شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.com

آرشیو برای می, 2009

حضرت علامه آقای سروش

پاسخ استاد شریعت پارسا به دکتر سروش در باب مسائل اخیر

(نقل با ذکر نام سراینده و منبع مجاز است)

حضرت علامه آقای سروش             ای ز مستی باده و باده‌فروش

در مدار معرفت چون آفتاب               می‌درخشی بر جهانِ خاک و آب

مردگان را از کلامت زندگی              زندگی گیرد ز تو تابندگی

بانی آئین تحقیق و سؤال                   دافع تقلید و تحمیق و زوال

اهل تنقید و جدال و گفت‌و‌گو              باعث تحقیق و باب جست‌و‌جو

ای پلورال مسلک و عالی‌جناب          داعی روشنگری در هر کتاب

می‌شناسانی به مردم مولوی                می‌کنی تفسیر و شرح مثنوی

دولت‌آبادی اگر حرفی زده است           یا به تو گر انتسابی داده است

گفته است تو بوده‌ای در آن ستاد           حکم‌ها دادی برون از عدل و داد

رفته است از تو به استادان ستم            یه به علم از تو جفایی بیش و کم

گر تو را شیخ و پدر خواند آن جناب     از تو یادی کرده است بی احتجاب

این به دامان تو بنوشته عزیز              نیست از این قسمتت راه گریز

آری، آری آن زمان بودی تو خام         می‌زدی در آن حوالی چند گام

توده‌ای‌ها از تو دایم در فغان                وان فدایی‌ها که یارب الامان

ما ندیده بوده‌ایم از شیخ و شاب             این چنین فردی مسلّط بر کتاب

صد کتاب و صد رساله صد مقال          می‌شد از تو منتشر بی قیل و قال

این همه بر بادِ تو در می‌فزود              هم تو را از خود چنین در می‌ربود

سوی «سیما» می‌گذشتی پرشتاب         بهر بحث و گفت‌وگو عالی‌جناب

روی دست می‌برده‌اندت در «صدا»      می‌رسید از آن صدایت  صد ندا

آن صداها در دل آن کوه تنگ               اینک آرد بر سرت این ریزه‌سنگ

این‌چنین ما خوانده‌ایم از مولوی            در کتاب مستطاب مثنوی

«این جهان کوه است و فعل ما ندا         سوی ما آید نداها را صَدا»

