آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی كورش بزرگ:
كورش یك سال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای كسی كه دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشیاش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد، تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفتهاند قدم به بابل گذاشت و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در حالی که كتیبههای شاهان همزمان او از بردهداری و تكهتكه كردن انسانهای بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد.
سرپرسی سایكس – تا ایران باستان:
در شاهنشاهی كورش زیبایی، مردانگی، شجاعت، قهرمانیت و عدالت به عیان دیده شده است. وی هیچگاه عیاشی نكرد. كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند. آزادیهایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است.
كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است. او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود. ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطنپرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بیسابقه بود. این بدین دلیل بود كه تا كنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند. او هیچگاه خوشگذرانی و تنآسایی نكرد. هیچگاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار میكرد. كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب میشدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. كورش در شوخطبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود. من سه بار تا كنون موفق شدهام آرامگاه این ابرمرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم.
هرودوت – تاریخ هرودوت (484 تا 425 پیش از میلاد):
هیچ پارسی یافت نمیشد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند. از این رو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا كردارهای شگفتانگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود.
كورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی مینمودند. بهعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی میبخشید و همه او را ستایش مینمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند.
افلاطون – قوانین (477 تا 347 پیش از میلاد):
پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه میداشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (كورش بزرگ) فرمانروایان به زیردستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انساندوستانه و برابریها راهنمایی میكردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند، از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند. از این رو شاهنشاه در رأس سپاه آنان را همراهی میكرد و به آنان اندرز میداد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت.
گزنفون – كوروپدای (445 پیش از میلاد):
مهمترین صفت كورش دینداری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود. از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرمانروایی عادل مردمان ساخته شده بود، سه دلیل را برایش پیدا كردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس پرورش او از كودكی بوده است. كورش نابغهای بزرگ، انسانی والامنش، صلحطلب و نیكمنش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود. كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیرانسانی را مرتكب شود. او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمیكرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكستخورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار مینامیدند. او برترین مرد تاریخ و بزرگترین، بخشندهترین و پاكدلترین انسان تا این زمان بود.
پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان:
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دههای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر میرسیده است، از شگفتیهای اوست.
دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان:
این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی، برعكس سلاطین قسیالقب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات «خشترا» میشمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آن را برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف میكردند.
آلبر شاندور – كورش بزرگ:
شاهنشاهی ایران كه پایهگذار او كورش بزرگ است، به هیچ وجه بر اساس خشنونت پیریزی نشد. بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایهگذاری شد. پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت و شكوهی را در تاریخ به جای گذاشتهاند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است. نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد. آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشتهاند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند.
ژنرال سرپرسی سایكس:
خوشزبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشتههای یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست
میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی که سرگذشتش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است.
ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ:
من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كردهام و توانستهام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته را یادآور شدهام كه زیارت آرامگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بودهام كه به چنین افتخاری دست یافتهام. بهراستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد.
هارولد لمب دانشمند امریكایی – كورش بزرگ:
در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبل آنان است، آریاییها در تاجگذاری به «كردار نیك، گفتار نیك، پندار نیك»
سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان. كه این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در رأس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان میتاخته است.
كنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان:
شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرأت میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد.
پرفسور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام:
كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد. كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود. او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازهای را تسخیر میكرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب مینمود. او شهرها را ویران نمینمود و قتلعام و كشتار نمیكرد. ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان به وسیله كورش تسخیر شده بود، وی را سرور و قانونگذار مینامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.
كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران (مورخ فرانسوی):
تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت در افكار میلیونها مردم جهان به وجود آورد. من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شدهاند، كورش در صدر آنها قرار دارد و تا كنون كسی در جهان نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان میشدند، بیسابقه بود.
ویل دورانت (تاریخ تمدن ویل دورانت) مشرق زمین:
كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در كشورگشایی حیرتانگیز بود. او با شكستخوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد مینمود. به همین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشتهاند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند. او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود. كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایههای شاهنشاهیاش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.
كلمان هوار – تمدن ایرانی:
كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفتانگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود. كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود كرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایهریزی كرد. برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد. وی پیرو دین یكتاپرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.
مولانا ابوالكلام احمد آزاد، فیلسوف هندی – كورش بزرگ:
كورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگنگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.
دیودوروس سیسولوس (100 پس از میلاد):
كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كمنظیر بود و در كردار نسبت به زیردستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد. پارسیان او را پدر میخواندند.
دكتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا:
كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت. پس از تسخیر بابل با مردمان شكستخورده با مهربانی رفتار كرد و اسیران
یهودی را كه بختالنصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین بازگردند. او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم كه بختالنصر ویران كرده بود، را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند. كورش را در پارسهگرد كه امروزه پازاردگاد نامیده میشود به خاك سپردند. او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخنویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كردهاند. او پادشاهی سیاستمدار، شجاع، بافتوت، با عزم و اراده، با گذشت و مهربان بود. او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام میگذاشت. شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت. او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد. منشور جهانی او زینتبخش سازمان ملل متحد و جهان است.
اخیلوس (آشیل) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه:
كورش یك تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.
————————–
1. طولانی بود ولی ارزشش را داشت، نه؟
2. کلیپ زیبای «ای ایران» با اجرای هنرمندان سینمای ایران را از اینجا دریافت کنید و لذت ببرید. (حجم: حدود 80 مگابایت)






ای دوست
از من جان بخواه
اما ، فریاد سهم من است
چنان که سهم ابوذر بود