شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

درباره اِلی…

کارگردان: اصغر فرهادی، محصول 1387

برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر، خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم برلین و جایزه بهترین فیلم داستانی از جشنواره فیلم تریبکا

 

پس از آنکه حدود 3 سال پیش «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی را دیدم، به علت فضای ابتذال غیرقابل تحملی کهAbout Elly بر سینما چیره شده بود، با سینمای ایران قهر کردم. به طوری که در این دو سال، بر خلاف سنت ترک‌نشده سالهای پیشین‌ام، قید شبه‌جشنواره فیلم فجر را هم زدم. یعنی سینمایی که تقوایی، کیارستمی، بیضایی، مهرجویی، حاتمی‌کیا، کریم‌مسیحی، فرمان‌آرا و… در آن نبودند، یا کم‌رنگ بودند و به شکلی به محاق می‌رفتند برایم بی‌معنی بود. آری، آخرین لذت من از سینمای ایران در «چهارشنبه سوری» رقم خورد.

پیش از آن موفق نشده بودم «شهر زیبا»‌ و «رقص در غبار» را ببینم ولی از دوستان حرفه‌ای خیلی شنیده بودم و البته چهره‌پردازی غریب فرامرز قریبیان در «رقص در غبار» حیرانم کرده بود.

خیلی پس و خیز کردم تا برای تماشای «درباره الی» دوباره به سینما بروم که البته حاشیه‌های آنچنانی فیلم و هنرپیشه اصلی‌اش و فروش خوب گیشه‌اش، که این روزها و پس از ظهور مخلوق عجیبی به نام «اخراجی‌ها» لزوماً برای یک فیلم امتیاز مثبت تلقی نمی‌شود، کمی در این تردید نقش داشت.

…………………………………………………..

«درباره الی» در سینمای این روزهای ایران یک شاهکار است. یک اثر ارزنده و قابل تحسین که ارزش بیش از یک بار دیدن را هم دارد. این فیلم برای غیر‌حرفه‌ای هایی چون من می‌تواند یک مدرسه خوب باشد: کارگردانی، بازیگردانی، بازیگری، فیلمنامه‌نویسی، دیالوگ‌نویسی، فضاسازی، چهره‌پردازی و فیلمبرداری سطح کیفی خیلی خوبی دارند. و مهم آن که ردپای هیچ کدام در فیلم دیده نمی‌شود.

بازی‌ها، از گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی که بازی‌های خوبشان بیشتر از بازی‌های ضعیفشان است، و شهاب حسینی و مریلا زارعی که بازی‌های خوبشان کمتر است، تا تمام هنرپیشه‌های نه چندان معروف و حتی آن پسربچه شیطان نمره بالایی می‌گیرند. حتی صابر اَبَر که دقایق کوتاهی در فیلم حضور دارد خوب است، گرچه عالی نیست.

نکته مهم در بازی‌ها، واقعی بودن آنهاست. شما هیچگاه با هیچیک از شخصیت‌ها احساس غریبگی نمی‌کنید، نه قلمبه حرف می‌زنند و نه سلمبه راه می‌روند. اینها خود ما هستند، با همان تکیه کلام‌ها، شیطنت‌ها، غصه‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای هرروزه‌مان. در این وانفسایی که دست‌کم روزی یک بار در سینما و تلویزیون‌مان می‌شنویم: «یعنی کی می‌تونه باشه؟!» باید دست فیلمنامه‌نویس و کارگردان را بوسید و وی را به خاطر نوشتن دیالوگهایی تا این حد واقعی ستود.

امّا «درباره الی» بجز هنرمندان دیدنی‌اش و صرف‌نظر از سایر عوامل فیلم، دو هنرمند بسیار مهم درجه یک دارد که آنقدر خوبند که دیده نمی‌شوند: دوربین و چهره‌پردازی.

