شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

بایگانیِ عمومی

خس و خاشاک!

خاشاک

الفاتحه…

kumiexclamation

یادداشت‌های مناظراتی -6

شب پایانی: دوشنبه 18/3/88

چنان که پیش‌بینی می‌شد این مناظره –هم به جهت استفاده رقبا از تجربیات شب‌های گذشته و هم به دلیل شخصیت دکتر رضایی و تمرکز او بر برنامه‌های اقتصادی- خوب و منطقی شروع شد و پیش رفت. آقای احمد‌نژاد هم نشان داد زیرک است –یا دست‌کم مشاوران زیرکی دارد. او در طول سه برنامه ای که گذشت در هر برنامه عملکرد منسجم‌تر و منطقی‌تری داشت، به طوری که در برنامه امشب تا حد زیادی از عصبیّت دوری جست  و جز موارد اندکی تیک هم نداشت. و درست از جایی که ویژگی درونی عصبی‌اش بروز یافت به محسن رضایی فرصت داد شروع به حملات مؤثری کند که جابجا مستند به ارقام و آمارهای جالبی بود. نباید از نظر دور داشت که جناب رضایی سالها فرمانده جنگ بوده و در سالهای اخیر نیز در مجمع تشخیص بالیده است. او اما یک اشتباه مهلک هم کرد، اشتباهی که رقیب زیرک بر آن انگشت گذاشت و یک ضربه اساسی را وارد کرد، ضربه‌ای که دست‌کم چند ثانیه‌ای دکتر را به شوک برد و قدرت حرکت را از او گرفت و آن هم جمله‌ای با این مضمون بود که در سالهای اول انقلاب ایشان دولت را اداره می‌کرده است!!

یکی از فواید مناظره دیشب هم این بود که بالاخره جناب احمدی‌نژاد نرخ تورم 25 درصدی بانک مرکزی را پذیرفت؛ گرچه در ماجرای شکر وارداتی، چغندر و سیب‌زمینی، بی‌ثباتی در دولت و کنار گذاشتن 15 مهره مهم دولت در عرض چهار سال، فریب در اعلام نرخ بیکاری و… پاسخ قانع‌کننده‌ای نداد و صد البته از حق نگذریم بسیار نجابت کرد که حرفی از پسر جناب رضایی که چند سال پیش به آمریکا پناهنده شد به میان نیاورد!

به هر روی تجربه مناظره رو در روی نامزدهای انتخابات، تجربه جدید و به گمان بنده مفیدی بود. فرآیندی که منجر به شفافیت بیشتری در عرصه سیاسی شد و به همه نشان داد دوران آقابالاسری و پدرخوانده بازی تمام شده است و باید روزی –و اتفاقا این بار در همین دنیا!- پاسخگوی رفتار، سیاست‌ها و سکنات خود باشند. صد البته در دنیای سیاست، هرچه شفافیت بیشتر شود پیچیدگی‌ها و ابهامات هم بیشتر می‌شوند (از پرده برون می‌افتند) ولی این هزینه‌ای است که باید پرداخت و نباید از آن ترسید. این است راه دموکراسی.

یادداشت‌های مناظراتی -5

یکشنبه 17/3/88

مناظره امشب به شدت قابل پیش‌بینی بود. طرفین کوچکترین مزاحمتی برای یکدیگر ایجاد نکردند چرا که هدف تاختن به رقیب مشترک بود. تنها یک جا جناب کروبی یک سؤال مثلاً چالشی به شدت نمایشی از مهندس موسوی پرسید: «اگر انتخاب شدی با مشکلات چه می‌کنی؟!» کروبی این بار مدرک و سند هم با خودش نیاورده بود و البته در مقابل آقای موسوی برای رو کردن دست رقیب با استفاده از آمارهایی از منابع دولتی به شیوه رقیب، با نمودار به صدا و سیما رفته بود. گویا مهندس دیگر واقعا کارد به استخوانش رسیده و کاملا از فضایی که ایجاد شده به تنگ آمده است. متأسفانه جناب کروبی هم پاسخ‌های نیم‌بندی به پرسش های شب گذشته احمدی‌نژاد داد که نه تنها قانع کننده نبود بلکه آدم را یاد شیوه یکی دیگر از نامزدها، یعنی سفسطه و فریب، می‌انداخت. ابهامات پیرامون آقای کروبی به مانند ابهامات پیرامون جناب احمدی‌نژاد سربسته و بی‌پاسخ ماندند. ولی استفاده مهندس موسوی از اعداد و ارقام دولتی و نمودار کمی فضا را به نفع او عوض خواهد کرد. گرچه او در پایان صحبتش از تذکر قانونی مجری برنامه برآشفت و بار دیگر استیلای بی‌حرف و حدیث حریف بر رسانه‌ها را یادآوری کرد.

