شب پایانی: دوشنبه 18/3/88
چنان که پیشبینی میشد این مناظره –هم به جهت استفاده رقبا از تجربیات شبهای گذشته و هم به دلیل شخصیت دکتر رضایی و تمرکز او بر برنامههای اقتصادی- خوب و منطقی شروع شد و پیش رفت. آقای احمدنژاد هم نشان داد زیرک است –یا دستکم مشاوران زیرکی دارد. او در طول سه برنامه ای که گذشت در هر برنامه عملکرد منسجمتر و منطقیتری داشت، به طوری که در برنامه امشب تا حد زیادی از عصبیّت دوری جست و جز موارد اندکی تیک هم نداشت. و درست از جایی که ویژگی درونی عصبیاش بروز یافت به محسن رضایی فرصت داد شروع به حملات مؤثری کند که جابجا مستند به ارقام و آمارهای جالبی بود. نباید از نظر دور داشت که جناب رضایی سالها فرمانده جنگ بوده و در سالهای اخیر نیز در مجمع تشخیص بالیده است. او اما یک اشتباه مهلک هم کرد، اشتباهی که رقیب زیرک بر آن انگشت گذاشت و یک ضربه اساسی را وارد کرد، ضربهای که دستکم چند ثانیهای دکتر را به شوک برد و قدرت حرکت را از او گرفت و آن هم جملهای با این مضمون بود که در سالهای اول انقلاب ایشان دولت را اداره میکرده است!!
یکی از فواید مناظره دیشب هم این بود که بالاخره جناب احمدینژاد نرخ تورم 25 درصدی بانک مرکزی را پذیرفت؛ گرچه در ماجرای شکر وارداتی، چغندر و سیبزمینی، بیثباتی در دولت و کنار گذاشتن 15 مهره مهم دولت در عرض چهار سال، فریب در اعلام نرخ بیکاری و… پاسخ قانعکنندهای نداد و صد البته از حق نگذریم بسیار نجابت کرد که حرفی از پسر جناب رضایی که چند سال پیش به آمریکا پناهنده شد به میان نیاورد!
به هر روی تجربه مناظره رو در روی نامزدهای انتخابات، تجربه جدید و به گمان بنده مفیدی بود. فرآیندی که منجر به شفافیت بیشتری در عرصه سیاسی شد و به همه نشان داد دوران آقابالاسری و پدرخوانده بازی تمام شده است و باید روزی –و اتفاقا این بار در همین دنیا!- پاسخگوی رفتار، سیاستها و سکنات خود باشند. صد البته در دنیای سیاست، هرچه شفافیت بیشتر شود پیچیدگیها و ابهامات هم بیشتر میشوند (از پرده برون میافتند) ولی این هزینهای است که باید پرداخت و نباید از آن ترسید. این است راه دموکراسی.
سلام ناصر عزیز
تولدت مبارک
——————————————————
سلام مسعود عزيز
تولد خوت مبارك!