شقایق
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!… برای تماس با من به این نشان نامه بفرستید: n_shaghaiegh@yahoo.comآرشیو برای پزشکی
گام یازدهم: رساله افیونیه
افیون که به فرنگی آن را اُپیوم (Opium) گویند، جزئی از مجموعه داروهای مرکبّه بوده و همواره مورد استفاده داروسازان قرار میگرفته است و
چون در هر تریاک یا تریاق یک جزءِ افیون هم وجود داشته است، کمکم تریاک و افیون دو کلمة مترادف پنداشته شده است. در ادب فارسی هم، تریاق و تریاک، هر دو به معنی پادزهر به کار رفته است. مصرف تریاک به مفهوم امروزی آن، هرچند از زمان صفویه شایع شده، ولی جسته وگریخته پیش از آن هم در برخی از متون دیده شده است.
علما «بیهوشی» حاصل از تریاک را مصداق «خدر» و «فتور» دانستهاند و از آنجا که پیغمبر اکرم(ص) هر مادّة مُسکر (= مستیآور) و مُفَتِّر (سستیآور) را نهی فرموده است؛ بنابر جامعیّتی که میان خمر و موادّی همچون افیون و بنگ و حشیش بوده، برخی فقیهان بر پایة قیاس فقهی حکم به حرمت این موادّ دادهاند.
مولّف کتاب افیونیّه، عمادالدّین محمود بن مسعود شیرازی، طبیب قرن دهم هجری با توجه به سودها و زیانهای افیون، خواسته مردم را به این نکته هشدار دهد که هرچند از این مادّه برای منظورهای مختلف پزشکی و داروئی استفاده میشود و از آن به عنوان یکی از «منوّمات» و «مرقّدات»، یعنی خوابکننده و بیهوشکننده به هدف درمان بیماریها، یاد میکنند ولی در حال عادی زیانهای روحی و جسمی را دربردارد که به حکم شرع و عقل مصرف آن ممنوع است و باید از آن پرهیز نمایند.
کتاب رساله افیونیه زیر نظر استاد دکتر مهدی محقق، توسط آقایان دکتر رسول چوپانی و دکتر امید صادقپور و خانم وجیهه پناهی تصحیح و تحقیق شده و به عنوان آخرین کتاب از مرحله نخست طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران منتشر شده است.
گام دهم: دور ساختن هرگونه زیان از تن آدمیان
«دفع مضارالكلیه عن الابدان الانسانیه بتدارك انواع خطاء التدبیر» كه به اسامی دیگر و نزدیك به آن مثلاً «تدارك خطا الواقع فی التدبیر الطبی»،
«رفع مضارالكلیه» و… نیز خوانده شده، گوهری كمشناخته از گنجینه پربهای آثار طبی پورسینا است که اصل عربی این كتاب را پورسینا در فاصله زمانی سالهای 392 و 403 هجری قمری در 7 مقاله (فی تعدید انواع الخطا، فی الهواء، فی الحمام، فی الطعام، فی الماء و المشروبات، فیالحركات و فی امرالاستفراغ) به درخواست وزیر دانشپرور علی بن مأمون خوارزمشاه یعنی ابوالحسن احمدبن محمد السهلی نگاشته است كه از آن نسخ خطی متعددی در كتابخانههای ایران و جهان قابل دسترس است.
نكته بسیار جالب و نوآوری كه پورسینا با تألیف این اثر ماندگار به جهان پزشكی ارائه كرده و باب آن را گشوده است در حقیقت همان تدارك الخطا، یا به معنای روشن، جبران كاستیها و اشتباهاتی است كه ممکن است برای انسان در مسائل مرتبط با حفظ الصحه، آگاهانه یا ناآگاهانه، روی دهد.
این کتاب به تازگی زیر نظر استاد برجسته دانشگاه، جناب آقای دکتر محمدمهدی اصفهانی توسط دکتر علیرضا عباسیان تصحیح و به دست دکتر مجید انوشیروانی ویراستاری شده است.