یادداشت‌های مناظراتی -4

شنبه 16/3/88

با این که نیمه اول تمام شده و حریفان استراحت کرده بودند ولی نشان چندانی از «نیمه مربیان» دیده نشد. البته آقای احمدی‌نژاد توجیه شده بود که در مقابل حملات حتمی به شخصیت و ادبیات‌اش و همچنین در صورت مطرح شدن مسائلی چون هاله نور، ماجرای ترور، هولوکاست و… عنان از کف ندهد و عصبی نشود و فقط «نمودار» نشان بدهد (گرچه در جاهایی باز هم دچار تیک‌های عصبی شدند). مشاوران جناب کروبی هم صلاح دیده بودند تمام تمرکز حملات متوجه همین نقاط ضعف عجیب حریف باشد، و آقای احمدی‌نژاد هم دروغشان خواند یا از پاسخ طفره رفت. البته ایشان شب گذشته هم در مصاحبه خبری شبکه 4،‌ اعلام کردند یک میلیارد پول گمشده ناشی از اشتباه در جمع زدن ریال و دلار بوده و حل شده است! در حالی که امروز باز هم اطلاعیه رسمی جدیدی از سوی دیوان محاسبات کشور صادر شد که خبر از مفتوح بودن پرونده می‌داد!!

به گمانم تأکید مداوم کروبی بر عدم اعلام اسامی خاص موجب برتری نسبی آقای احمدی‌نژاد در افکار عوام مردم شد. احمدی‌نژاد از ارائه پاسخ در مورد 300 میلیارد شهرداری، یک میلیارد دلار نفت، پرونده نفت اردبیل، هاله نور، نام کشورهایی که از ایران الگوی مدیریت خواسته‌اند و قضیه رئیس‌جمهور‌ربایی در عراق طفره رفت. در مقابل توضیح کروبی در مورد پول شهرام جزایری نیز بی سروته بود و البته ماجرای زندان‌های بنیاد شهید هم بی‌پاسخ ماند!

خلاصه از این مناظره هم چیزی جز تخریب درنیامد و باز هم کلمه‌ای در مورد محیط زیست، سرانه سلامت، امنیت عمومی و… شنیده نشد. هنوز هم فشار شعارها بر مطالبات کاذبی است که خودشان خلق می‌کنند یا دست‌کم بر آنها دامن می‌زنند.

نکته آخر آن که متأسفانه هواداران آقای احمدی‌نژاد در پیامک‌ها و شعارهای خیابانی، تنها به توهین و تحقیر نامزدها آن هم بر اساس لهجه، تکیه ‌کلام و ویژگیهای ظاهری آنها می‌پردازند که دست‌کم با توجه با سابقه تبرّی‌جویی ایشان از چنین رفتاری کمی تعجب‌برانگیز و ناراحت کننده است.

یادداشت‌های مناظراتی -3

پنج‌شنبه 14/3/88

کمی تا قسمتی شادمانم، نه به خاطر همه‌چیز، تنها به خاطر نفس «مناظره»؛ چیزی که برآنم داشت تا هر شب چند کلمه‌ای بنویسم. حاصل دو بازی دست‌گرمی شب‌های پیشین، یک مناظره جان‌دار «رو به جلو» بود. گفتگویی که در آن ضمن اشاراتی به گذشته –از سر نقد منصفانه در کنار یادآوری نقاط قوت- طرفین در عین رعایت احترام و اخلاق، پنبه دیدگاههای هم را زدند. مهندس موسوی مسلط‌تر بود و با شایستگی بابت برنامه شب پیش، به سهم خودش، از پیشگاه ایرانیان پوزش خواست (گرچه قصور یا تقصیری نکرده بود). دکتر رضایی هم چون گذشته دستِ پُر بود و تا حدی برنامه‌هایش را تبیین کرد و حریف را هم به میدان تبیین افکار طلبید. محسن رضایی یک نگرانی بجا دارد: این که آقایان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص جناحی و حمایت‌های حزبی، در صورت انتخاب آیا خواهند توانست بدون هیچ تعارفی، از پس سهم‌خواهی‌ها برآیند و کارها را به کاردان‌ها بسپارند؟ نگرانی که در میان هواداران منتقد ایشان نیز وجود دارد. محسن رضایی در این سال‌ها بیکار نبوده و از شرایط مجمع به خوبی بهره برده، تسلط نسبی خوبی به شرایط دارد و نگاه، تجربه و استراتژی او نباید نادیده گرفته شود. باز هم امیدوارم رئیس‌جمهور بعدی در کابینه خود از ایشان مستقیماً‌ استفاده کند.