شما فقط 10-5 دقیقه اول را «تماشاگر» هستید و از لحظه ورود به ویلای متروکه و شلوغی و همهمه و رفت و آمدهای فراوان افراد و گفتگوهای هم‌زمان آنها دیگر چیزی را تماشا نمی‌کنید و به لطف تصویربرداری خوب حسین جعفریان، خودتان هم بین آنها در رفت و آمدید و همه چیز را با وجودتان درک می‌کنید. این دوربین هنرمند در صحنه‌های پرالتهاب جستجو در آب و اضطراب و نگرانی‌های پس از آن حضور هنرمندانه‌اش را به اوج می‌رساند و بیننده را پابپای شخصیت‌ها جان به لب می‌کند.

هنرمند دوم، چهره‌پردازی تحسین‌برانگیز مهرداد میرکیانی و گروهش است. بویژه آنجا که ظرف 5-4 دقیقه سینمایی، چهره بشاش و بزک‌کرده شخصیت‌ها، رنگ‌پریده، یخ‌کرده و درهم‌شکسته می‌شود. چنان که یأس، فروماندگی و اضطراب را می‌توان از چشم‌ها، لب‌ها و تارهای مو خواند و «باور کرد».

و صد البته همه اینها به یاری تدوین عالی تدوینگر باسابقه، هایده صفی‌یاری، فرصت عرض‌اندام یافته‌اند. آری، در یک فیلم اگر تمام عوامل کارشان را به بهترین نحو انجام ندهند نتیجه نهایی، مشکل را فریاد خواهد زد. به این اعتبار گرچه به خاطر کیفیت بد پخش صدای سالن سینما نمی‌توان در مورد صدابرداری و صداگذاری داوری کرد ولی می‌توان از کیفیت خوب آن هم با اطمینان سخن گفت.

اینجا باز مجبورم با یادآوری تغییرات هنرمندانه طرز نگاه‌ها و تون صداهای هنرپیشگان در بزنگاه‌های فیلم از نقش‌آفرینی‌های خوبشان یاد کنم و با يادآوری هنر واقعی‌نویسی فیلمنامه‌نویس و کارگردان در خلق صحنه‌های مشاجره‌های مأیوسانه و از سر اضطراب زوج‌های فیلم،‌ کارش را بستایم.

…………………………………………………..

از فرم که بگذریم، «درباره الی» پیام ومحتوایی تلخ، جسورانه و گزنده دارد و نکات اخلاقی مهمی را به ما گوشزد می‌کند که می‌رنجاندمان و از خودمان بیزارمان می‌کند. از نوع نگاهمان به «زن» و بایدها و نبایدهایش، که در داوری‌های افراد نسبت به «الی» و همچنین مشاجره‌های دو زوج داستان تجلی می‌یابد یا مسؤولیت‌ناپذیری و افسانه‌بافی‌هایمان در موقعیت‌های سخت و تمایل‌مان برای شریک کردن دیگران در ناکامی‌ها تا ترس‌مان از بازگو کردن حقیقت در جایی که ممکن است موجب زحمت‌مان شود و مخفی کردن یا حتی وارونه جلوه دادن آن حتی اگر آبرو و شرافت دیگری را نابود کند. تا جایی که بگوییم: «کسی که مرده، آبرو می‌خواهد چه کار؟!».

و در پایان توجه کنید به صحنه زیبای پایانی فیلم که چگونه خودروی رفقا در گِل فرو رفته و بیرون نمی‌آید…

آری، پایمان در گِل است و ناتوان از نجات خویشتنیم.

…………………………………………………..Asghar Farhadi

کار اصغر فرهادی روز به روز دارد سخت‌تر می‌شود. او حق ندارد نزول کند، حق ندارد کارنامه درخشان چهار برگی‌اش را خراب کند. من امیدوارم که او باز هم بتواند با همکاری دیگر دلسوزان سینمای ایران این سینمای رنجور را زنده نگاه دارد. من برایش دعا می‌کنم.

…………………………………………………..

