شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

من دروغ گفته‌ام

من دروغ گفته‌ام

اعتراف می‌کنم که بارها

                        -زیاد

دروغ گفته‌ام

و این روزها که از دروغ گفتن ساده‌تر است

اعتراف می‌کنم

که هرگز تا این حد

-تا پای جان

از دروغگو بودن پشیمان نبوده‌ام

من دروغ گفته‌ام

و حالا در انفرادی تنهایی خودم

                        -سخت

حبس گشته‌ام

و پروا ندارم حتی

که تیرباران شوم

اما سخت می‌هراسم

و دست و دلم فراوان می‌لرزد

که در جرگه خدایان دروغ و فریب این روزگاران

به حسابم آرند

و این را راست می‌گویم

من دروغ گفته‌ام

اعتراف می‌کنم که بارها

فراوان دروغ گفته‌ام

و اعتراف می‌کنم

که این یکی را راست گفته‌ام

3 شهریور 88

12 دیدگاه »

  گیس طلا wrote @

ممنون

  سازشکسته wrote @

سلام
اومدیم تشریف نداشتید.

  Marjan wrote @

اعترافات خطرناك مى كنيد دكتر جان :) خوبيت نداره والا !!!

خوبيد؟ سلامتين انشا الله؟
—————————————————–
:)
حق
درود بر شما و خوش آمدید.

  Sara wrote @

بابا استاد، شاعر، ادیب، خفن….
خیلی خوب بود ولی تو که از من ادبیات بیشتر می دونی چرا با قافیه دوست نمی شی اخه. شعر سپید تاثیر گذاری شعر اهنگ دار رو نداره ها.
حالا واقعا تو این همه وقت دروغ گفتی؟پس وای به حال من!!!
———————————————————————
حق
درود.
نظرتان محترم است. ولی هر حرفی را نمی‌توان با هر زبانی زد.
من که به هیچ زبانی بلد نیستم حرفم را بزنم!

  مليحه wrote @

دروغ بگو عزيزم و از حصار آنان بيرون بيا.
اگر دروغ هايت را باور نكرده باشي مي تواني انفرادي خودت را نيز بشكني، اما اگر؟

  ARviN wrote @

اي بابا خودت رو ناراحت نكن،
منم كارم شده دروغ!

  محمد باقر شهبازی wrote @

سلام دکتر جان.
انگار ماه رمضان امسال تاثیر خودش رو گذاشته؟!
واقعا از طبع لطیفتان لذت بردم.
شعر بی نهایت زیبایی بود.
شبهای احیا حقیر را از دعای خیرتان فراموش نکنید…
یا علی…

  sama wrote @

مهم نیست که دروغ گفته باشی
مهم نیست که چقدر دروغت برزگ باشه
مهم اینه که با دروغت دل کسی نشکونده باشی
چون گناه دل شکستن خفن تر از گناه دروغ گفتنه
به قول شاعر شیرین عسل “دل شکستن هنر نمی باشد”
راستی اون فایلی که ایمیل کردید خراب بود وباز نشد
من میگم خداحافظ ولی تصمیم باخودشه

  مسعود زارع مهرجردي wrote @

سلام ناصر عزيز

هي يادم به اونوقتا ميفته
حالا هم كه شعرتو خوندم بيشتر شد
اگه بشه تو همين هفته ميرم شيراز…

در مورد شعرت بايد رودر رو حرف بزنيم كه “حال از دهان دوست شنيدن چه خوش بود”

همچنين در مورد نظر بالا در مورد آشتي با قافيه و اينها بايد با صاحب نظر كه امروز فهميدم كلي هنرمند هست حرف بزنم.نه اينكه با قافيه بد باشم.اما به نظر هر سخني ظرفي دارد و هر شعري قالبي…

باقي بقايت
—————————————————————–
حق
مسعود همیشه خوبم، درود.
این روزها روزگار خوبی ندارم. خیلی چیزها این حوالی خوب نیست.
برای عزیزی که گفته‌ای هم خواستم چیزی شبیه همین بنویسم، حوصله و زمان و… و دل فرصتم نداد.
خیلی می‌خواهم که ببینمت، نه این طور ولی.
باورت شاید نشود، ولی می‌خواهم که در بیابان‌های اطراف شیراز ببینمت! همان طور که بودیم.
مسخره است نه؟!
سلام مرا هم به احمد بن موسی برسان.
و به شیخی که راهم نداد.

  مسعود زارع مهرجردی wrote @

سلام دکتر عزیز

من دیروز اینجا نظر داده بودم. نه؟
—————————————————————–
حق / درود
نیستم مسعودم.
اینجا، آنجا، نیستم.
ببخش.

  امیر سرداری wrote @

انسان‌ها به هر كس كه دروغ بگويند به خود نمی‌توانند دروغ بگويند، چون كه روح آنها از دروغ فراری است و اجازه نمی‌دهد كه به خودشان دروغ بگويند.

  نیایش wrote @

این روزا دروغ سرگرمی آدما شده.
دروغ می‌گویند، دروغ می‌شنوند، باور می‌شوند، باور می‌کنند.
در آخر می‌گویند دروغ گناه است….


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>