جمع‌بندی سه مناظره گذشته نشان می‌دهد که آقایان نگرانی و مسأله اصلی و «نقد» مردم، یعنی شرایط اقتصادی، را درک کرده‌اند و آن را محور برنامه‌ها و شعارهایشان قرار داده‌اند، گرچه آقیان موسوی و کروبی، به جهت شرایط خاص و انتظار بحق مردم و هواداران، مسائل فرهنگی، سیاسی (داخلی و خارجی) و آزادی‌های مدنی و حقوق شهروندی را نیز دائماً مد نظر دارند.

یادداشت‌های مناظراتی -2

چهارشنبه 13/3/88

دیشب نوشتم که مناظره در ایران رویداد خجسته‌ای است، دومین رویداد خجسته نیز امشب رخ داد و آن مناظره واقعی و رو در روی نامزدها و گذر آنها از تعارفات بی‌فایده مرسوم بود. گرچه جنس نامزدهای دیشب و امشب و ایده‌ها و اختلاف نظرهایشان با هم تفاوت داشت. شخصیت مهندس موسوی و نوع آغاز کلام‌شان به گونه‌ای است که من تصور می‌کردم در مقابل فردی چون آقای احمدی‌نژاد که با هیجان بیشتری سخن می‌گویند مغلوب خواهد بود، چرا که ایشان کلامشان را معمولاً با تون پایین آغاز می‌کنند که گاهی نیز به نظر می‌رسد صدایشان می‌لرزد –چیزی که موجب پیامک‌های طعنه‌آمیز دوستان نیز شد. چنین افرادی در دوئل‌های کلامی کوتاه‌مدت امتیاز می‌دهند، امّا امشب، به رأی بنده، اشتباه تاکتیکی آقای احمدی‌نژاد در فرافکنی‌های آنچنانی و تصمیم ایشان برای حمله به قلب –یا مغز!- دشمن فرضی!! از یک سو و مدیریت زمان اشتباه ایشان از سوی دیگر منجر به آن شد که جناب موسوی میدان را با امتیاز ترک کنند. فرافکنی و اشاره مکرر به این که «شما سه نفرید و من یک نفر» (همان حکایت چند نفر به یک نفر؟!)، مکرراً جمع بستن آقایان هاشمی، خاتمی و موسوی، حمله شدید به آقایان هاشمی و ناطق نوری و خانواده‌هایشان و یک شبه افشاگری در مورد خانم دکتر رهنورد، در کنار منزه دانستن دولت فعلی از اشتباه –حتی در مواردی چون ماجرای دکتر! کردان، دوستی با ملت اسرائیل و ادغام حج و زیارت در سازمان گردشگری که منجر به موضع‌گیری و دخالت مقام رهبری نیز شده بود- و ناچیز دانستن خدمات دولت‌های پیشین و تقسیم تاریخ ایران پس از انقلاب به «پیش از 84 و پس از 84» (یا همان من و قبل از من!) و همچنین زیاده‌خواهی از مجری برنامه و عدم قناعت به زمان قانونی در اختیار هر نامزد، «امتیاز میزبانی» را از ایشان گرفت. (ایشان پس از خاتمه برنامه هم بدون توجه به این که طبق قرار قبلی خودشان شروع کرده‌اند و مهندس موسوی باید سخن پایانی را می‌گفتند، باز هم در حال غر زدن بودند که: آقای موسوی یک لیست اتهام مطرح می‌کنند و شما نمی‌گذارید…!)

