چهارشنبه 13/3/88
دیشب نوشتم که مناظره در ایران رویداد خجستهای است، دومین رویداد خجسته نیز امشب رخ داد و آن مناظره واقعی و رو در روی نامزدها و گذر آنها از تعارفات بیفایده مرسوم بود. گرچه جنس نامزدهای دیشب و امشب و ایدهها و اختلاف نظرهایشان با هم تفاوت داشت. شخصیت مهندس موسوی و نوع آغاز کلامشان به گونهای است که من تصور میکردم در مقابل فردی چون آقای احمدینژاد که با هیجان بیشتری سخن میگویند مغلوب خواهد بود، چرا که ایشان کلامشان را معمولاً با تون پایین آغاز میکنند که گاهی نیز به نظر میرسد صدایشان میلرزد –چیزی که موجب پیامکهای طعنهآمیز دوستان نیز شد. چنین افرادی در دوئلهای کلامی کوتاهمدت امتیاز میدهند، امّا امشب، به رأی بنده، اشتباه تاکتیکی آقای احمدینژاد در فرافکنیهای آنچنانی و تصمیم ایشان برای حمله به قلب –یا مغز!- دشمن فرضی!! از یک سو و مدیریت زمان اشتباه ایشان از سوی دیگر منجر به آن شد که جناب موسوی میدان را با امتیاز ترک کنند. فرافکنی و اشاره مکرر به این که «شما سه نفرید و من یک نفر» (همان حکایت چند نفر به یک نفر؟!)، مکرراً جمع بستن آقایان هاشمی، خاتمی و موسوی، حمله شدید به آقایان هاشمی و ناطق نوری و خانوادههایشان و یک شبه افشاگری در مورد خانم دکتر رهنورد، در کنار منزه دانستن دولت فعلی از اشتباه –حتی در مواردی چون ماجرای دکتر! کردان، دوستی با ملت اسرائیل و ادغام حج و زیارت در سازمان گردشگری که منجر به موضعگیری و دخالت مقام رهبری نیز شده بود- و ناچیز دانستن خدمات دولتهای پیشین و تقسیم تاریخ ایران پس از انقلاب به «پیش از 84 و پس از 84» (یا همان من و قبل از من!) و همچنین زیادهخواهی از مجری برنامه و عدم قناعت به زمان قانونی در اختیار هر نامزد، «امتیاز میزبانی» را از ایشان گرفت. (ایشان پس از خاتمه برنامه هم بدون توجه به این که طبق قرار قبلی خودشان شروع کردهاند و مهندس موسوی باید سخن پایانی را میگفتند، باز هم در حال غر زدن بودند که: آقای موسوی یک لیست اتهام مطرح میکنند و شما نمیگذارید…!)
سالیانی است که هر ایرانی شرافتمند و غیرتمندی افشای رانتخواری، اشرافیگری، قانونشکنی و تاراج اموال مردم توسط گروهی خاص را مطالبه میکند. رئیس جمهور فعلی نیز از ابتدا چنین قولی داده بودند اما سکوت 4 ساله ایشان و ناگهان نام بردن از چند نفر خاص، آن هم چند روز مانده به انتخابات و در جریان یک مناظره، که علیالقاعده باید در آن به برنامههای فرارو و چالشهای گذشته و آینده پرداخت، در افکار عمومی به نوعی بداخلاقی تعبیر خواهد شد. این درس مهمی است: گاهی حمله بدون برنامه و تاکتیک و احساساتی منجر به «گل به خودی» میشود، چه برسد به اینکه به جای بازی در زمین قانونی به «سکّوها» هم حمله کنی!
به گمان من جناب احمدینژاد نیازی به تبلیغ ندارند. ایشان با تبلیغ یا بیتبلیغ، با سخنرانی یا بیسخنرانی، هواداران محترم خودشان را دارند که از تعداد آنها کم نمیشود –گرچه بخش نه چندان کوچکی از آرای ایشان طی چند روز گذشته به صندوق جناب دکتر رضایی ریخته شده است- اما مناظره امشب میتواند در آرای مهندس موسوی تأثیر مثبتی داشته باشد. ضمناً آقای احمدینژاد در دو برنامه آینده، چالش سنگینی، به ویژه در حوزههای سیاست داخلی و اقتصادی، با آقایان رضایی و کروبی خواهند داشت.
سلام دكتر جان.
نكتهاي عرض كنم خدمتتان.
اساساً مجازات و حتي افشاگري مفاسد اقتصادي در كشور ما بر عهده قوه مجريه نيست و قوه قضاييه عهدهدار آن است. دولت تنها ميتواند با اعمال قوانيني شفاف از به وجود آمدن فضاي رانتي جلوگيري كند.
حالا چرا احمدينژاد آن شب آن افشاگريها را انجام داد؟
آقاي هاشمي و باند اژدهاي هفتسر قدرت ناسالم كه دامنه بسياري در كشور دارد، از همان ابتدا با ورود شخصي خارج از اين محدوده مخالف بود. دليلش هم واضح است. از زماني كه احمدينژاد وارد كار شد جورواجور مشكل برايش پهن كردند و بيسابقهترين ائتلاف رسانهاي را عليه او تشكيل دادند. از هاشمي و فرزندانش تا ناطق نوري، رفيقدوست، بهزاد نبوي، جاسبي، مرعشي و … ميبينيد؟ اصلاً از لحاظ طيف سياسي به هم ربطي ندارند ولي همه در چيزي مشتركند. همه داخل باند قدرت و فساد اقتصادي بودند و از گذشتههاي يكديگر گروكشي ميكردند.
————————————————————————————————-
حق / درود بر شما
نکتهای که فرمودید بجاست. مردم ما سالهاست به دنبال قهرمانی میگردند که این نامها را بر زبان آورد. اما باید ببینیم چه شده که حتی چنین افشاگری (؟!) برایمان دلچسب نیست. مسأله این است که از همه چیز بوی فریب خلق میآید!
خوش آمدید.