نسیم هراز در شماره 38 خود گفتگویی با مهرداد اسکوئی انجام داده که اخیرا هم توسط نشریه الکترونیک سیمرغ بازنشر شده است. به جهت افتخار بزرگی که این مستند برای ایران عزیز کسب کرده و به عنوان ادای دین کوچکی به مهرداد عزیز و همچنین بهمن کیارستمی این مصاحبه را اینجا میآورم. اگر هم نظری داشتید یا خواستید تبریکی بگوئید هم میتوانید همین جا بنویسید هم این که با خود مهرداد در میان بگذارید: m_oskouei@hotmail.com

در میانه بهمن ماه مستندی درباره فرهنگ ایران از شبکه BBC پخش شد که دو میلیارد نفر بیننده داشت. از این تعداد، 88 درصد به این فیلم مستند رأی به رضایت دادند و به این ترتیب مستندی که مهرداد اسکویی و بهمن کیارستمی هر کدام دو قسمت از آن را ساخته اند، عنوان پر بینندهترین فیلم بی بی سی را به دست آورد. اما دو سؤال باقیست: چه ویژگیای باعث شده که مردم دنیا اینقدر در برابر ایران واکنش نشان دهند و بعد از آن تأمل در برابر این سطح وسیع مخاطب است. دو میلیارد نفر آمار کمی نیست. با مهرداد اسکویی سازنده دو قسمت از چهار قسمت مستند ایران درباره این دو سؤال صحبت کردیم و او با آرامش و شادمانی به آنها جواب داد.
× شما مستندی درباره ایران ساخته اید که از شبکه BBC پخش شد و در صدر جدول استقبال مخاطبان قرار گرفت. این مستند، مجموعهای به نام Space of iran بود که به زبان انگلیسی برای شبکه BBC ساخته شد. یعنی به سفارش آنها بود؟
- بله، به سفارش آنها بود. این مجموعه در چهار قسمت طرحریزی شد که قسمت اول و چهارماش را من کارگردانی کردم و قسمت دوم و سوم آن را بهمن کیارستمی. وقتی اولین قسمتاش که راجع به ایران بود، پخش شد، اعلام کردند با 88 درصد آرا، بهترین فیلم هفته شبکه BBC World news شد و نزدیک به دو میلیارد بیننده در سراسر جهان داشت. هر کدام از این قسمتها 4 بار برای نقاط مختلف جهان زمانهای مختلف پخش شد و موضوع آن راجع به دیدنیهای ایران است؛ از فرهنگ و آداب تا موسیقی و غذاهای ایرانی و هر آن چه که بتواند هویت ایرانی را به جهان معرفی کند. فضاهای فرهنگی و دیدنی هر کدام از استانهای کشور از نکتههای دیدنی این مستند است. قسمت اول راجع به گیلان بود. قسمت دوم راجع به اصفهان، قسمت سوم مربوط به یزد و شیراز و قسمت چهارم راجع به جنوب ایران، شهرهای هرمزگان و جزیرههای کیش و قشم.
× به نظر شما استقبال گستردهای که مردم از این مستند داشتند، چه دلیلی داشت؟ ماهیت منطقهای ایران این علاقه را به وجود آورد یا ویژگیهای تصویری خاصی را مدنظر قرار دادید؟
- هنگام پخش این مستند ایمیلهای زیادی از سراسر دنیا برای من فرستاده شد. بعضی از این ایمیلها را خود شبکه در اختیار من گذاشت. برنامهای دارند به نام The Best of BBC که رابطه بین مردم و برنامهسازهاست. من این ایمیلها را که میخواندم، مردم کشورهای مختلف دنیا نظردهیشان به این شکل بود که گفتند ما انتظار نداشتیم مستندی را از ایران ببینیم. برایشان عجیب بود که اینقدر ایران دیدنی است و مردماش اینقدر خونگرم هستند. میگفتند ما فکر میکردیم ایران، کویری است و اصلا ً فکر نمیکردند ایران حتی دریا داشته باشد. از مجری برنامه تعریف میکردند که چقدر خوب درباره تصاویر توضیح میدهد و بسیاری ابراز خوشحالی کرده بودند که توانستهاند اینقدر خوب با ایران ارتباط برقرار کنند. حتی خیلیها تصمیم گرفته بودند بعد از دیدن این قسمت به ایران بیایند و به عنوان توریست همه جای ایران را بگردند. جالب این بود که اکثر ایمیلها با این مفهوم به پایان میرسید که اکثر رسانههای دنیا ما را در مقابل شناخت ایران گول میزنند و همیشه یک بعد از ایران که وجه سیاسیاش است را نشانمان میدهند، در حالی که در ایران زندگی به شکل خیلی خوب و سرزندهای جریان دارد و مردمش همه جای دنیا زندگی میکنند. محیط زیست، فضاهای دیدنی و مکانهای باستانی آنها را شگفت زده کرده بود.