گام نهم: فواید الطفیه
لطیف قزوینی در این کتاب بارها از پزشکان بزرگ یاد کرده و نظریات آنان را ذکر نموده است… وی بیش از همه از محمدبنزکریای رازی بهره
برده و به نام وی استناد کرده است….
او سه بار از ابن سینا تحت عنوانهای شیخالرئیس، جناب شیخالرئیس و نیز مولانا شیخالرئیس یاد کرده و در سه جا به قول صاحب ذخیره یعنی سید اسماعیل جرجانی اشارت دارد. مؤلّف در عین حال که به گفته های پزشکان پیشین تکیه دارد، به شیوهها و درمانهای طبیبان همعصر خویش نیز توجه کرده و بر قیاس و منطق خویش تکیه دارد.
لطیف قزوینی طبیبی محقق بود و در کتاب خویش بارها از تجربیاتی که انجام داده و شیوهها و داروهایی که از آن نتیجه گرفته، یاد کرده است. وی گرچه پیرو طبّ کهن بوده ولی از طبّ اروپایی نیز غافل نمانده است. برای مثال در درمان سکته نظر خود را در مورد کاربرد جوهر انتیموان ذکر کرده است.
به طور خلاصه آنچه میتوان گفت آن است که کتاب فواید الطفیّه، کتابی است ارزنده و آکنده از تجربیات شخصی مؤلّف که برخی از آنها میتواند امروزه نیز کاربرد داشته باشد. این کتاب ارزشمند به همت دکتر مجید انوشیروانی و زیر نظر استاد دکتر حسن تاجبخش تصحیح و تحقیق شده است.
گام هشتم: حفظ صحت
میرزا علیخان ناصرالحکما معروف به دکتر میرزا علی خان در سال 1284 ه.ق متولد شده و از فارغالتحصیلان رشته پزشکی مدرسه دارالفنون
بوده است. وی مدت 4 سال در همان مدرسه به عنوان معلم ریاضی و پس از آن به عنوان معلم طب، جراحی، کحالی (چشمپزشکی) و حکمت طبیعی (فیزیولوژی) اشتغال داشت.
او نیز همراه چند نفر دیگر از پزشکان فارغالتحصیل مدرسه دارالفنون دوره چشمپزشکی را در دوره اقامت دو ساله دکتر راتولد، از شاگردان دکتر گالزفسکی، نزد وی گذارند و چنانکه از برخی نوشتهها استنباط میشود به مهارت و شهرتی دست یافت. از وی آثاری در زمینه پزشکی به صورت تألیف و ترجمه بجا مانده است که کتاب حاضر در بهداشت فردی و عمومی نمونهای از آنهاست.
ناصرالحکما اگرچه در این کتاب از دانش جدید زمان خود استفاده بسیار کرده است، اما همچنان ساختار کتاب خود را بر پایه شیوه متداول طبیبان سنتی در قالب سته ضروریه طراحی کرده است. او در این کتاب که بر خلاف اسلاف و معاصران خود روش آساننویسی را برگزیده است، یادداشتهای سودمندی نیز برای آگاهی مردم زمان خود از اصطلاحات و اوزان و مقادیر اروپائیان درج نموده است. مطالعه این کتاب علیرغم گذشت 120 سال از زمان تألیف آن هنوز دلپذیر و برای پژوهشگران تاریخ پزشکی و پزشکی اجتماعی جالب میباشد.
کتاب ارزشمند «حفظ صحت» با تصحیح و پژوهش دکتر ناصر رضاییپور و با همکاری آقای دکتر محسن عابدی به زیور چاپ آراسته و منتشر شده است.
سرکه و عسل در یکم شهریور
دوست و همکار فاضل و فرزانهام، که خواستهاند «هیچکس» باشند، در نوشتاری به مناسبت روز پزشک، با نگاه به برخی آموزههای اخلاقی و عرفانی مولانا و با اشاره به حقیقتی مهم، پرسشی طرح کردهاند که پاسخ به آن میتواند برای بسیاری از ما راهگشا باشد. پس استاد گرامی، همکار عزیز، بسمالله.