سالیانی است که هر ایرانی شرافتمند و غیرتمندی افشای رانت‌خواری، اشرافی‌گری، قانون‌شکنی و تاراج اموال مردم توسط گروهی خاص را مطالبه می‌کند. رئیس جمهور فعلی نیز از ابتدا چنین قولی داده بودند اما سکوت 4 ساله ایشان و ناگهان نام بردن از چند نفر خاص، آن هم چند روز مانده به انتخابات و در جریان یک مناظره، که علی‌القاعده باید در آن به برنامه‌های فرارو و چالش‌های گذشته و آینده پرداخت، در افکار عمومی به نوعی بداخلاقی تعبیر خواهد شد. این درس مهمی است: گاهی حمله بدون برنامه و تاکتیک و احساساتی منجر به «گل به خودی» می‌شود، چه برسد به اینکه به جای بازی در زمین قانونی به «سکّوها» هم حمله کنی!

به گمان من جناب احمدی‌نژاد نیازی به تبلیغ ندارند. ایشان با تبلیغ یا بی‌تبلیغ، با سخنرانی یا بی‌سخنرانی، هواداران محترم خودشان را دارند که از تعداد آنها کم نمی‌شود –گرچه بخش نه چندان کوچکی از آرای ایشان طی چند روز گذشته به صندوق جناب دکتر رضایی ریخته شده است- اما مناظره امشب می‌تواند در آرای مهندس موسوی تأثیر مثبتی داشته باشد. ضمناً آقای احمدی‌نژاد در دو برنامه آینده، چالش سنگینی، به ویژه در حوزه‌های سیاست داخلی و اقتصادی، با آقایان رضایی و کروبی خواهند داشت.

یادداشت‌های مناظراتی -1

سه‌شنبه 12/3/88

مناظره نامزدهای انتخاباتی در دنیای بیرون، یک امر عادی و بدیهی است که تا به امروز در ایران ما نادیده گرفته شده، اجرایی شدن این ایده رویداد خجسته‌ای است که به شفاف شدن ایده‌ها و سخن‌های نامزدها و معلوم شدن سره از ناسره در افکار عمومی جامعه کمک می‌کند.

امشب آقایان کروبی و محسن رضایی مناظره کردند. گذشته از این که بازار تعارف و تأیید یکدیگر داغ بود ولی به عنوان تمرین دست‌گرمیِ یکی دیگر از از ابزارهای دموکراسی، خوشایند بود. محسن رضایی را تا به اینجا نامزد عمل‌گرایی دیده‌ام که برنامه‌هایش نسبت به دیگران روشن‌تر و عملیاتی‌تر است. صد البته این آقایان و رویکرد و به تبع آن گروه کاری و مشاورانشان از یک جنس نیستند.

چنان که مشخص است جناب رضایی بخت ریاست جمهوری ندارند. از سوی دیگر آقای احمدی‌نژاد تا کنون نشان داده‌اند که تمایلی به میدان دادن به اندیشه‌های جدید و متفاوت با آرای خودشان ندارند. پس امیدوارم اگر جناب موسوی بر صندلی ریاست کشور نشستند، حتماً از جناب رضایی در جایگاهی شایسته استفاده کنند.

جانی‌ها در شهر

«این حرامزاده‌های وحشی را باید به بند کشید و زیر آفتاب آویزانشان کرد تا ذره ذره آب بدنشان تبخیر شود. آشفته‌ام و اندوهگین و مستأصل»

