شقایق
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!بایگانیِ نوامبر 7, 2009
گاهی لیوان را زمین بگذار
درود بر همه.
دوست خوبم، امیر سرداری، مطلب زیبایی را به عنوان دیدگاه برای یکی از نوشتههای پیشین نوشته بود که برای خود من درس بسیار داشت و از خواندنش لذت فراوان بردم. گفتم بهتر است اینجا منتشرش کنم تا همه دوستان بخوانند و لذت ببرند.
و: الهی کور شه هر کی حال کنه ولی از امیر و من تشکر نکنه!!
استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: «به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟» شاگردان جواب دادند: «50 گرم، 100 گرم، 150 گرم…»
استاد گفت: «من هم بدون وزن کردن، نمیدانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سؤال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
شاگردان گفتند: «هیچ اتفاقی نمیافتد.»
استاد پرسید: «خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی میافتد؟»
یکی از شاگردان گفت: «دستتان کمکم درد میگیرد.»
- «حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟»
شاگرد دیگری گفت: «دستتان بیحس میشود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج میشوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید» و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: «خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟»
شاگردان جواب دادند: «نه»
- «پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات میشود؟ درعوض من چه باید بکنم؟»
شاگردان گیج شدند.
یکی از آنها گفت: «لیوان را زمین بگذارید.»
استاد گفت: «دقیقاً، مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید، اشکالی ندارد. اگر مدت طولانیتری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگهشان دارید، فلجتان میکنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است، اما مهمتر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمیگیرند. هر روز صبح سرحال و قوی بیدار میشوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسأله و چالشی که برایتان پیش میآید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!




