شقایق
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.comآرشیو برای ژوئن, 2009
هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب
سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388
وقتی دغدغه و بیحوصلگی یک جا جمع میشوند
حق
درود بر همه شما
حرف گفتنی و شنُفتنی زیاد دارم که خیلیها را هم تایپ کردهام، ولی خوب حوصله تا دلتان بخواهد ندارم. دیگر خس و خاشاک چیست که حوصله داشته باشد!؟
خلاصه «و اینک مروری بر خلاصه خبرها» گذاشتم:
چه میتوان کرد؟ (آینده – عباس عبدی)
هفتهنامه!! (سنگچین – سعید بیابانکی)
انا لله و انا الیه راجعون (پاورقی – مسعود زارع مهرجردی)
عجب خس و خاشاک زیادی! و زهرآلود و این داستان ادامه دارد… و ادامه داستان (گیس طلا – گیس طلا!)
حماسه ملبورن در برابر حماسه امروز رنگ باخت (درباره افشین قطبی – ؟)
گوسفند عزیز (از قلب کویر – مرجان)
* دعوت شما به خواندن این مطالب لزوما به معنی تأیید همه یا بخشی از آنها نیست و ممکن است کمترین با بخشهایی از آنها موافق نباشم.
دعا برای عاقبت به خیری ایران خانوم فراموش نشود!
ذرهای آرامش
نوشته: ناصر رضاییپور
Quantum of Solace
محصول 2008 انگلستان و آمریکا
کارگردان: مارک فورستر
«ذرهای آرامش» اکشن خوش ساختی است. یکی از آن non-stop Actionها که یک لحظه رهایت نمیکند. بنده هم در دو نوبت مجبور به تماشای دوباره صحنههای زد و خورد شدم تا چیزی را از قلم نیندازم و حسابی لذت ببرم!
این بیست و سومین فیلم از سری فیلمهای جیمز باند، مأمور 007، است که به لحاظ اکشن و جلوههای بصری شاید یکی از بهترینهای آنها باشد. گرچه باز هم گفتگو بر سر کشوری است که با ابرقدرتها مشکلات اساسی و دیرینه دارد. و بازهم این بار مأمور گرانقدر، همهفنحریف، روئینتن و انساندوست سرویس اطلاعاتی انگلیس (MI6) است که یکتنه آدمبدها را به درک میفرستد و موجب رهایی، خوشبختی و… اهالی فقیر، بیدست و پا و محتاج بولیوی میشود. و صد البته که حاکمان بولیوی از صدر تا ذیل فاسد و کثیفاند. در ضمن جناب جیمز باند در پایان فیلم هم از خجالت هنرپیشه مؤنث فیلم درمیآید و یک ادای دین حسابی به او میکند. فیلم البته در سایت imdb امتیاز خوب 6.9 را کسب کرده است. خلاصه این که اگر خیلی دنبال سیاست و ارزشهای خاص نیستید و میخواهید یک فیلم حسابی اکشن (و البته کمی تا قسمتی تخیلی!) ببینید و خستگی در کنید، این انتخاب خوبی است. گرچه به گمانم من از معدود نفراتی هستم که تازه فیلم را دیدهام!
یادداشتهای مناظراتی -6
شب پایانی: دوشنبه 18/3/88
چنان که پیشبینی میشد این مناظره –هم به جهت استفاده رقبا از تجربیات شبهای گذشته و هم به دلیل شخصیت دکتر رضایی و تمرکز او بر برنامههای اقتصادی- خوب و منطقی شروع شد و پیش رفت. آقای احمدنژاد هم نشان داد زیرک است –یا دستکم مشاوران زیرکی دارد. او در طول سه برنامه ای که گذشت در هر برنامه عملکرد منسجمتر و منطقیتری داشت، به طوری که در برنامه امشب تا حد زیادی از عصبیّت دوری جست و جز موارد اندکی تیک هم نداشت. و درست از جایی که ویژگی درونی عصبیاش بروز یافت به محسن رضایی فرصت داد شروع به حملات مؤثری کند که جابجا مستند به ارقام و آمارهای جالبی بود. نباید از نظر دور داشت که جناب رضایی سالها فرمانده جنگ بوده و در سالهای اخیر نیز در مجمع تشخیص بالیده است. او اما یک اشتباه مهلک هم کرد، اشتباهی که رقیب زیرک بر آن انگشت گذاشت و یک ضربه اساسی را وارد کرد، ضربهای که دستکم چند ثانیهای دکتر را به شوک برد و قدرت حرکت را از او گرفت و آن هم جملهای با این مضمون بود که در سالهای اول انقلاب ایشان دولت را اداره میکرده است!!