«درباره الی» برای کارنامه چهار ساله وزارت «ارشاد» غیرفرهنگی دولت نهم بس، چرا که یک‌تنه فضاحت «خروس جنگی» و «هرچی تو بخوای» و «اخراجی‌هاها» را جبران می‌کند. اما آیا با شرایط موجود می‌توان امید داشت که در چهار سال آینده یک «الی» دیگر متولد شود؟

7 دیدگاه »

  ن.شقایق wrote @

با درود فراوان، اطلاعاتی در مورد موفقیت‌های جهانی فیلم را هم اینجا تقدیم می‌کنم:
مراسم پاياني جشنواره فيلم «بريسبان» استراليا يكشنبه شب 9 اوت برگزار شد و فيلم «درباره ‌الي» به كارگرداني «اصغر فرهادي» كه در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآمد، موفق به كسب جايزه «نتپك» (شبكه توسعه سينماي آسيا) شد. اين جايزه مشتركا به نماينده سينماي ايران و فيلم «آرمان‌شهر آگراريان» ساخته «اروفونگ پاكساساد» تعلق گرفت. بنابر اين گزارش، فيلم «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي» تا پايان ماه سپتامبر در جشنواره‌هاي مختلفي در كشورهايی چون برزيل، فنلاند، ژاپن و پرتغال به نمايش در مي‌آيد و اكران جهاني‌اش را از 9 سپتامبر با حضور اصغر فرهادي در فرانسه آغاز خواهد كرد. فرهادي براي آغاز اكران عمومي فيلمش طي هفته‌هاي آينده به فرانسه سفر خواهد کرد و سپس براي نمايش فيلمش در جشنواره‌ها به ژاپن و پس از آن به پرتغال مي‌رود.
«درباره ‌الي» در بخش غيررقابتي پنجمين جشنواره‌ فيلم «سانتياگو» برزيل (18- 24 اوت) به نمايش درخواهد آمد و جشنواره فيلم «دورو» پرتغال نيز كه دهم تا سيزدهم سپتامبر برگزار مي‌شود، «درباره الي» را براي بخش خارج از مسابقه دعوت كرده است. بيست‌ودومين جشنواره فيلم «هلسينكي» فنلاند نيز كه هفدهم تا بيست‌وهفتم سپتامبر برگزار مي‌شود در بخش رقابتي «درباره الي» را به نمايش مي‌گذارد و همزمان پنجمين جشنواره فيلم «فوكوئوكا» ژاپن (18-7 سپتامبر) در بخش غيررقابتي ميزبان اين فيلم است.
اكران جهاني فيلم «درباره الي» در كشور فرانسه از نهم سپتامبر توسط كمپاني ـ momento films ـ «ممنتو فيلمز» آغاز مي‌شود. نمايش عمومي «درباره الي» در سطح كشور فرانسه در 30 سينما خواهد بود. كمپاني ممنتوفيلمز همچنين توزيع فيلم درباره ‌الي را در كشورهاي آفريقايي فرانسه زبان بر عهده دارد.
«درباره ‌الي» تاكنون در سي و سومين جشنواره فيلم هنگ‌كنگ، هشتمين جشنواره فيلم ترايبكا آمريكا، هفدهمين جشنواره «سينماي باز» بلژيك، بخش سينماي معاصر سي ‌و پنجمين جشنواره سياتل آمريكا، هشتمين جشنواره ترانسيلوانيا روماني، چهل ‌و چهارمين جشنواره كارلووي‌واري ‌چك، پنجاه‌ و هشتمين جشنواره ملبورن استراليا، پنجمين جشنواره‌ تراورس‌سيتي آمريكا به نمايش درآمده است.
اصغر فرهادي براي «درباره الي» خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني را در برلين گرفت و «رابرت دنيرو» در جشنواره «ترابيكا» جايزه بهترين فيلم بلند را به اصغر فرهادي اهدا كرد و طي چند روز گذشته اين فيلم به دعوت مايكل مور در جشنواره تراورسيتي به نمايش درآمد.

  و. عادل wrote @

سلام دکتر
بعد از کلی ولگردی! ببخشید وبگردی الکی گفتم یه سری به شما بزنم و محبت‌های شما رو که همیشه بی‌معرفتی می‌کردم جواب نمی‌دادم رو، جواب بدم.
راستی اسباب‌کشی کردم رفتم اینجا:
http://www.saazeshekaste.persianblog.ir
انشاء الله که دیدارها به زودی تازه بشه،
ما که پوکیدیم، از بس شمارو ندیدیم!
راستی زدی تو کار سیاست! نمی‌خوره به روحیت!
ای بابا! هرچی می‌گیم شعر میشه! ولش کن بابا ما می‌ریم تا سه نشه!

