شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

بایگانیِ فوریه, 2012

عطارنامه شماره 17 منتشر شد

نشریه «عطارنامه» فصل‌نامه‌ای است با موضوع اصلی «طب سنتی ایران» که از سال 1384 پا به عرصه مطبوعات ایران گذاشته است. مدیر مسؤول و صاحب‌امتیاز این نشریه، آقای محمدهادی عطارنژاد، از عطاران بنام تهران و از علاقمندان طب سنتی ایران هستند. «عطارنامه» به سردبیری دکتر ناصر رضایی‌پور و زیر نظر هیأت تحریریه قدرتمند و دانشی شامل آقایان دکتر مهرداد کریمی، دکتر حسین رضایی‌زاده، دکتر مجید انوشیروانی، دکتر رسول چوپانی (همگی از دستیاران دکترای تخصصی طب سنتی ایران)، دکتر مهران میراب‌زاده (دستیار دکترای تخصصی داروسازی سنتی ایران) و دکتر یوسف بیگ‌باباپور (پژوهشگر نسخ خطی و عضو هیأت علمی دانشگاه) منتشر می‌شود.

حوزه‌های مورد علاقه و تمرکز «عطارنامه» را می‌توان چنین برشمرد: معرفی و گسترش طب سنتی ایران با دیدگاهی مترقی، دانشی و عقلانی، اخلاق پزشکی در طب ایرانی، تاریخ پزشکی ایران‌زمین، معرفی بزرگان و پیشکسوتان طب سنتی و پیشه عطاری، توجه به جایگاه پرارزش و بااصالت تغذیه در طب سنتی ایران و نگاهداشت تندرستی، توجه به رعایت اصول تندرستی (حفظ الصحه و سته ضروریه) و بردن آنها به لایه‌های عمیق مردمی و اجتماعی، معرفی میوه‌ها و گیاهان دارویی ساده و در دسترس و ویژگی‌ها و خواص آنها به مردم و عطاران، ایجاد فضا برای فعالیت دانشی و پژوهشی دانشجویان طب و داروسازی سنتی دیگر علاقمندان و انتشار مقالات آنان و….

«عطارنامه» مطالب بسیار مفیدی برای استفاده عموم مردم و علاقمندان دانش اصیل و عمیق طب ایرانی دارد که از آن جمله‌اند:

تدابیر فصل‌های مختلف سال، شیوه‌های ابداعی پزشکان ایرانی در درمان بیماری‌های مختلف، تاریخ پزشکی، معرفی بزرگان طب و حکمت ایرانی، اخلاق پزشکی، معرفی مکاتب مختلف طب سنتی و مکمل، تبیین ارزش نان، گوشت، سبزی‌ها، میوه‌ها و… معرفی گیاهان دارویی مختلف، معرفی جایگاه تدابیر مهم بهداشت و سلامتی چون خوردن و آشامیدن، هوا، مسکن، خواب و بیداری، ورزش، استحمام، ماساژ و غیره، گفتگو با پیشکسوت‌های طب ایرانی و عطاری، آموزش مبانی طب سنتی ایران، دستور پخت خوراک سالم، پرسش و پاسخ‌های پزشکی، معرفی کتاب و اخبار طب سنتی ایران.

در شماره 17 این نشریه می‌خوانید:
استفاده از قدرت رسانه برای ترویج پزشکی سنتی – دکتر مامک هاشمی
انار، یاقوت بهشتی – دکتر نرجس گرجی
آویشن شیرازی در یک نگاه – دکتر الهام قدمی یزدی
بر سر سفره ایرانی (گزارش اختصاصی تولید برنامه ویدئویی سفره سیمرغ) – دکتر ناصر رضایی‌پور
به، میوه بهین – دکتر نرجس گرجی
رساله حفظ‌الصحه يوسفي – دکتر یوسف بیگ‌باباپور
حنا – الهام نجومی‌پور
زمستان و تدابیر آن – پریسا مزینی
سرماخوردگی از دیدگاه طب سنتی ایران – دکتر مرتضی مجاهدی
محمدبن زکریای رازی – دکتر فریبا قربانی