یکی از فواید مناظره دیشب هم این بود که بالاخره جناب احمدینژاد نرخ تورم 25 درصدی بانک مرکزی را پذیرفت؛ گرچه در ماجرای شکر وارداتی، چغندر و سیبزمینی، بیثباتی در دولت و کنار گذاشتن 15 مهره مهم دولت در عرض چهار سال، فریب در اعلام نرخ بیکاری و… پاسخ قانعکنندهای نداد و صد البته از حق نگذریم بسیار نجابت کرد که حرفی از پسر جناب رضایی که چند سال پیش به آمریکا پناهنده شد به میان نیاورد!
به هر روی تجربه مناظره رو در روی نامزدهای انتخابات، تجربه جدید و به گمان بنده مفیدی بود. فرآیندی که منجر به شفافیت بیشتری در عرصه سیاسی شد و به همه نشان داد دوران آقابالاسری و پدرخوانده بازی تمام شده است و باید روزی –و اتفاقا این بار در همین دنیا!- پاسخگوی رفتار، سیاستها و سکنات خود باشند. صد البته در دنیای سیاست، هرچه شفافیت بیشتر شود پیچیدگیها و ابهامات هم بیشتر میشوند (از پرده برون میافتند) ولی این هزینهای است که باید پرداخت و نباید از آن ترسید. این است راه دموکراسی.
یادداشتهای مناظراتی -5
یکشنبه 17/3/88
مناظره امشب به شدت قابل پیشبینی بود. طرفین کوچکترین مزاحمتی برای یکدیگر ایجاد نکردند چرا که هدف تاختن به رقیب مشترک بود. تنها یک جا جناب کروبی یک سؤال مثلاً چالشی به شدت نمایشی از مهندس موسوی پرسید: «اگر انتخاب شدی با مشکلات چه میکنی؟!» کروبی این بار مدرک و سند هم با خودش نیاورده بود و البته در مقابل آقای موسوی برای رو کردن دست رقیب با استفاده از آمارهایی از منابع دولتی به شیوه رقیب، با نمودار به صدا و سیما رفته بود. گویا مهندس دیگر واقعا کارد به استخوانش رسیده و کاملا از فضایی که ایجاد شده به تنگ آمده است. متأسفانه جناب کروبی هم پاسخهای نیمبندی به پرسش های شب گذشته احمدینژاد داد که نه تنها قانع کننده نبود بلکه آدم را یاد شیوه یکی دیگر از نامزدها، یعنی سفسطه و فریب، میانداخت. ابهامات پیرامون آقای کروبی به مانند ابهامات پیرامون جناب احمدینژاد سربسته و بیپاسخ ماندند. ولی استفاده مهندس موسوی از اعداد و ارقام دولتی و نمودار کمی فضا را به نفع او عوض خواهد کرد. گرچه او در پایان صحبتش از تذکر قانونی مجری برنامه برآشفت و بار دیگر استیلای بیحرف و حدیث حریف بر رسانهها را یادآوری کرد.
یادداشتهای مناظراتی -4
شنبه 16/3/88
با این که نیمه اول تمام شده و حریفان استراحت کرده بودند ولی نشان چندانی از «نیمه مربیان» دیده نشد. البته آقای احمدینژاد توجیه شده بود که در مقابل حملات حتمی به شخصیت و ادبیاتاش و همچنین در صورت مطرح شدن مسائلی چون هاله نور، ماجرای ترور، هولوکاست و… عنان از کف ندهد و عصبی نشود و فقط «نمودار» نشان بدهد (گرچه در جاهایی باز هم دچار تیکهای عصبی شدند). مشاوران جناب کروبی هم صلاح دیده بودند تمام تمرکز حملات متوجه همین نقاط ضعف عجیب حریف باشد، و آقای احمدینژاد هم دروغشان خواند یا از پاسخ طفره رفت. البته ایشان شب گذشته هم در مصاحبه خبری شبکه 4، اعلام کردند یک میلیارد پول گمشده ناشی از اشتباه در جمع زدن ریال و دلار بوده و حل شده است! در حالی که امروز باز هم اطلاعیه رسمی جدیدی از سوی دیوان محاسبات کشور صادر شد که خبر از مفتوح بودن پرونده میداد!!