× این تعاریف و این تصویر ویژه که از ایران ارائه کردید، چطور با سیاستها و خط مشی سیاسی شبکه BBC همخوانی پیدا کرد؟ آنها موافق بودند که چنین تصویری از ایران پخش شود؟
- قبل از این که جواب سؤال شما را بدهم، بگویم که این فیلم به سفارش شبکه BBC World بود و هیچ ربطی به BBC فارسی ندارد. اما درباره سیاستها، اصلا ً روند کلی کار این طور بود که آنها از من طرحی را راجع به ساخت مستند خواستند که من ارائه دادم و بعد از گذراندن مقدمات و تصویب در جلسه خبرنگاران خارجی، اجازه فیلمبرداری را دادند. این مجموعه خارج از روابط و سیاستهای شبکه BBC ساخته شد و نوع سفارش این مجموعه ربطی به خط مشی شبکه در قبال مسائل سیاسی نداشت. آنها فیلمیدرباره فرهنگ ایران میخواستند که بدون دخالت این سیاستها، ایران را معرفی کند. غذا، در فیلم نقش محوری دارد و تأثیرپذیری محیطی راجع به هر اقلیم را با طبخ غذاهای آن منطقه معرفی کردیم. تیمیکه از شبکه آمده بودند ما را همراهی میکردند و حتی خود تهیه کنند فیلم هم اذعان داشت که از این روند متعجب شدهاند. چون قرار نبود هیچ خط مشی سیاسیای را دنبال کنیم.
× یعنی هر آنچه را که میخواستید، توانستید تصویر کنید یا این که مداخلهای هم وجود داشت؟
- من بر اساس همان طرحی که ارائه دادم، کار کردم و هیچ چیزی کم و زیاد نشد.
× مسائل سیاسی پیرامون ایران و روابط دیپلماسیای که از زمان مطرح شدن مسأله هستهای، ایران را در کانون توجه قرار داده بود، چه تأثیری در کنجکاوی مخاطب شما برای دیدن مستند گذاشته بود؟
- به هر حال ایران کنجکاوی برانگیز است. مخاطب این مستند نشسته و با پیشفرضها و کنجکاویهایش برای دیدن این فیلم زمان گذاشته و این هیچ ربطی به کیفیت بصری ندارد. حتی اعتقاد دارم این مستند هم مثل باقی آثار است. به هر حال اگر قرار بود که یک فیلمساز خارجی این کار را بسازد با نگاه انتقادی و رویکرد سیاسی خودش این فیلم را میساخت و اگر این مستند توانسته با مخاطب خودش ارتباط برقرار کند، تنها دلیلش عکسالعمل احساسی مخاطب با اثری است در مقابل باقی آثار خارجی که بدون هیچ نگاه جانبدارانه، به فرهنگ و اقلیم ایران میپردازد.
× هنگام نوشتن طرح چقدر به خود مهرداد اسکویی و نگاه فیلمسازیاش توجه کردید؟ یا این که تغییری در این نگاه داشتید؟
- البته تفاوت زیادی با باقی آثاری که تا الآن ساختهام داشت. من در باقی آثارم یک شخصیت را خلق میکنم و تا آخر سعی میکنم تمرکزم به سمت او باشد، ولی این فیلم برخلاف فیلمهای قبلیام است؛ مجری دارد. مجری راجع به فضاهای مختلف صحبت میکند و مردم را معرفی میکند. مثل باقی آثار مستندی که از BBC World پخش میشود. این مستند هم از آن شیوه تبعیت کرده بود.
× منظورم از طرح سؤال قبلی این بود که چقدر با خودتان به عنوان نماینده ایران در معرفی کشورتان، دچار چالش شدید؟
- من خیلی دلم میخواست تمام زیباییهای ایران را نشان بدهم. از شالیزارهای زیبا تا مزارع گندم و خاویار و هر چیزی که نماد معرفی فرهنگ ایرانی است. در این فیلم از خوانندههای مختلف با سبکهای مختلف تصویرهایی را میبینیم. بازی یک تیم فوتبال محلی در گیلان را میبینیم و فقط قصدم این بود که زیباییهای ایران را با شیوه ساخت مقبول آنها پرداخت کنم.
× به نظر میرسد حضور شما یک شروع بود برای حضور فیلمسازان و مستندسازان ما و ساخت آثار قابل قبولی برای تبلیغ ایران در رسانه معتبری همچون BBC. چون تأثیر حضور یک رسانه معتبر در راستای معرفی یک اقلیم کمی آدم را به تأمل وا میدارد.