تباني با ناپدري براي آزار دختر 5ساله

در ادامه تحقيقات قضايي از ناپدري سنگدل و مادر يك دختر 5 ساله كه مورد ‌آزار و اذيت قرار گرفته بود معلوم شد، مادر وي همانند ناپدري به دفعات او را شكنجه كرده است. به گزارش «جام‌جم»، شامگاه 23 فروردين امسال، زن جواني دختر خردسالي را براي درمان به بيمارستان مدني كرج انتقال داد. پرستاران به محض مشاهده مهسا كوچولو، او را به بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان منتقل كردند و تلاش براي نجات او آغاز شد. پزشكان با مشاهده آثار سوختگي و كبودي بر روي بدن كودك، مطمئن شدند كه وي مورد كودك آزاري قرار گرفته است. يكي از پرستاران با مشكوك شدن به موضوع، با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و ماجرا را اطلاع داد. با عزيمت ماموران به همراه داديار انصاف‌دوست، كشيك دادسراي امور جنايي كرج، به بيمارستان معلوم شد دخترك بشدت مورد كودك‌آزاري قرار گرفته است. سرانجام با تلاش پزشكان، مهسا كوچولو كه در كما به سر مي‌برد، پس از 4 روز از مرگ حتمي نجات يافت. به دنبال اين حادثه، مادر كودك 5 ساله براي افشاي راز حادثه، مورد بازجويي و تحقيق قرار گرفت و گفت: پس از فوت شوهرم با مهسا و فرزند ديگرم سعيد زندگي مي‌كردم، تا اين كه سال گذشته با يكي از همسايه‌هاي قديمي‌امان ازدواج كردم. او قول داد با فرزندانم بخوبي رفتار كند، اما فقط در ماه‌هاي نخست زندگي مشتركمان به فرزندانم ابراز علاقه مي‌كرد. كم‌كم به علاقه‌اي كه نسبت به فرزندانم داشتم، حسادت كرد و بناي ناسازگاري گذاشت و آزار و اذيت‌هايش را نسبت به فرزندانم شروع كرد. مرد سنگدل با سيگار و سيخ دست و پاي فرزندم مهسا را مي‌سوزاند، گريه و التماس‌هاي من هم در قبال بدرفتاري‌هاي وي بي‌نتيجه بود. يك هفته قبل او را بشدت كتك زد كه بيهوش شد و من از ترس او نمي‌توانستم كودكم را نجات دهم تا عاقبت هنگامي كه وي از منزل خارج شد، دخترم را براي درمان به بيمارستان رساندم. به دنبال اظهارات اين زن، متهم هم تحت تعقيب پليس قرار گرفت و دستگير شد. با دستگيري اين مرد معلوم شد، وي يك متهم سابقه‌دار است كه چند مرتبه به اتهام استعمال و نگهداري موادمخدر روانه زندان شده است. ناپدري سنگدل با انتقال به شعبه نهم دادياري دادسراي امور جنايي كرج از سوي داديار انصاف‌دوست مورد بازجويي قرار گرفت و اعتراف كرد كه فرزندان همسرش را مورد كودك آزاري قرار داده و مهسا را به دفعات و با سيخ داغ و سيگار و عاقبت هم با گرفتن دست و پاي وي بر روي بخاري سوزانده است. مرد سنگدل ادعا كرد كه همسرش هم به دفعات در اين كودك‌ آزاري نقش داشته است. با مشخص شدن اين موضوع، تحقيقات قضايي ويژه‌‌اي از ناپدري سنگدل و مادر مهسا صورت گرفت كه عاقبت وي روز گذشته اعتراف كرد همانند شوهرش مهسا را مورد كودك آزاري قرار داده است. اين زن در اظهاراتش ادامه داد: با او ازدواج كردم تا شرايط زندگي‌ خود و فرزندانم بهتر شود، اما اين سرابي بيش نبود و پس از چند ماه پي به اعتياد او بردم. شوهرم از علاقه من نسبت به فرزندانم، متنفر بود و به هر طريقي سعي مي‌كرد، آنها را اذيت كند و به دفعات آنها را با سيخ داغ، سيگار و بخاري مي‌سوزاند. هر چه التماس مي‌كردم با آنها كاري نداشته باشد، بي‌فايده بود و به خاطر حمايت من از فرزندانم، مرا بشدت كتك مي‌زد. من هم در وضعيت خوبي به سر نمي‌بردم و براي اين كه بچه‌ها شيطنت نكنند و شرايط خانه آرام‌تر شود، آنها را كتك مي‌زدم و بخصوص مهسا را خيلي كتك مي‌زدم و دست و پاي وي را مانند شوهرم مي‌سوزاندم و بعد پشيمان مي‌شدم و از او دلجويي مي‌كردم. از چند ماه قبل اذيت‌هاي شوهرم نسبت به مهسا بيشتر شد. روز حادثه در غياب من طوري مهسا را كتك زد كه دخترم بيهوش شد. قصد نجات او را داشتم، اما كوشيار پسرم را گروگان گرفت و با چاقو تهديد كرد و چند روزي داخل اتاق زنداني كرد و من نتوانستم با پليس تماس بگيرم و به ناچار سكوت كردم تا عاقبت پس از فرار وي، مهسا را به بيمارستان رساندم. ناراحت هستم و از به ياد آوردن لحظات تلخي كه براي فرزندانم رقم زده‌ام، عذاب مي‌كشم. بنا بر اين گزارش، به دنبال اظهارات اين زن، وي هم مانند ناپدري سنگدل با قرار قانوني روانه زندان شد.