قابل ذکر است به پیوست هفدهمین شماره نشریه عطارنامه که برای نخستین بار با پشتیبانی مالی و علمی «شرکت دانش‌بنیان سیمرغ حکمت ایرانیان» منتشر شده است، دومین ویژه‌نامه «چهره‌های ماندگار پزشکی ایرانی» نیز منتشر شده که اختصاص به نکوداشت استاد فرزانه و فرهیخته، دکتر حسن تاج‌بخش دارد و حاوی نوشته‌هایی از استادان و همکاران گرامی دکتر محمدمهدی اصفهانی، دکتر محمد وجگانی، دکتر مجید انوشیروانی، دکتر حسین رضایی‌زاده، آقای محمدرضا رستم‌بخش، دکتر مهدی محقق، دکتر آن‌ماری مولن و دکتر ناصر رضایی‌پور است.

برای اطلاع از فهرست نمایندگی‌های فروش در تهران و شهرستان‌ها و نحوه خرید نشریه با شماره تلفن‌های 66438147 و 09195579380 تماس بگیرید.

«ناتمام»

اشاره:

مسعود فروتن متولد 1329 در شهر آمل است. او که دانش‌آموخته تلویزیون و سینما از دانشکده هنر است، سال‌هاست به عنوان کارگردان تلویزیونی و مدرس مشغول به کار است و تلویزیونی‌ها به‌حق «استاد» خطابش می‌کنند. وی کارگردان تلویزیونی بیش از یکصد تله‌تئاتر و سریال از جمله مجموعه‌های «افسانه سلطان و شبان»، «مدرس»، «آینه» و «همه فرزندان من» و تله‌تئاترهای «هنر»، «ملودی شهر بارانی»، «استاد معمار» و «خرده جنایت‌های زن و شوهری» بوده است. او به تازگی دو اثر داستانی با عناوین «از سر دلتنگی» و «ناتمام» چاپ و روانه بازار کرده است.

آشنایی من با آقای فروتن برمی‌گردد به تیرماه سال 90 که به پروژه برنامه تلویزیونی «سرآشپز بزرگ» دعوت شدم. آقای فروتن که جماعت هنری او را به درستی و احترام، «استاد فروتن» می‌خوانند، کارگردان تلویزیونی آن مجموعه بود و نشست و برخاست‌های کوتاهم با ایشان -که بیشتر موقع صرف نهار دست می‌داد- و گپ و گفت‌های کوتاهمان باعث شد به شخصیت ایشان علاقه‌مند شوم و احساس خاصی به ایشان پیدا کنم: ترکیبی از احترام، ارادت و علاقه.

بعدها فهمیدم او داستان هم می‌نویسد و گاهی در رادیو -و اخیراً در تلویزیون- قصه هم می‌خواند…

در طول فیلم‌برداری مجموعه «سفره ایرانی»، باز هم افتخار همراهی ایشان دست داد و اینجا بود که ایشان با مهربانی تمام نسخه‌ای از کتاب «ناتمام» و نسخه‌ای هم از شماره ششم مجله همشهری «داستان» را به من هدیه دادند و با خواندن داستان کوتاه «پریچهر» در همشهری داستان بود که من وارد دنیای روایت‌های واقعی، تلخ و خودمانی مسعود فروتن از زندگی شدم.

هنوز نتوانسته‌ام درباره «پریچهر» چیزی بنویسم که قابل نشر باشد، گرچه چیزهایی برای دل خودم و استاد نوشته‌ام. «ناتمام» ولی داستان خوبی است، از آن قصه‌های معمولی و تاریک و روشن، از آن دست قصه‌هایی که «شاید برای شما هم اتفاق بیافتد»، از آن قصه‌هایی که هم می‌شود برای سرگرمی خواند، هم می‌توان از آنها یاد گرفت و هم می‌توان به جوان‌ترها سفارش کرد بخوانند تا بلکه سرشان کمتر به سنگ بخورد.