- بیشترین آماری که برای دیده شدن یک فیلم مستند از خودم داشتم، 80 میلیون نفر بود و واقعا ً برای خودم هم آمار 2 میلیارد نفر خیلی عجیب است و اصلا ً آن را تصور نمیکردم. این خیلی موضوع مهمیاست. شما فکر کنید مثلا ً اگر خود ایران صدها میلیون خرج میکرد و چنین مستندی میساخت، نمیتوانست اینقدر مخاطب را جمع کند. یعنی اگر من همین الآن بمیرم با یک افتخار و یک آرزوی دستیافتنی از این دنیا رفتهام! خارج از بحث کیفیت، نفس این عمل و این واکنش جهانی خیلی مهم است و این نشان دهنده اهمیت نقش رسانه در دنیا است.
× حالا که بحث رسانه و اهمیت آن پیش آمد، اگر بخواهیم در مقام مقایسه بر بیاییم، شما که تجربهای به این خوبی داشتید، رسانههای داخلی و ایرانی را در قیاس با شبکه BBC و نمونههای مشابه دارای چه ایرادهایی میدانید که ما نمیتوانیم این بهره برداری را از رسانههایمان داشته باشیم؟
- به نظر من ایران پتانسیلهای خیلی خوب و بالقوهای دارد که میتواند به آن سطح از بهرهبرداری برسد. قدمت شبکه BBC البته خیلی در مهم بودن آن تأثیر دارد و این قدمت توانسته مردم را با خودش همراه کند. یعنی اگر طبق برنامه فلان روز و فلان ساعت قرار است برنامهای پخش شود، این دنیا است که خودش را با آنها وفق میدهد تا چیزی را از دست ندهد. تفاوت بعدی واقعا ً در نوع ساخت برنامه است. برنامههای ساخته شده در BBC چه از لحاظ ریتم و چه از منظر زیباییهای بصری بیشترین سعی را در جذب مخاطب دارد. مثلا ً آنها سعی میکنند نه تنها شما را به دیدن یک برنامه تفریحی تشویق کنند بلکه در پایان برنامه متوجه میشوید چقدر اطلاعات خوبی به شما ارائه میدهند. مثلا ً برای قسمت جنوب کشور که کار میکردم در آن زمان محدود و تعیین شده، من بیش از چند ده لوکیشن را تصویربرداری کردم و سعی کردم از آن ریتم معقول عقب نیفتد. البته زمانی هم که در اختیار داشتیم کم بود، ما در یک پروسه هفت هفتهای مجبور بودیم یک برنامه 50 دقیقهای را در اختیارشان بگذاریم که واقعا ً تا حالا من این فشار کاری را تجربه نکرده بودم که اگر کمیتأمل کنیم میبینیم ته همه اینها یک جور حرفهایگری وجود دارد.
× بعد از این همه آمارها و بعد از دیده شدن این مستند، احساستان چیست؟
- من هم متعجبم و هم خوشحال از این که شما توجه نشان دادید. چون واقعا ً انتظارش را نداشتم. خیلی امیدوارم که باز هم از ایران سفارشهای این چنینی داشته باشم و در همین سطح متوقف نشویم و امیدوارم توانسته باشیم ایران را همان طور که هست به مردم دنیا نشان دهیم.
مژده مژده، سمساری ما افتتاح شد!
در این اتاق کناری یک سمساری کوچک داریم به اسم هرشنبه بازار. چیزهایی که اضافه داریم را اینجا به هم نشان میدهیم و رد و بدل میکنیم. قبلا این کار را در دانشکده و یک جای دیگر در مورد کتابهای اضافی دوستان کردهام که جواب خوبی داد. حالا اینجا محدودیتی در موضوع نداریم. شما هم اگر چیزی دارید که میخواهید بفروشید با من در میان بگذارید تا ضوابطش را عرض کنم. فقط بدانید که اینجا جایی برای عرضه محصولات نیست. سمساری است، یعنی فقط اجناس اضافی خودمان را عرضه میکنیم.
نام فروشیها را روی ستون سوم (همین بغل) مینویسیم و هرگاه جنسی فروخته شود مطلب مربوط به آن حذف میگردد. برای دیدن توضیحات هم که روی نام آنها کلیک میکنید حتما! برای شروع هم چند بسته DVD شاهکار گذاشتیم پشت ویترین. بجنبید که تموم شد!