انتشار نشریه عطارنامه – شماره 9

حق

درود بر همه دوستان

به یاری خدا نهمین شماره از نشریه عطارنامه منتشر شد. این فصلنامه تحلیلی، آموزشی و خبری، نخستین نشریه تخصصی طب سنتی ایران به شمار می‌رود. شما می‌توانید در این attarnameh9شماره مطالب متنوعی در باب طب ایرانی بیابید که از آن جمله‌اند:

عسل‌درمانی از قانون تا کنون، گفتگو با دکتر امرالله احمدی مبتکر داروی ضد سرطان حصا.آ، بررسی غمز و دلک در طب ایرانی، گفتگو با حاج محمد مشیری پیشکسوت طب سنتی، معرفی گیاه قراقاط، معرفی دانشگاه و بیمارستان جندی‌شاپور و….

این، نخستین شماره نشریه است که به سردبیری بنده کمترین منتشر می‌گردد. بدین جهت ضمن دعوت از دوستان علاقمند برای تهیه نشریه و مطالعه مطالب مفید آن، از همگی یاران خواهشمندم ایرادهای نشریه و انتقادها و پیشنهادهای خود را جهت رشد کیفی نشریه به بنده منتقل نمایند.

ضمنا خواهشمندم چنانکه در تهیه نشریه از روزنامه‌فروشی محل خود موفق نبودید حتما بنده را در جریان بگذارید.

سپاسگزارم.

مژده مژده، سمساری ما افتتاح شد!

در این اتاق کناری یک سمساری کوچک داریم به اسم هرشنبه بازار. چیزهایی که اضافه داریم را اینجا به هم نشان می‌دهیم و رد و بدل می‌کنیم. قبلا این کار را در دانشکده و یک جای دیگر در مورد کتابهای اضافی دوستان کرده‌ام که جواب خوبی داد. حالا اینجا محدودیتی در موضوع نداریم. شما هم اگر چیزی دارید که می‌خواهید بفروشید با من در میان بگذارید تا ضوابطش را عرض کنم. فقط بدانید که اینجا جایی برای عرضه محصولات نیست. سمساری است، یعنی فقط اجناس اضافی خودمان را عرضه می‌کنیم.

نام فروشی‌ها را روی ستون سوم (همین بغل) می‌نویسیم و هرگاه جنسی فروخته شود مطلب مربوط به آن حذف می‌گردد. برای دیدن توضیحات هم که روی نام آنها کلیک می‌کنید حتما! برای شروع هم چند بسته DVD شاهکار گذاشتیم پشت ویترین. بجنبید که تموم شد!

نوروز من بی‌گل

87020817274714-1

حق

درود بیکران برشما و سال نو همگی سرشار از نیکروزی و نیکبختی.

چنان که همه یاران دانستند سی و پنج روز در خدمت شما نبودم و در خدمت دیگری بودم. مأموریتی اجباری و نامراد برای خدمت در بیمارستان جزیره تنب بزرگ بود که به یاری خدا انجام شد و باز بخت همراهی با عزیزان و حضور در آشیان مجازی حاصل گشت.

تجربه‌ای ویژه بود زندگی در جزیره‌ای بی‌هیچ و غیرمسکونی در بیمارستانی در دل زمین، دوری از خانواده و بویژه قند عسلی که به تازگی یک ساله شده بود، محرومیت از امکاناتی چون تلفن، رایانه و اینترنت، وعده‌های غذایی پوچ و غیربهداشتی، کمبود آب ناسالم! برای شستشو و آشامیدن و ظلمی که لحظه به لحظه بر تو روا می‌شد و….

هرچه بود گذشت و اکنون دوباره من اینجایم. اینها را نه برای گلایه و واگویه‌های بددلانه که به عنوان مقدمه‌ای بر سپاسگزاری بزرگم از یاران همراه نگاشتم. یاران مبارکی که در نبودم همدلانه به آشیان خودشان سر می‌زدند و غباری از آن برمی‌گرفتند و شمعی می‌افروختند تا چراغ این کاشانه روشن بماند.

سپاس ویژه هم دارم از مسعود زارع یگانه، ملیحه انارکی همدل، گجموی بزرگوار، کیارش عزیز، یاسر کمالی‌نژاد مهربان، امیر سرداری خوب و جناب دکتر مثانه! که چونان که می‌دانستم از مهربانی فروگذار نکردند.

