پنجشنبه 14/3/88
کمی تا قسمتی شادمانم، نه به خاطر همهچیز، تنها به خاطر نفس «مناظره»؛ چیزی که برآنم داشت تا هر شب چند کلمهای بنویسم. حاصل دو بازی دستگرمی شبهای پیشین، یک مناظره جاندار «رو به جلو» بود. گفتگویی که در آن ضمن اشاراتی به گذشته –از سر نقد منصفانه در کنار یادآوری نقاط قوت- طرفین در عین رعایت احترام و اخلاق، پنبه دیدگاههای هم را زدند. مهندس موسوی مسلطتر بود و با شایستگی بابت برنامه شب پیش، به سهم خودش، از پیشگاه ایرانیان پوزش خواست (گرچه قصور یا تقصیری نکرده بود). دکتر رضایی هم چون گذشته دستِ پُر بود و تا حدی برنامههایش را تبیین کرد و حریف را هم به میدان تبیین افکار طلبید. محسن رضایی یک نگرانی بجا دارد: این که آقایان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص جناحی و حمایتهای حزبی، در صورت انتخاب آیا خواهند توانست بدون هیچ تعارفی، از پس سهمخواهیها برآیند و کارها را به کاردانها بسپارند؟ نگرانی که در میان هواداران منتقد ایشان نیز وجود دارد. محسن رضایی در این سالها بیکار نبوده و از شرایط مجمع به خوبی بهره برده، تسلط نسبی خوبی به شرایط دارد و نگاه، تجربه و استراتژی او نباید نادیده گرفته شود. باز هم امیدوارم رئیسجمهور بعدی در کابینه خود از ایشان مستقیماً استفاده کند.
جمعبندی سه مناظره گذشته نشان میدهد که آقایان نگرانی و مسأله اصلی و «نقد» مردم، یعنی شرایط اقتصادی، را درک کردهاند و آن را محور برنامهها و شعارهایشان قرار دادهاند، گرچه آقیان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص و انتظار بحق مردم و هواداران، مسائل فرهنگی، سیاسی (داخلی و خارجی) و آزادیهای مدنی و حقوق شهروندی را نیز دائماً مد نظر دارند.