حاج غلام!
——————————————————————–
حق
سلام حاج غلام!
آقا منزل جدید مبارک! خدمت می‌رسیم سر فرصت.
صفا آوردی.

  مليحه wrote @

از وقتي هاني به دنيا اومده بود، نرفته بوديم سينما و چه خوب كه اين طلسم با «درباره الی» شكست. ما هم دوبار فيلم را ديديم. واقعا ارزشش را دارد.

  مليحه wrote @

من در باره «درباره الی» برای نشريه نوشته بودم كه حالا كه اين را خواندم به نظرم بهتر بود. ديگر آن را نمی‌دهم به نشريه، اين پست را پرينت می‌گيرم می‌دهم D :
——————————————————————
حق
درود
چه عجب بانو؟! کم پیدایید؟ سایه‌تان سنگین شده؟
این نظر لطف شماست. من همیشه نگاه شما به اطرافتان را دوست داشته‌ام، به کتاب‌ها، فیلم‌ها، آدم‌ها و….
همان که نوشته‌اید را بفرستید برای چاپ.
یا تلفیق کنید هردو را!
یا دست‌کم نوشته خودتان را -لطفا- بچسبایند روی دیوار آشیان ما!
اگر بخواهید حاضرم به عنوان یک مطلب جداگانه منتشرش کنم.
منتظر پاسخم.

  Sara wrote @

از داستان خوشم نیومد. نمی‌دونم چرا. البته گفتارهای فیلمنامه و نزدیک بودن به آنچه که میان مردم مرسوم است خیلی خوب بود. به علاوه بازی بی‌نظیر همه بازیگران این فیلم. واقعا دست مریزاد.
به شما هم با این نوشته خوبتون دست مریزاد می‌گم.

  مليحه wrote @

سلام.
چشم.
نوشته را می‌دهم بخوانيد. (آنقدر اين آقای دكتر بامرام است آدم خجالت مي‌كشد دزدی كند :) )
البته چون اصلا به زيبایی و روايی و تخصصی نوشتن مطلب شما نيست، محض حفظ آبروی اينجانب به ديوار وبگاهتان نچسبانيدش.

  ن.شقایق wrote @

در شماره 2070 روزنامه اعتماد (سه‌شنبه 14 مهر 1388) مطلبی چاپ شده بود به قلم آقای سروش دباغ با عنوان «نگاهی اخلاقی به «درباره الی»» که به نظرم مطلب خوبی بود و شخصا از زاویه دید متفاوت آن به عنوان یک نگاه فلسفی استفاده کردم. عین مطلب را اینجا نقل می‌کنم تا شما هم استفاده کنید:

1
پيش از اين از ميان کارهاي اصغر فرهادي، کارگردان نام آشنا، «چهارشنبه سوري» را ديده بودم. اخيراً «درباره اًلي» او را ديدم. به نظر مي رسد ساخته شدن چنين فيلمي در فضاي سينمايي ما يک اتفاق است؛ اتفاقي مبارک و بهجت افزا. علاوه بر اينکه «درباره الي» از ريتم مناسبي برخوردار است و اکثر بازيگران در نقش هاي خود جا افتاده اند و خوب بازي کرده اند و ديالوگ ها نيز به نيکي تنظيم شده اند، بارقه ها و بصيرت هاي اگزيستانسي- اخلاقيً تامل برانگيزي نيز در آن ديده مي شود. در عين حال، قصه فيلم جذاب، تو بر تو و چندلايه است. به اقتضاي حرفه ام، که با سينما و نقد سينمايي در ارتباط نيست، بلکه فلسفه است و معلمي و نگارش فلسفي، سطور پيش رو را درباره «درباره اًلي» مي نويسم. آنچه در ذيل مي آيد، به تمام داستان و روايت فيلم و ديالوگ ها و دقايق و ظرايف آن نمي پردازد، بلکه قسمت هايي از فيلم را مورد مداقه قرار مي دهد که به نظر مي رسد طنين فلسفي دارد يا دست کم مي توان از اين منظر در آنها نگريست.