استحالۀ ترشی ناگوار و کامآزارِِ سرکه به مزۀ خوشایند و گوارای سرکنگبین برآیند دو همنشینی است: یکی آمیختن جانِ ترش و سرد سرکه با نهاد گرم و شیرین عسل، و سپس همدمی این دو با گرمی و روشنایی آتش، تا به مددش، این دو ناسازگار چند جوشی در دل هم بزنند و در هم زیر و زبر شوند و به سرّ هم واقف گردند و چنان همدل شوند که سرانجام سرکنگبینی حاصل شود که شاید و باید… سرکنگبینی که لهیب دلهای سوزان را، و تشنگی تلخکامان را فرو بنشاند و فریادرسِ جگرِِ سوختگان شود و رخسار زردرویان را به همان سرخی کند که عسل شفابخش و آتش اهورایی….
مولانا در مثنوی چندین بار از داستان همجوشی سرکه و انگبین بهره برده است، گاه این چنین:
همچو شهد و سرکه در هم بافتم تا سوی رنج جگر ره یافتم
یعنی به همین معنا که اکنون گفته شد، و گاه در جستجوی معنایی دیگر که در آن، مولانا مردان خدا را همچون شهد و انگبین میداند که اگر گرمی و نرمی نهادِ پاک آنان و شیرینی و وسعت دل ایشان نبود، ترشی و تیزی و سردی و قبض اهل دنیا جهان را پر از رنج و قهر و کین میکرد. پس هر گاه کافران و حقپوشان، سرکة ناسپاسی و قهر در عالم بریزند، مردان حق شهدِ لطف و وفا درمیافزایند تا مبادا رنجها بر جهان چیره شوند و عالم را ویران کنند. در نگاه مولانا مردان خدا، شیرینکار و شیرینسخن و شیرینرفتارند و چنین است که اگر هویها و خواستههای پایانناپذیر سامان جهان را نمیآشفت، همه جای این جهان، شهد و شکّر بود:
آفت دنیا هوی و شهوت است ورنه اینجا شربت اندر شربت است
ولی این آرزویی بیش نیست، بس بسیار از ما خلق جهان بستة هوی و شهوتایم و تا هنگامی که جان از تن بکنیم، در همین هوی و شهوت میتنیم. پس چه باید کرد؟ راهکار مولانا این است که در برابر این سرکِِگی، مردان حق پریشان و تُرُش نشوند و از جان عسلین خود به جهان شیرینی ببخشند:
تو عسل، ما سرکه در دنیا و دین دفع این صفرا بود سرکنگبین
سرکه افزودیم ما قوم زحیر تو عسل بفزا، کرم را وامگیر
و:
چون که سرکه، سِرکِگی افزون کند پس شکر را واجب افزونی بود
قهرْ سرکه، لطف همچون انگبین کین دو باشد رکن هر اِسکنجبین
انگبین گر پای کم آرد ز خَلّ آید آن اسکنجبین اندر خلل
اما چنین پیوسته و مدام شهد ریختن، و خسته نشدن و به کنجی نخزیدن و سرخورده نشدن آسان نیست؛ چه آسان؟ که از خون خویش ریختن و جان باختن دشوارتر است. مولانا چنین میداند که چنین شهد بیپایانی نمیتواند از کوزهای خرد سرازیر شود و بر این همه تُرُشی چیره شود مگر آنکه آن خم راهی به دریای عسل داشته باشد.