گام چهارم: حفظ الصحه ناصری
کتاب گرانقدر حفظ الصحه ناصری که در حقیقت یک دوره کامل آشنایی با ستّه ضروریه و مبانی تدابیر حفظ تندرستی بر اساس سن، مزاج، جنسیت، چاقی،
لاغری، مسافرتهای خشکی و دریایی، بهداشت اعضا و اندامهای مختلف و دانش تغذیه و انواع مواد غذایی و نیز پیش آگهی بیماریهاست توسط حکیم میرزا محمد کاظم فرزند محمد رشتی (ملک الاطباء گیلانی) تألیف شده است که خود در قسمتی از مقدمة کتاب مینویسد:
اينكه اغلب اشخاص در معرض امراض و ناخوشيهاي مهلك در ميآيند و يا در حالتِ صحتِ ناقصِ صوري، دايماً اظهار كسالت و ضعف بنيه و وجع عظام و سوءهضم و اشتها ميكنند، سبب آن است كه [در] طريقة اكل و شرب و ترتيب آن و مقدار خواب و بيداري و حركت و سكون و اقسام رياضات و استفراغات، از قبيل رفتن حمام و مباشرت نسوان و امثال آن، به هيچ وجه بلديّت ندارند و به هر قسم پیش بیاید عمل ميكنند….
این کتاب ارزشمند با تصحیح و تحقیق آقای دکتر رسول چوپانی به زیور چاپ آراسته شده و شامل مقدمهای از استاد اسماعیل ناظم و مقالهای در باب دانش حفظ صحت و همچنین خود کتاب، به قلم پزشک فرزانه، دکتر مجید انوشیروانی است. مطالعه این کتاب را به همه عزیزانی که مایل به آگاهی از اصول حفظ سلامت بر مبنای طب اصیل ایرانی هستند –با هر میزان از دانش و با هر رشته تحصیلی و شغلی- توصیه میکنم. جهت تهیه کتاب میتوانید با اینجانب مکاتبه کنید.
نوروز من بیگل

حق
درود بیکران برشما و سال نو همگی سرشار از نیکروزی و نیکبختی.
چنان که همه یاران دانستند سی و پنج روز در خدمت شما نبودم و در خدمت دیگری بودم. مأموریتی اجباری و نامراد برای خدمت در بیمارستان جزیره تنب بزرگ بود که به یاری خدا انجام شد و باز بخت همراهی با عزیزان و حضور در آشیان مجازی حاصل گشت.
تجربهای ویژه بود زندگی در جزیرهای بیهیچ و غیرمسکونی در بیمارستانی در دل زمین، دوری از خانواده و بویژه قند عسلی که به تازگی یک ساله شده بود، محرومیت از امکاناتی چون تلفن، رایانه و اینترنت، وعدههای غذایی پوچ و غیربهداشتی، کمبود آب ناسالم! برای شستشو و آشامیدن و ظلمی که لحظه به لحظه بر تو روا میشد و….
هرچه بود گذشت و اکنون دوباره من اینجایم. اینها را نه برای گلایه و واگویههای بددلانه که به عنوان مقدمهای بر سپاسگزاری بزرگم از یاران همراه نگاشتم. یاران مبارکی که در نبودم همدلانه به آشیان خودشان سر میزدند و غباری از آن برمیگرفتند و شمعی میافروختند تا چراغ این کاشانه روشن بماند.
سپاس ویژه هم دارم از مسعود زارع یگانه، ملیحه انارکی همدل، گجموی بزرگوار، کیارش عزیز، یاسر کمالینژاد مهربان، امیر سرداری خوب و جناب دکتر مثانه! که چونان که میدانستم از مهربانی فروگذار نکردند.
این مسافرت ناخواسته اما فرصت گرانبهایی هم شد برای رجوع مجددی به خود و واکاوی دوران گذشته و حدیث رسیدن به حساب خود و سوزن و جوالدوز که مایه فراوان خواهد داشت برای ادامه زندگانی –اگر خدا بخواهد.
همچنین در فرصتهای بیکاری –که کم هم نبودند- برگردان پارسی کتابی را آغاز کردم از فیلمساز برجسته و فیلسوف آلمانی، ورنر هرتزوگ، که به یاری مهندس شالچیفرد گرامی از بلاد کفر، انگلستان، تهیه کرده بودم و اگر خداوند یاری کند و قند عسل مجال دهد تا چندی دیگر به زیور طبع آراسته گردد.
اینها را که گفتم، ناشایسته است اگر از آسمان پاک و شیشهای جزیره و آبی زلال خلیج پارس یادی نکنم که در نقطه تلاقی آنها، اگر دلت را بتکانی، چشمان زلال خداوندگارت را گشوده به سوی خود میبینی.
در فرصتهای آینده چندی از نوشتههای بیارزشم را تقدیم چشمان باصفایتان خواهم نمود. برای شروع هم دلسرودهای تقدیم میکنم که گرچه تلخ است ولی هوای تحویل سال نوی سرباز جماعت در ناکجاآباد زیرزمین جزیره را دارد:
نوروز من بیگل، نوروز من بیشمع، پروانه هم غایب
نوروز تو پرگل، نوروز تو در جمع، قافیهای جالب
تو در گلستانی، خندان و بیغصه، با آب همآغوش
اما عزیز من، جای عزیزت چون شعب ابیطالب