2
«پايان تلخ بهتر است از تلخي بي پايان.» اين جمله در فيلم بر زبان احمد (شهاب حسيني) جاري مي شود. به يک معنا سرنوشت اًلي (ترانه عليدوستي) با اين جمله گره خورده است. تا انتهاي فيلم مشخص نمي شود که الي خودکشي کرده يا در دريا غرق شده است. از اين حيث، ابهامي تامل برانگيز در سراسر فيلم موج مي زند. شايد او هم مانند همسر سابق احمد ترجيح مي دهد پايان تلخي را در اين زندگي تجربه کند تا با يک تلخي بي پايان دست و پنجه نرم کند. به نظر مي رسد اًلي از هم صحبتي و به سر بردن با نامزدش حظ چنداني نمي برد؛ به همين سبب هم تصميم گرفته به اين سفر بيايد و با احمد آشنا شود. در عين حال وجدان اخلاقي نيز گريبان او را رها نمي کند. اکثر اوقات در حال تامل است و مشغول واکاوي قلعه هزارتوي سرزمين وجودي خويش. نه مي تواند با نامزدش به سر برد و نه مي تواند او را رها کند. نه موقعيت جديد و پيشنهادي دوستش، سپيده، (گلشيفته فراهاني) را با جان و دل مي پذيرد و نه مي تواند صراحتاً آن را پس بزند. دچار حيراني عظيمي شده است و در برزخي هائل به سر مي برد. شايد پس از روند و آيندهاي متعدد بدين نتيجه مي رسد که به جاي تلخي بي پايان که تا آخر عمر با اوست، پاياني تلخ را انتخاب کند. در عين حال مي توان ترديدها و حيراني هاي اًلي را به کلً زيستن او و کساني نظير او در اين جهان راز دائمي شده تسري داد. لحظات خوش و فرح بخش زوج هاي جوان که براي سياحت و تفريح به شمال سفر کرده اند، به تندي سپري مي شود و سردرگمي و اندوهي عظيم همه آنها را فرا مي گيرد. مي توان چنين انگاشت که سرشت سوگناک زندگي آنقدر عظيم است و دربرگيرنده، که روزگار خوشي و کاميابي در قياس با آن چندان نيست و به چشم نمي آيد. اصناف دردها و رنج هاي ابدي چنان انسان تنها را در کام مي کشد که مجال چنداني براي سبکباري و سبکبالي بر جاي نمي گذارد. اًلي مي تواند نمادي از انسان تنهايي باشد که دلمشغول وارهيدن از رنج هستي است. روشن نيست که چه به سر او آمده، اما خود را به جريان پرتلاطم آبي دريا سپردن و در پي رهايي از رنج هستي بودن مي تواند يک تفسير ممکن باشد از آنچه رخ داده است.

3
جنبش فمينيستي در قرن نوزدهم در اروپا شکل گرفت. در ابتدا بحث بر سر تبعيض ميان مردان و زنان در جامعه و حقوق نابرابر ميان اين دو گروه بود. فمينيست ها در پي به رسميت شناختن اين تبعيض و رفع آن بودند. جان استوارت ميل فيلسوف مشهور انگليسي نيز در شکل گيري و پيگيري آرمان هاي اين جنبش اجتماعي نقش مهمي داشت.