این‌همه تاوان آن ناپختگی است             گوشه‌ای از درد و رنج خفتگی است

ناگهان هشیاری‌ات آمد به جان                دربُریدی بند و بست از این و آن

می‌زدند ماران به جانت نیش‌ها               نیش ماران بر تنت شد ریش‌ها

جای آن تحسین و به‌به، چه‌چها               آمد ای وای و دریغا، اَه‌ اَها

چون که گشتی منتقد کافِر شدی               رفته رفته در صف آخِر شدی

عاقبت آواره گشتی در  فرنگ                تا که پاکیزه شوی زان آب و رنگ

نی غمت دیگر ز سانسور و ز بند           بی‌خبر از کُند و زنجیر و کمند

اینک ای جان صاحب بخت بلند             تو نشستی در دیار مریلند

آفتِ مردان، همین ما و منی است           آدم از این ما و من اهریمنی است

بر حذر باش از چنین دیو دَنی                بر سر راهت چرا چَه می‌کَنی؟

دور از چشم تو باد این خفتگی               نیست در شأن تو این آشفتگی

گیرم او شکلک درآورد از خودش          یا نشانت داد آن عضو بدش

پس تو هم شکلک درآری از خودت؟       یا نشانش می‌دهی عضو بدت؟

عاقلان را فرقِ با جاهل کجاست؟           فرق بین حق و باطل از چه خاست؟

تو مگر خود اهل عرفان نیستی؟            ساکن آن کوی و سامان نیستی؟

نیست در حدّت که طنّازی کنی               با کلام خواجه هم بازی کنی

نام‌ها را پیش و پس گردانده‌ای                گوئیا خود را تو حافظ خوانده‌ای

باک نیست یعنی که این آزادی است؟       گرچه او هم دولتِ آبادی است

یک گلایه کرده از تو، درگذر                  گر نداری تو هوای شور و شر

آخر او هم مثل تو خوار و خفیف             اوفتاده کُنجی ای پاک و عفیف

تازه تو در خارجی خوش آب و رنگ        این یکی این‌جا فتاده لنگ لنگ

او هم آخر مِهتر این کشور است               در ادب از دیگران هم سَرتر است

این که ناگه از زبانت سرکشید                  هم‌چو آتش جسم و جانت درکشید

این غرور است و غرور است و غرور     شعله‌ور شد جانت از شرّ و شرور

خوانده‌ای او را تو از لج «استَلین»          این سخن باشد تو را از روی کین

کین و نفرت خوی آن اهریمن است           اهرمن در این صفت صاحب‌فن است

او هم اینک بهر یاری آمده است               تو بر آنی کو ز غاری آمده است؟

او نه در غار است، ایران غار نیست        می‌نویسد وز نوشتن عار نیست

نیست این توهین سزاوار چو او              بیهده بُردی تو از خود رنگ و بو

مثل تو او هم جفاها دیده است                 از پی حق دردسر بگزیده است

لیک مانده در وطن او استوار                مردم آزاده را زو اعتبار

گر تو تحقیقات دینی می‌کنی                   ریشه دین‌خرافه می‌کَنی

چشم بیدار زمان ما هم اوست                 فرق باید در میان مغز و پوست

می‌خروشد او که او آزاده است              از برایش هرچه بوده، داده است

کاش پیش از آن که بنویسی جواب          فکر می‌کردی تو در کار صواب

در میان این‌همه ابلیس دون                   ای برادر باش چون ابن لبون

نی ورا شیر است و نی باشد کمر           نی از او امّید ابر و نی شرر

پس شرر در فتنه‌زار ما مزن                 آتشی در پود و تار ما مزن

دیگ فتنه هم مزن هشیار باش               در میان فتنه‌ها بیدار باش

شاخه‌ای که می‌بُری جای تو است          این عصا را بشکنی پای تو است

تا به کی ما زخم کاری می‌زنیم؟             بر تن خود پیله‌هایی می‌تنیم؟

بایزیدی پیشه کن ای بوسعید                  آتش فتنه مباد از تو مزید

دردسر دادم تو را معذور دار                 یا اگر خواهی برآر از من دمار

محمدصادق شریعت پارسا

31/2/88

جانی‌ها در شهر

«این حرامزاده‌های وحشی را باید به بند کشید و زیر آفتاب آویزانشان کرد تا ذره ذره آب بدنشان تبخیر شود. آشفته‌ام و اندوهگین و مستأصل»

