شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.com

فکر نان باید کرد

دشتها آلوده‌ست
در لجن‌زار گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشانده‌ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته‌اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست

حمید مصدق

تا کنون 8 نظر داده شده »

  مجله خبری Gajamoo wrote @

سلام دکترجان.
امیدوارم حال شریف و دیگر اعضای محترم خونواده خوب بوده باشه. ضمن اینکه می‌خواستم از شما بپرسم منظورتون، همون فکر نون باش که خربزه آبه، بود؟ :D
با احترام:
Gajamoo
——————————————————————————————————————-
حق
درود بر شما و سپاس به خاطر احوال پرسی.
خیر، اینجا منظور از نان (به گمانم) کمترین نیازهای بشر است برای بودن و ماندن، چنان که با «نفس» همگام است.
گرچه این، سروده‌ای تلخ و غمناک است ولی باز رویی به آینده دارد (باز هم به گمان کمترین).

…و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست.

خوش آمدید.

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

سلام ناصر عزیز.
روزها پشت سر هم بد شده.نمی دونم چرا ولی بد شده.
شاید خود ما اینجور می خوایم.اصلن ولش کن.خودت چطوری؟

دنیا پر از سگ است جهان سر به سر سگی است
غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست

لبخند و نان به سفره ی امشب نمی رسد
پایان ماه آمد و خلق پدر سگی ست

از بوی دود و آهن و گِل مست می شود
در سرزمین من عرق کارگر سگی ست

جنگ و جنون و زلزله؛ مرگ و گرسنگی
اخبار یک ، سه ، چار، دو ،تهران، خبر سگی ست

آهنگ سگ ترانه ی سگ گوشهای سگ
این روزها سلیقه ی اهل هنر سگی ست

بار کج نگاه شما بر دلم بس است
باور کنید زندگی باربر سگی ست

آدم بیا و از سر خط آفریده شو
دیگر لباس تو به تن هر پدر سگی ست
(مریم جعفری)

رنگها در رنگها دويده
از رنگين كمان بهاري تو

كه سراپرده در اين باغ خزان رسيده برافراشته است

نقشها مي توانم زد

غم نان اگر بگذارد
شاملو

  محمد باقر شهبازی wrote @

سلام برادر جان
شرمنده از اینکه نتوانستم زودتر خدمت برسم
خدمت شریف شما عارضم که هم اکنون در خدمت مقدس اجباری سربازی به سر می برم و در استان کرمانشاه و در یکی از پاسگاههای روستایی آن!!!
و دسترسی به اینترنت هم محال!!
ولی از این ها که بگذریم فکر نانا باید کرد.
خیلی التماس دعا برادر جان…
یا علی.
—————————————————————————————————————–
حق
درود
تو خدمت گفتی و کردی کبابم!
عرض شود که برای ما خدمت 18 ماه بود که بنده به لطف دوستان سپاهی 2 ماه بیشتر خدمت کردم، این می‌کنه 20 ماه!
ولی برای شما که بین 2 تا 10 ماه کم شده، برو حالشو ببر!!
راستی چند ماهه‌اش به شما می‌خوره؟
بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر… تازه بعدش می‌فهمی زهر نبوده… به قول معروف صد سال اول زندگی سخته، صد سال دومش سخت‌تره!!
خوش باشی.

  Sara wrote @

هوا و گل و انسانیت خوبه اما بعد از یه عالمه پول.

  irangreenvote wrote @

وبلاگ و نوشته‌هات همه نشون از تفکرات والای شماست، اما حیف که از یه وبلاگ کثیف و دروغگو و لجن‌پراکن به وبلاگ شما وارد شدم. راستی چرا به وبلاگ کثیف گجمو لینک دادی؟ این بابا از همون چماق به دست‌هاییه که امروز مردم و می‌زنند و به دخترا و پسرا و پیر و جون رحم نمی‌کنند و احمدی‌نژاد رو خود خدا می‌دونند. اگه از من می‌شنوی بگو لینک وبلاگتو از گجمو بردارند. موفق باشی.

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

ضمناً این کسر خدمتا از 24 ماه حساب میشه نه از 18 ماه. زیاد فرقی نکرده.
———————————————————
حق / درود
البته برای شما که این قانون پیش از تصویب عطف بما سبق شده بود «زیاد فرقی نکرده»!
ولی برای من با 22 ماه خدمت و اینها خوب یه کم فرق داره، نه؟!!

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

همچنین از سال 1390 اعمال میشه :دی

  مجتبي wrote @

چون چشم ندارند هماورد ببينند
همواره برآنند كه نامرد ببينند

در كوچه يلدايي تاريخ ، دلت را
چون شب پره خواهند كه ولگرد ببينند

از درد و رگ درد مزن دم كه حريفان
خواهند تو را بي رگ و بي درد ببينند

اميد من آنست كه در آينه يك روز
چون ديده گشودند كمي مرد ببينند !

“سيد “


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>