رفته رفته وقتي به قرن بيستم پا مي گذاريم، جنبش فمينيستي ديگر در سويه هاي اجتماعي و سياسي خود منحصر نمانده و صبغه فلسفي به خود مي گيرد. بنا بر آموزه هاي فمينيسم فلسفي، نگاه مردانه به عالم و درک مردانه از هستي تمام سنت فلسفي ما را پر کرده است به نحوي که جايي و سهمي براي زنان در اين ميان در نظر گرفته نشده است. لذا براي به دست دادن تلقي منقح تر و فراگيرتري از هستي، زنان نيز بايد به نوبه خود مشارکت کنند و درک و دريافت خويش را از واقعيت، زبان، معنا، آگاهي، صدق… را در منظر و مرئاي ديگران قرار دهند. در همين راستا، در حوزه فلسفه اخلاق سخن از نگاه اخلاقي زنانه و تجربه اخلاقي زنانه به ميان آمد. در نيمه قرن بيستم و در پي بحث هاي تجربي- روانشناختي کولبرگ و گليگان، اخلاق فمينيستي در حوزه اخلاق هنجاري پديدار شد. مطابق با راي جمهور فيلسوفان فمينيست، آنچه تاکنون مناسبات و روابط اخلاقي را در جوامع بشري سامان بخشيده گفتار مردانه بوده است درحالي که براي به دست دادن يک تلقي موجه و فراگير از آنچه در سپهر اخلاق مي گذرد، بايد گفتار زنانه را نيز در شمار آورد. گفتار زنانه متضمن نگاه زنانه به مناسبات و روابط اخلاقي است، که تاکنون مغفول واقع شده است. بنا بر راي گليگان، گفتار مردانه مبتني بر مفهوم عدالت است، حال آنکه گفتار زنانه مبتني است بر مفهوم مراقبت. مراد از گفتار عدالت محور اين است که در اين رويکرد مفهوم عدالت محوريت دارد و ساير ارزش ها و آموزه هاي اخلاقي تحت الشعاع عدالت ورزي قرار مي گيرند. از سوي ديگر، گفتار مراقبت محور متضمن اين معناست که فاعل اخلاقي، بيش از آنکه در تنظيم مناسبات و روابط اخلاقي دلمشغول اموري مانند عدالت و آزادي باشد، در پي حفظ و نگهداري ارتباط شخصي خويش با ديگران و مراقبت از آنهاست. در عين حال بايد به خاطر داشت گليگان، که در کتاب «با صدايي متفاوت» بر تفاوت ميان گفتار اخلاقي مردانه و گفتار اخلاقي زنانه انگشت تاکيد مي نهد، از برتري يکي بر ديگري سخن نمي گويد، بلکه از تفاوت ميان اين دو نوع گفتار اخلاقي پرده برمي دارد. مبتني بر تحقيقات تجربي او، فيلسوفان فمينيست بر اين نکته پاي مي فشرند که براي تنظيم مناسبات و روابط اخلاقي به نحو موجه و جامع الاطراف، خصوصيت «مراقبت» نيز بايد در فاعلان اخلاقي نهادينه شود؛ اين گونه است که به غايت قصواي اخلاقي نزديک مي شويم. به نظر مي رسد تفکيک ميان گفتار اخلاقي مردانه عدالت محور و گفتار اخلاقي زنانه مراقبت محور به هنرمندي در «درباره الي» به تصوير کشيده شده است.

در صحنه يي از فيلم، پيمان (پيمان معادي) براي نجات جان فرزند خود سراسيمه به داخل دريا مي رود و پس از طي لحظاتي دشوار و جانسوز، موفق مي شود او را نجات دهد. پس از آن، همه دلنگران اًلي هستند و بر اين باورند که او در دريا غرق شده است. در حالي که پيمان مي کوشد به همسرش توضيح دهد اًلي، به گمان او، به خاطر نجات جان فرزندشان در دريا غرق شده است، شهره (مريلا زارعي) همسرپيمان، دلمشغول فرزند خود و سلامتي اوست و بيش از هر چيز ناراحت اين امر است که چرا ديگران فرزند او را در غرق شدن اًلي مقصر مي دانند. اما پيمان بيشتر نگران وضعيت اًلي است و شايد تندي و تïرïشي که به پسرش مي کند هم براي نشان دادن نگراني و دلواپسي اش به ديگران است.