تباني با ناپدري براي آزار دختر 5ساله

در ادامه تحقيقات قضايي از ناپدري سنگدل و مادر يك دختر 5 ساله كه مورد ‌آزار و اذيت قرار گرفته بود معلوم شد، مادر وي همانند ناپدري به دفعات او را شكنجه كرده است. به گزارش «جام‌جم»، شامگاه 23 فروردين امسال، زن جواني دختر خردسالي را براي درمان به بيمارستان مدني كرج انتقال داد. پرستاران به محض مشاهده مهسا كوچولو، او را به بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان منتقل كردند و تلاش براي نجات او آغاز شد. پزشكان با مشاهده آثار سوختگي و كبودي بر روي بدن كودك، مطمئن شدند كه وي مورد كودك آزاري قرار گرفته است. يكي از پرستاران با مشكوك شدن به موضوع، با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و ماجرا را اطلاع داد. با عزيمت ماموران به همراه داديار انصاف‌دوست، كشيك دادسراي امور جنايي كرج، به بيمارستان معلوم شد دخترك بشدت مورد كودك‌آزاري قرار گرفته است. سرانجام با تلاش پزشكان، مهسا كوچولو كه در كما به سر مي‌برد، پس از 4 روز از مرگ حتمي نجات يافت. به دنبال اين حادثه، مادر كودك 5 ساله براي افشاي راز حادثه، مورد بازجويي و تحقيق قرار گرفت و گفت: پس از فوت شوهرم با مهسا و فرزند ديگرم سعيد زندگي مي‌كردم، تا اين كه سال گذشته با يكي از همسايه‌هاي قديمي‌امان ازدواج كردم. او قول داد با فرزندانم بخوبي رفتار كند، اما فقط در ماه‌هاي نخست زندگي مشتركمان به فرزندانم ابراز علاقه مي‌كرد. كم‌كم به علاقه‌اي كه نسبت به فرزندانم داشتم، حسادت كرد و بناي ناسازگاري گذاشت و آزار و اذيت‌هايش را نسبت به فرزندانم شروع كرد. مرد سنگدل با سيگار و سيخ دست و پاي فرزندم مهسا را مي‌سوزاند، گريه و التماس‌هاي من هم در قبال بدرفتاري‌هاي وي بي‌نتيجه بود. يك هفته قبل او را بشدت كتك زد كه بيهوش شد و من از ترس او نمي‌توانستم كودكم را نجات دهم تا عاقبت هنگامي كه وي از منزل خارج شد، دخترم را براي درمان به بيمارستان رساندم. به دنبال اظهارات اين زن، متهم هم تحت تعقيب پليس قرار گرفت و دستگير شد. با دستگيري اين مرد معلوم شد، وي يك متهم سابقه‌دار است كه چند مرتبه به اتهام استعمال و نگهداري موادمخدر روانه زندان شده است. ناپدري سنگدل با انتقال به شعبه نهم دادياري دادسراي امور جنايي كرج از سوي داديار انصاف‌دوست مورد بازجويي قرار گرفت و اعتراف كرد كه فرزندان همسرش را مورد كودك آزاري قرار داده و مهسا را به دفعات و با سيخ داغ و سيگار و عاقبت هم با گرفتن دست و پاي وي بر روي بخاري سوزانده است. مرد سنگدل ادعا كرد كه همسرش هم به دفعات در اين كودك‌ آزاري نقش داشته است. با مشخص شدن اين موضوع، تحقيقات قضايي ويژه‌‌اي از ناپدري سنگدل و مادر مهسا صورت گرفت كه عاقبت وي روز گذشته اعتراف كرد همانند شوهرش مهسا را مورد كودك آزاري قرار داده است. اين زن در اظهاراتش ادامه داد: با او ازدواج كردم تا شرايط زندگي‌ خود و فرزندانم بهتر شود، اما اين سرابي بيش نبود و پس از چند ماه پي به اعتياد او بردم. شوهرم از علاقه من نسبت به فرزندانم، متنفر بود و به هر طريقي سعي مي‌كرد، آنها را اذيت كند و به دفعات آنها را با سيخ داغ، سيگار و بخاري مي‌سوزاند. هر چه التماس مي‌كردم با آنها كاري نداشته باشد، بي‌فايده بود و به خاطر حمايت من از فرزندانم، مرا بشدت كتك مي‌زد. من هم در وضعيت خوبي به سر نمي‌بردم و براي اين كه بچه‌ها شيطنت نكنند و شرايط خانه آرام‌تر شود، آنها را كتك مي‌زدم و بخصوص مهسا را خيلي كتك مي‌زدم و دست و پاي وي را مانند شوهرم مي‌سوزاندم و بعد پشيمان مي‌شدم و از او دلجويي مي‌كردم. از چند ماه قبل اذيت‌هاي شوهرم نسبت به مهسا بيشتر شد. روز حادثه در غياب من طوري مهسا را كتك زد كه دخترم بيهوش شد. قصد نجات او را داشتم، اما كوشيار پسرم را گروگان گرفت و با چاقو تهديد كرد و چند روزي داخل اتاق زنداني كرد و من نتوانستم با پليس تماس بگيرم و به ناچار سكوت كردم تا عاقبت پس از فرار وي، مهسا را به بيمارستان رساندم. ناراحت هستم و از به ياد آوردن لحظات تلخي كه براي فرزندانم رقم زده‌ام، عذاب مي‌كشم. بنا بر اين گزارش، به دنبال اظهارات اين زن، وي هم مانند ناپدري سنگدل با قرار قانوني روانه زندان شد.

گام پنجم: مجموعه آثار میرزا احمد تنکابنی

کتاب ارزشمند «مجموعه آثار میرزا احمد تنکابنی» در قالب طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران چاپ و منتشر شد.matlab

مرحوم حکیم میرزا سید احمد تنکابنی فرزند محمدحسین‌حسینی ‌شریف ‌تنکابنی از حکیم‌باشیان و پزشکان پژوهشگر دوران قاجار است و با توجه به اشتهار به مهارت و تجربه علمی و عملی، به سمت حکیم‌باشی فتحعلی‌شاه قاجار منسوب گردیده بود و گفته می‌شود کرسی تدریس طب در تهران به او اختصاص داشت و بسیاری از پزشکان مشهور، از شاگردان وی بودند.

