حتی اگر آینهای باشد كه بخشی از روی ما را راست بنماید…
جای تأمل و تغییر است.
به قول استاد حسینی:
تغییر با كار صورت میپذیرد،
همین كارهای كوچک!
آیا حاضر هستید هنگامی كه از دستشویی استفاده كردید، ولو اگر از پیش محل را ناتمیز گذاشته و بیرون آمده باشند، شما از برس مربوطه استفاده کرده و محل را تمیز كرده و بیرون آیید تا نفر پس از شما، به نفر قبلی ناسزا روانه ندارد…؟
یا آنكه با آب دهانی، كثافت را بدرقه و بر آن میافزایید و منتظر اقدام بقیه میمانید..؟!؟
دیری نگذشته از دوران بزرگانمان كه سنگ از سر راه كنار میزدند و نان خشكیده كوچه راه را میبوسیدند و كنار میگذاشتند، بر حیوانات و حتماً بر آدمیان و همسایه رحم داشتند و از اینكه 40 همسایه از هر سو را نمیشناسند، شرمنده بودند.
زمانی كه مردم، امین هم بودند و كلید خانه را به رفتگر میسپردند و چه بسیار یا چه كم، اختلافها كه با ریشسفیدی بزرگترها حل میشد.
و صله رحم جاری بود و همه اسیر نابسامانیها نبودند بلكه با قرض نیكو و پشتیبانی از یكدیگر، در صدد حل مسایل هم بودند. اینها همه در كنار ترافیك و آلودگی و رشوه و اختلاس و جنایت قدرتمداران و بیتفاوتی ما و اعتیاد ویرانگر و كلیهفروشی و كودكان كار و خیابان و دختران فراری و كودك و همسرآزاری و قتلهای ناموسی و… جرم است و به قول آقای مهندس میثمی، همان «نار» است:
خلصنا من النار یا رب!
سپاس از دوستی که این را برایم نوشت و اجازه بازنشرش را هم داد.