علاوه بر اين، پس از مواجهه زوج هاي جوان با نامزد الي، عليرضا (صابر ابر)، در صحنه هاي پاياني فيلم، سپيده بيش از هرچيز دلمشغول الي و تصويري است که پس از اين از او در ذهن خانواده سپيده و دوستانش نقش مي بندد. او ترجيح مي دهد حقيقت گفته نشود، ولي اًلي سر به سلامت ببرد در حالي که امير (ماني حقيقي)، همسر سپيده، و پيمان و منوچهر (احمد مهران فر) و احمد در اين نکته هم راي اند که اخلاقاً عليرضا حق دارد از ماوقîعî باخبر شود و بداند اًلي او را دوست داشته يا نه؛ به سپيده گفته بوده نامزدي به نام عليرضا دارد يا نه. امير و پيمان و منوچهر و احمد در پي کشف حقيقت، تا جايي پيش مي روند که با عليرضا درگيري پيدا مي کنند و امير با سپيده به تندي رفتار مي کند. اما به نظر مي رسد سپيده بيش از هرچيز به اًلي فکر مي کند و آبروي او و تصويري که ديگران از او دارند. به همين سبب ترجيح مي دهد به عليرضا و خانواده او دروغ بگويد تا اينکه حقيقت را بگويد. اينکه سپيده از منظر اخلاقي بايد دروغ مي گفت يا نه، مساله يي است که مي توان به نحو مستقلي بدان پرداخت. آنچه اکنون مدنظر من است، درک موقعيت سپيده و رابطه او با اًلي است و نگريستن به اين سياق اخلاقي با ملحوظ کردن مفهوم مراقبت و آموزه هاي اخلاق مراقبت محور نه لزوماً صدور داوري اخلاقي و تاييد يا رد کار سپيده.

در عين حال نکته قابل تامل اين است که تماشاگر نه لزوماً سپيده و شهره را محکوم مي کند و نه امير و پيمان و منوچهر را. در عين حال با عليرضا نيز کم و بيش همدل است و اين شايد بيش از هرچيز ناظر به ساحات متفاوت سپهر اخلاقي آدميان است و انگشت تاکيد نهادن بر اين نکته که گفتار اخلاقي زنانه مکمل گفتار اخلاقي مردانه است و براي صدور داوري هاي اخلاقي موجه از هيچ کدام گريزي نيست.

4
قياس روابط زوج هاي جوان با يکديگر، قبل و بعد از ناپديد شدن اًلي، تامل برانگيز است. قبل از وقوع حادثه، روابط صميمي و دوستانه يي بين ايشان برقرار است. صحنه هاي پانتوميم و شام خوردن از اين حيث قابل ذکر است. اما پس از ناپديد شدن الي و برقراري شرايط اضطرار و سردرگمي، برخي از قيد و بندها به کنار مي رود. زن و شوهرها به يکديگر پرخاش مي کنند (سپيده و امير، شهره و پيمان) و ملاحظات اجتماعي و رودربايستي ها را کم و بيش کنار مي گذارند. به نظر مي رسد عموم انسان ها (نه همه آنها) در تنظيم مناسبات و روابط با ديگران محفوف به اصناف قيد و بندها و ملاحظاتند. وقتي شرايط متعارف تغيير مي کند، پرده ها کنار مي رود و آنچه در ضمير آدميان لانه کرده است، بر آفتاب افکنده مي شود؛ مافي الضميري که چه بسا نه براي خود آنها و نه براي اطرافيان شان خوشايند نباشد. آشکار شدن اين احوال شخصي بر ضعف و ترس انسان در مواجهه با پديده هاي پيش رو در زندگي صحه مي گذارد؛ چه حادثه طبيعي مثل غرق شدن کسي در دريا و عجز انسان در برابر مهابت و عظمت دريا و چه حادثه انساني نظير ترديد کسي در اينکه آيا محبوب او فرد ديگري را نيز دوست دارد يا نه. آنچه عيان است ضعف و کاستي هاي ابدي و محو نشدني موجودي است که روي اين کره خاکي مي زيد، که علي الاغلب و در شرايط متعارف مکتوم است، اما هرازگاهي سر برمي آورد و آفتابي مي شود هرچند با زرورق ها و قيد و بندهايي که ما به دور خويش و ديگران پيچيده ايم، در بسياري از اوقات ديده نمي شود. چنين موجود متوسط الحال و با اين ميزان از ناتواني را بايد به درستي شناخت و بار زيادي بر دوش او ننهاد و انتظار خويش را از او تصحيح و حداقلي کرد.


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>