به گمانم تأکید مداوم کروبی بر عدم اعلام اسامی خاص موجب برتری نسبی آقای احمدینژاد در افکار عوام مردم شد. احمدینژاد از ارائه پاسخ در مورد 300 میلیارد شهرداری، یک میلیارد دلار نفت، پرونده نفت اردبیل، هاله نور، نام کشورهایی که از ایران الگوی مدیریت خواستهاند و قضیه رئیسجمهورربایی در عراق طفره رفت. در مقابل توضیح کروبی در مورد پول شهرام جزایری نیز بی سروته بود و البته ماجرای زندانهای بنیاد شهید هم بیپاسخ ماند!
خلاصه از این مناظره هم چیزی جز تخریب درنیامد و باز هم کلمهای در مورد محیط زیست، سرانه سلامت، امنیت عمومی و… شنیده نشد. هنوز هم فشار شعارها بر مطالبات کاذبی است که خودشان خلق میکنند یا دستکم بر آنها دامن میزنند.
نکته آخر آن که متأسفانه هواداران آقای احمدینژاد در پیامکها و شعارهای خیابانی، تنها به توهین و تحقیر نامزدها آن هم بر اساس لهجه، تکیه کلام و ویژگیهای ظاهری آنها میپردازند که دستکم با توجه با سابقه تبرّیجویی ایشان از چنین رفتاری کمی تعجببرانگیز و ناراحت کننده است.
یادداشتهای مناظراتی -3
پنجشنبه 14/3/88
کمی تا قسمتی شادمانم، نه به خاطر همهچیز، تنها به خاطر نفس «مناظره»؛ چیزی که برآنم داشت تا هر شب چند کلمهای بنویسم. حاصل دو بازی دستگرمی شبهای پیشین، یک مناظره جاندار «رو به جلو» بود. گفتگویی که در آن ضمن اشاراتی به گذشته –از سر نقد منصفانه در کنار یادآوری نقاط قوت- طرفین در عین رعایت احترام و اخلاق، پنبه دیدگاههای هم را زدند. مهندس موسوی مسلطتر بود و با شایستگی بابت برنامه شب پیش، به سهم خودش، از پیشگاه ایرانیان پوزش خواست (گرچه قصور یا تقصیری نکرده بود). دکتر رضایی هم چون گذشته دستِ پُر بود و تا حدی برنامههایش را تبیین کرد و حریف را هم به میدان تبیین افکار طلبید. محسن رضایی یک نگرانی بجا دارد: این که آقایان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص جناحی و حمایتهای حزبی، در صورت انتخاب آیا خواهند توانست بدون هیچ تعارفی، از پس سهمخواهیها برآیند و کارها را به کاردانها بسپارند؟ نگرانی که در میان هواداران منتقد ایشان نیز وجود دارد. محسن رضایی در این سالها بیکار نبوده و از شرایط مجمع به خوبی بهره برده، تسلط نسبی خوبی به شرایط دارد و نگاه، تجربه و استراتژی او نباید نادیده گرفته شود. باز هم امیدوارم رئیسجمهور بعدی در کابینه خود از ایشان مستقیماً استفاده کند.
جمعبندی سه مناظره گذشته نشان میدهد که آقایان نگرانی و مسأله اصلی و «نقد» مردم، یعنی شرایط اقتصادی، را درک کردهاند و آن را محور برنامهها و شعارهایشان قرار دادهاند، گرچه آقیان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص و انتظار بحق مردم و هواداران، مسائل فرهنگی، سیاسی (داخلی و خارجی) و آزادیهای مدنی و حقوق شهروندی را نیز دائماً مد نظر دارند.