«فریبرز متواضع»،‌ مرد میانسالی است که سه سالی است از همسرش جدا شده و حالا با سارا، دختر 6 ساله‌اش زندگی می‌کند. به نظر می‌رسد پدر و دختر زندگی آرامی دارند تا اینکه شبی پرسش غافلگیرکننده دختر کوچولو در داخل خودرو، مهندس تواضع را -و البته ما را- به دنیای خاطرات تلخ و شیرینش پرتاب می‌کند: دنیای ساده و سنتی پدر و مادر و چهار خواهر و برادر که انگار تنها دوتاشان برای هم می‌مانند: فریبرز و «پریسا» که هفت سالی از او بزرگتر است و برای او هم خواهر است هم مادر، هم معلم است هم دوست، هم مشاور است هم همراه، و رابطه غریب و عاشقانه‌ای هم با هم دارند.

فریبرز با کمک پریسای زیبا -که با وجود علاقه و استعداد، از ادامه تحصیل محروم مانده- چند سالی جهشی می‌خواند، دانشکده را تمام می‌کند، سربازی می‌رود و بعد هم در اداره‌ای به عنوان مهندس راه و ساختمان مشغول کار می‌شود و اینجاست که روزی از روزهای معمولی زندگی، «نسرین» وارد اداره و اتاق کار او می‌شود و بعدها و کم‌کم، عشقی شریف درونشان جان می‌گیرد و… زن و شوهر می‌شوند.

روزها، هفته‌ها و ماه‌های نخست زندگی همه‌چیز خوب است و سالی بعد، سارا کوچولو به دنیا می‌آید و گرچه نسرین خلقیات خاصی دارد و شاید کمی خودمحور هم باشد، ولی زندگی با فراز و نشیب‌های خودش در جریان است تا آنکه با «یک اتفاق ساده»، نمایش جدیدی در این خانواده سه‌نفره کلید می‌خورد؛ نسرین به خاطر صدای خوب، تسلط شعرخوانی و البته چهره زیبایش، به یک برنامه ادبی تلویزیونی راه می‌یابد… و متأسفانه پیش‌بینی «ثقفی» – شوهر دنیادیده پریسا- درست از آب در‌می‌آید: نسیمی که در این خانه وزیدن گرفته، کم‌کم تندبادی می‌شود و ناگهان چونان توفانی، زندگی گرم و عاشقانه فریبرز و نسرین و سارا را در می‌نوردد و همه چیز را ویرانه می‌کند: فریبرز می‌ماند و سارا و آنچه خواهید خواند….

‍‍‍‍‍×××××××××××××

«ناتمام» را ظرف دو ساعت و نیم خواندم. مسعود فروتن قصه‌گوی خوبی است و خوب بلد است یک «داستان زندگی» معمولی را طوری تعریف کند که به آدم بچسبد و خواننده را با خود همراه کند. من با شخصیت‌های داستان فروتن لبخند زدم، نگران شدم، عصبی شدم و حتی اشک به چشم آوردم. نکته دیگر، تصویرسازی‌های خوب راوی است که موجب می‌شود قصه، چونان پرده نمایش جلوی چشم خواننده باشد، کیفیت ویژه‌ای که بی‌شک از سال‌ها تجربه بصری و حرفه‌ای استاد فروتن در رادیو و تلویزیون حاصل شده است.

کتاب که به آخر رسید، خودم را کشیدم، صدای ترق و توروق گردنم را درآوردم و دقایقی ساکت فکر کردم. بعد گوشی‌ام را برداشتم و برای استاد فروتن پیامکی فرستادم: «…چقدر هولناک است که هر کدامِ ما کتاب قصه‌ای در زندگی‌مان داریم!»

«ناتمام» را انتشارات افراز، در سال 1389 در 102 صفحه و با بهای 2600 تومان چاپ و منتشر کرده است.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.