این مسافرت ناخواسته اما فرصت گرانبهایی هم شد برای رجوع مجددی به خود و واکاوی دوران گذشته و حدیث رسیدن به حساب خود و سوزن و جوال‌دوز که مایه فراوان خواهد داشت برای ادامه زندگانی –اگر خدا بخواهد.

همچنین در فرصتهای بیکاری –که کم هم نبودند- برگردان پارسی کتابی را آغاز کردم از فیلم‌ساز برجسته و فیلسوف آلمانی، ورنر هرتزوگ، که به یاری مهندس شالچی‌فرد گرامی از بلاد کفر، انگلستان، تهیه کرده بودم و اگر خداوند یاری کند و قند عسل مجال دهد تا چندی دیگر به زیور طبع آراسته گردد.

اینها را که گفتم، ناشایسته است اگر از آسمان پاک و شیشه‌ای جزیره و آبی زلال خلیج پارس یادی نکنم که در نقطه تلاقی آنها، اگر دلت را بتکانی، چشمان زلال خداوندگارت را گشوده به سوی خود می‌بینی.

در فرصت‌های آینده چندی از نوشته‌های بی‌ارزشم را تقدیم چشمان باصفایتان خواهم نمود. برای شروع هم دل‌سروده‌ای تقدیم می‌کنم که گرچه تلخ است ولی هوای تحویل سال نوی سرباز جماعت در ناکجاآباد زیرزمین جزیره را دارد:

 

نوروز من بی‌گل، نوروز من بی‌شمع، پروانه هم غایب

نوروز تو پرگل، نوروز تو در جمع، قافیه‌ای جالب

تو در گلستانی، خندان و بی‌غصه، با آب هم‌آغوش

اما عزیز من، جای عزیزت چون شعب ابی‌طالب

tonb

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

6lnnod01

حیرت، سرگشتگی، اضطراب، اضطرار و… درماندگی.

این حال من است:

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

 

یک ماهی نیستم. می‌روم مسافرت. جزیره. تنب. تنها. بی‌هیچکس. می‌دانم که یاران واقعی‌ام نمی‌گذارند چراغ آشیانم خاموش شود. از فردا شب دیدگاهها نیازی به تأیید نخواهند داشت. هرکدامتان گاهی سری بزنید و شمعی بیفروزید. ار روز نخست گفته بودم که اینجا همه صاحبخانه‌اند.

برای خودم هم تفأل زدم بین مغرب و عشاء. این بار بدون فاتحه و گفتگو و قسم. اشکهایم همه کارها را کردند:

آن کس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

آبی که خضر حیات ازو یافت

در میکده جو که جام دارد

سررشته جان به جام بگذار

کاین رشته ازو نظام دارد

ما و می و زاهدان و تقوی

تا یار سر کدام دارد

بیرون ز لب تو ساقیا نیست

ورد و رکسی که کام دارد

نرگس همه شیوه‌های مستی

از چشم خوشت به وام دارد

ذکر رخ و زلف تو دلم را

وردیست که صبح و شام دارد

بر سینه ریش دردمندان

لعلت نمکی تمام دارد

در چاه ذقن چو حافظ ای جان

حسن تو دوصد غلام دارد

خاکی بر سر، بادی در دست…

حقsykr5i

 

ما را از این جهان جز خاکی بر سر

و بادی در دست نصیب نیست.

عاشق را با معشوق کار نیست

نه از بودنش شادمان است،

نه از نبودنش غمناک،

تنها عشق ورزیدن به او را می‌طلبد.

(عین القضات همدانی)

کارتون‌های دوران کودکی

beeglegrape

بخش قابل توجهی از خاطرات رنگین و قشنگ دوران کودکی همه ما مربوط است به کارتون‌های قشنگی که می‌دیدیم. پلنگ صورتی، گوریل انگوری، هاچ زنبور عسل، سندباد، بامزی قوی‌ترین خرس دنیا، تام و جری، بل و سباستین، خانواده دکتر ارنست، نیک و نیکو،‌بچه‌های آلپ،‌میتی کومان،‌سرندی پیتی و….

یک بازی قشنگی تو حیاط خونه عمو گجمو راه افتاده که رفقا میرن و روی دیوارای اونجا نام کارتون‌های محبوبشون رو به ترتیب می‌نویسن. دعوت می‌کنم شما هم برین و نظر بدین. از گجموی عزیزم هم می‌خوام که آخرسر فهرست محبوب‌ترین‌ها رو اعلام کنه.

بجنبین.

« ورودی‌های تازه‌تر · Older entries »