یادداشتهای مناظراتی -2
چهارشنبه 13/3/88
دیشب نوشتم که مناظره در ایران رویداد خجستهای است، دومین رویداد خجسته نیز امشب رخ داد و آن مناظره واقعی و رو در روی نامزدها و گذر آنها از تعارفات بیفایده مرسوم بود. گرچه جنس نامزدهای دیشب و امشب و ایدهها و اختلاف نظرهایشان با هم تفاوت داشت. شخصیت مهندس موسوی و نوع آغاز کلامشان به گونهای است که من تصور میکردم در مقابل فردی چون آقای احمدینژاد که با هیجان بیشتری سخن میگویند مغلوب خواهد بود، چرا که ایشان کلامشان را معمولاً با تون پایین آغاز میکنند که گاهی نیز به نظر میرسد صدایشان میلرزد –چیزی که موجب پیامکهای طعنهآمیز دوستان نیز شد. چنین افرادی در دوئلهای کلامی کوتاهمدت امتیاز میدهند، امّا امشب، به رأی بنده، اشتباه تاکتیکی آقای احمدینژاد در فرافکنیهای آنچنانی و تصمیم ایشان برای حمله به قلب –یا مغز!- دشمن فرضی!! از یک سو و مدیریت زمان اشتباه ایشان از سوی دیگر منجر به آن شد که جناب موسوی میدان را با امتیاز ترک کنند. فرافکنی و اشاره مکرر به این که «شما سه نفرید و من یک نفر» (همان حکایت چند نفر به یک نفر؟!)، مکرراً جمع بستن آقایان هاشمی، خاتمی و موسوی، حمله شدید به آقایان هاشمی و ناطق نوری و خانوادههایشان و یک شبه افشاگری در مورد خانم دکتر رهنورد، در کنار منزه دانستن دولت فعلی از اشتباه –حتی در مواردی چون ماجرای دکتر! کردان، دوستی با ملت اسرائیل و ادغام حج و زیارت در سازمان گردشگری که منجر به موضعگیری و دخالت مقام رهبری نیز شده بود- و ناچیز دانستن خدمات دولتهای پیشین و تقسیم تاریخ ایران پس از انقلاب به «پیش از 84 و پس از 84» (یا همان من و قبل از من!) و همچنین زیادهخواهی از مجری برنامه و عدم قناعت به زمان قانونی در اختیار هر نامزد، «امتیاز میزبانی» را از ایشان گرفت. (ایشان پس از خاتمه برنامه هم بدون توجه به این که طبق قرار قبلی خودشان شروع کردهاند و مهندس موسوی باید سخن پایانی را میگفتند، باز هم در حال غر زدن بودند که: آقای موسوی یک لیست اتهام مطرح میکنند و شما نمیگذارید…!)
سالیانی است که هر ایرانی شرافتمند و غیرتمندی افشای رانتخواری، اشرافیگری، قانونشکنی و تاراج اموال مردم توسط گروهی خاص را مطالبه میکند. رئیس جمهور فعلی نیز از ابتدا چنین قولی داده بودند اما سکوت 4 ساله ایشان و ناگهان نام بردن از چند نفر خاص، آن هم چند روز مانده به انتخابات و در جریان یک مناظره، که علیالقاعده باید در آن به برنامههای فرارو و چالشهای گذشته و آینده پرداخت، در افکار عمومی به نوعی بداخلاقی تعبیر خواهد شد. این درس مهمی است: گاهی حمله بدون برنامه و تاکتیک و احساساتی منجر به «گل به خودی» میشود، چه برسد به اینکه به جای بازی در زمین قانونی به «سکّوها» هم حمله کنی!
به گمان من جناب احمدینژاد نیازی به تبلیغ ندارند. ایشان با تبلیغ یا بیتبلیغ، با سخنرانی یا بیسخنرانی، هواداران محترم خودشان را دارند که از تعداد آنها کم نمیشود –گرچه بخش نه چندان کوچکی از آرای ایشان طی چند روز گذشته به صندوق جناب دکتر رضایی ریخته شده است- اما مناظره امشب میتواند در آرای مهندس موسوی تأثیر مثبتی داشته باشد. ضمناً آقای احمدینژاد در دو برنامه آینده، چالش سنگینی، به ویژه در حوزههای سیاست داخلی و اقتصادی، با آقایان رضایی و کروبی خواهند داشت.
یادداشتهای مناظراتی -1
سهشنبه 12/3/88
مناظره نامزدهای انتخاباتی در دنیای بیرون، یک امر عادی و بدیهی است که تا به امروز در ایران ما نادیده گرفته شده، اجرایی شدن این ایده رویداد خجستهای است که به شفاف شدن ایدهها و سخنهای نامزدها و معلوم شدن سره از ناسره در افکار عمومی جامعه کمک میکند.
امشب آقایان کروبی و محسن رضایی مناظره کردند. گذشته از این که بازار تعارف و تأیید یکدیگر داغ بود ولی به عنوان تمرین دستگرمیِ یکی دیگر از از ابزارهای دموکراسی، خوشایند بود. محسن رضایی را تا به اینجا نامزد عملگرایی دیدهام که برنامههایش نسبت به دیگران روشنتر و عملیاتیتر است. صد البته این آقایان و رویکرد و به تبع آن گروه کاری و مشاورانشان از یک جنس نیستند.
چنان که مشخص است جناب رضایی بخت ریاست جمهوری ندارند. از سوی دیگر آقای احمدینژاد تا کنون نشان دادهاند که تمایلی به میدان دادن به اندیشههای جدید و متفاوت با آرای خودشان ندارند. پس امیدوارم اگر جناب موسوی بر صندلی ریاست کشور نشستند، حتماً از جناب رضایی در جایگاهی شایسته استفاده کنند.