مطلب‌السؤال، مطالب پزشکی و مخصوصاً تشخیص افتراقی بیماری‌ها را به شکل سؤال و جواب مطرح می‌کند که بعضی از تشخیص‌های افتراقی آن ارزش کاربردی خاصی دارند و با دانش امروزی نیز تطبیق کامل دارند و از شیوة پاسخ‌دهی مؤلف مشخص می‌شود بعضی از آنها حاصل تتبّع و کار بالینی خود نویسنده است. همچنین سعی مؤلف در ارائة نسخه‌های مجرّب و آزموده از خود و استادش بوده است و بهترین نسخه‌های حکمای پیشین را نیز گلچین کرده است.

رسالة اسهالیه، سرشار از تجربیات مؤلف است. وی در این رساله به بعضی از بیماریهای رایج زمان و همه‌گیری‌های وبا و طاعون اشاره می‌کند و بین تب‌های وبایی و اسهال وبایی اختلاف قائل شده است.

برءالساعه یکی از آثار خلاصه و برجستة محمدبن‌ زکریای رازی و اصل آن در بیست و سه باب است که توسط میرزا احمد تنکابنی هفت باب بر آن افزوده شده است و در حقیقت ترجمه و تألیفی دیگر از آن در سی باب تنظیم شده است.

جهت تهیه کتاب می‌توانید با بنده کمترین مکاتبه نمایید.

انتشار نشریه عطارنامه – شماره 9

حق

درود بر همه دوستان

به یاری خدا نهمین شماره از نشریه عطارنامه منتشر شد. این فصلنامه تحلیلی، آموزشی و خبری، نخستین نشریه تخصصی طب سنتی ایران به شمار می‌رود. شما می‌توانید در این attarnameh9شماره مطالب متنوعی در باب طب ایرانی بیابید که از آن جمله‌اند:

عسل‌درمانی از قانون تا کنون، گفتگو با دکتر امرالله احمدی مبتکر داروی ضد سرطان حصا.آ، بررسی غمز و دلک در طب ایرانی، گفتگو با حاج محمد مشیری پیشکسوت طب سنتی، معرفی گیاه قراقاط، معرفی دانشگاه و بیمارستان جندی‌شاپور و….

این، نخستین شماره نشریه است که به سردبیری بنده کمترین منتشر می‌گردد. بدین جهت ضمن دعوت از دوستان علاقمند برای تهیه نشریه و مطالعه مطالب مفید آن، از همگی یاران خواهشمندم ایرادهای نشریه و انتقادها و پیشنهادهای خود را جهت رشد کیفی نشریه به بنده منتقل نمایند.

ضمنا خواهشمندم چنانکه در تهیه نشریه از روزنامه‌فروشی محل خود موفق نبودید حتما بنده را در جریان بگذارید.

سپاسگزارم.

تهران انار ندارد

tehran-anar-nadarad

«تهران انار ندارد» مستند زیبایی است از کارگردان جوان، مسعود بخشی. کمترین افتخار داشتم که در یک اکران محدود در حضور مسعود بخشی، مهرداد اسکویی، استاد نصرت کریمی (که کلام متن فیلم را گفته‌اند) و گروهی از بزرگان،‌ پژوهشگران و علاقمندان سینمای مستند این فیلم زیبا، خوش‌ساخت و فرح‌بخش را در کنار «روزهای بی‌تقویم» اسکویی تماشا کنم و بعد هم در گفتگویی در مورد این دو فیلم، بسیار آموختم. توصیه اکید می‌کنم که فیلم را حتما تماشا کنید و از آن لذت ببرید. البته آن موقع تیتراژ فیلم را محسن نامجو خوانده بود که خودش کلی آدم را به حظ می‌رساند ولی نمی‌دانم الان هم موسیقی تیتراژ همان است یا تغییر کرده است. خبر زیر را از روزنامه اینترنتی «اخبار به ایمیل» به نقل از خبرگزاری مردمک (؟) آورده‌ام:

اکران مستند «تهران انار ندارد» در سینماها

مسعود بخشی، کارگردان مستند «تهران انار ندارد» نمایش عمومی این فیلم را آغازگر جریانی می‌داند که می‌تواند برای مخاطبی که همیشه برای دیدن آثار داستانی به سینما می‌رود masoud-bakhshiتازگی داشته باشد. «تهران انار ندارد» که از این هفته در سینماهای آزادی و سپیده به نمایش عمومی در می‌آید، مستندی تجربی و چند لایه درباره تاریخ اجتماعی 200 ساله تهران است و به نسبت ذاتی بین شهر، مدرنیته و هنر سینما می‌پردازد. مسعود بخشی در ساخت این مستند سعی کرده است تا به مشکلات ناشی از توسعه سریع شهر تهران در سال‌های اخیر از زاویه‌های مختلف نگاه کند و با نشان دادن پرتره‌ای از این شهر به تماشاگر ایرانی نکاتی را به یادش بیاورد که در طول زندگی روزمره فراموش می‌شود. او می‌گوید: «تهران انار ندارد» نگاهی انتقادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به تهران و تاریخچه آن دارد و می‌تواند در کنار سرگرم کردن مخاطب حرفی برای گفتن داشته باشد. این مستند که در فضایی آمیخته به طنز به تصویر کشnosrat-karimiیده شده است، به تهیه‌کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید شده و در جشنواره‌های آمستردام، روتردام، بوستن، سائوپولو، آتن، استانبول، ایدفا و چند جشنواره معتبر دیگر به نمایش در آمده است. «تهران انار ندارد»، سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، تندیس جشن خانه سینما، نشان فیروزه فیلم منتخب تماشاگران جشنواره سینما حقیقت و لوح سیمین جایزه بزرگ «شهید آوینی» را در کارنامه خود دارد.

سینمای در حاشیه

با وجود آن که در سال‌های اخیر سازمان‌هایی چون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انجمن سینمای جوان و خانه سینما به نمایش آثار مستند و کوتاه هر چند در سانس‌هایی محدود توجه نشان داده‌اند، اما دغدغه ورود این آثار به چرخه نمایش عمومی در سینماها هنوز برای تولیدکنندگان فیلم‌های کوتاه و مستند بر جای خود باقی است. نمایش مستند «تهران انار ندارد»، کارشناسان را نسبت به آغاز جریان نمایش این گونه آثار امیدوار کرده است و آنها معتقدند که قرار گرفتن اکران فیلم‌های مستند در برنامه نمایش سینماها به طور ثابت مهم‌تر از بحث نمایش سه هفته‌ای یک فیلم در سینماهای محدود است. پیش از این رضا سعیدی‌پور، مدیر مجموعه سینما آزادی هم از اکران فیلم‌های مستند و کوتاه طبق برنامه‌ریزی در فازهای متفاوتی در این مجموعه خبر داده بود. سعیدی‌پور در سال 87 اعلام کرده بود که پس از به سامان رسیدن اکران فیلم‌های کودک، فیلم‌های مستند و کوتاه طبق ضوابط در برنامه اکران سینما آزادی گنجانده خواهند شد. در سال گذشته همچنین فیلم‌های کوتاهی با عنوان «سینما فردا» در راستای برنامه اکران عمومی فیلم‌های کوتاه داستانی و مستند مرکز نمایش فیلم کوتاه معاونت سینمایی حوزه هنری در سینما سپیده به نمایش درآمد. گفتنی است سینمای مستند که یک سینمای حاشیه‌ای در ایران به شمار می‌آمد، در سال 86 برای اولین بار دارای یک بخش رقابتی جداگانه در جشنواره فیلم فجر شد.

تلویزیون و پرورش مخاطب

در حالی که صدا و سیما نیز سعی کرده است بخشی از برنامه‌های خود را به سینمای مستند اختصاص دهد، اما تولیدکنندگان و سازندگان آثار مستند معتقدند که برخی از آثار، قابلیت پخش از تلویزیون را ندارند و مخاطب خاص خود را دارند. به این ترتیب بخشی از آثار مستند که مخاطب عام دارد به دنبال نمایش در تلویزیون می‌گردد و آثار دیگر که مخاطب خاص را جذب می‌کند، به دلیل سیاست‌ها یا ممیزی‌ها در تلویزیون به نمایش در نمی‌آید و در حالی که جایی برای اکران آن‌ در سینماها نیز وجود ندارد، تنها در جشنواره‌ها به نمایش در می‌آید. به نظر می‌رسد با مطالعه مخاطب‌شناسی از سوی سازندگان و همکاری تلویزیون در معرفی گونه‌های مختلف سینمای مستند بتوان طیف‌های متفاوتی از مخاطب را به نمایش فیلم‌های مستند در سینماها علاقه‌مند کرد و با سرمایه‌گذاری بر آن، نمایش این آثار را در سطح وسیع‌تر تدارک دید.