قوم بر وی سرکهها میریختند نوح را دریا فزون میریخت قند
قندِ او را بُد مدد از بحر جود پس ز سرکهیْ اهل عالم میفزود
خم که از دریا درو راهی شود پیش او جیحونها زانو زند
گر پلیدان این پلیدیها کنند آبها بر پاک کردن میتنند
گرچه ماران زهرافشان میکنند ورچه تلخانمان پریشان میکنند
نحلها بر کوه و کندو و شجر مینهند از شهد، انبار شکر
زهرها هرچند زهری میکنند زود تریاقاتشان بر میکنند
باری، سخن کوتاه کنم، مرادم از این گفتهها، وعظ و ارشاد نیست، که واعظان و مرشدان بسیارند و در کار خود نیز بس کوشا و استوارند. امروز روز پزشک بود و قصد من اشارتی به احوال خودمان – ما پزشکان- است. زیرا برای پرسش از احوال ما، کسی جز خودمان سراغمان را نمیگیرد. جویا شدن از احوالمان که سهل است، حتی در همین یک روز هم ما پزشکان – هر چند راستکردار و بیطمع و بی تمنای پاره و رشوت باشیم- باز از بیماران خود سخن گرمی نمیشنویم، از دوستان و رفقایمان که برایشان خدمتی کردهایم پیامکی دریافت نمیکنیم، آشنایانمان برایمان آف تبریکی نمیگذارند و زنگ تلفنمان را شور شادباشی در پی نیست. لاجرم ما پزشکان خودمان روز پزشک را به یکدیگر تبریک میگوییم و بیهوده تلاش میکنیم ناخرسندی خود را از این تنهایی پنهان کنیم، باری، گاه برخی از ما این تبریکها را با چاشنی تندی از سرزنش و طعن بر خود همراه میکنیم و سخنمان را به طنزی خاکستری میآلاییم یا میآراییم.
بگذرم، من با آن مقدمه و این گلایهها، ابداً قصد متناظر دانستن و تشبیه پزشکان را به مردان خدا، و بیماران را به حقپوشان و ناسپاسان ندارم و اصلاً اینگونه مقایسهها را هشیارانه و خردمندانه و درست نمیدانم، غرضم از استشهاد به مولانا نیز چیز دیگری است که خواهم گفت…
همة دردم این پرسش شاید فراموششده است که ما پزشکان چگونه میتوانیم برای کاستن از درد و رنج هر روزة این مردم، این مردمی که ما را جز به هنگام پریشانی و رنجوری خود به یاد نمیآورند، جان خود را چنان شیرین کنیم که خود گزند و آسیب نبینیم و در سلامت روان، و با خشنودی و شادمانی به درد ستاندن و درمان دادن بپردازیم؟
پرسش را شنیدید؟ پاسخ شما چیست؟ به عمد دیدگاه مولانا را در آن آغاز آوردم تا بدانید از آن راههای فردی و سالکانه چیزی به گوشم خورده است، ولی راستش را بخواهید آن را برای نجات پزشکان و نیز بیماران امروز، اگر چه لازم، ولی کافی نمیدانم و راه حلّی اجتماعی تصورش نمیکنم. (تیتر صفحة اوّل جام جم امروز حاکی از عدم کفایت درآمد بیش از هشتاد درصد پزشکان عمومی بود!)
یک بار دیگر: پرسش این است: ما پزشکان چه کنیم تا شیرین بشویم یا شیرین بمانیم و از تلخی و ترشی روزگار و اهل آن رخ در هم نکشیم؟ چه کنیم تا طبیب عیسویهُش باشیم نه طبیب آدمیکش؟
اگر شده است که دلشکسته شوید، اگر شده است که از خود به بیم بیافتید، اگر به سرتان زده که برزویة طبیب را فراموش کنید، اگر گاه به خاطر پزشک شدن خود را در تنهایی سرزنش کردهاید، بگویید چه کنیم؟
لطفاً شعار ندهید، چون این یکی را خوب یاد گرفتهایم، و نه علاقهای به آن داریم و نه نیازی! بسمالله!
عطارنامه 10 منتشر شد.
شماره دهم نشریه عطارنامه منتشر شد.
در این شماره میخوانید:
اخلاق پزشکی، روزنی به پزشکی پیشگیری در طب کهن، ژرفای طب در میان مردم، درمانهای گیاهی بیماریهای کودکان در هزارجریب مازندران، زندگی و آثار حکیم میرزا احمد تنکابنی، موفقیت بزرگ دکتر احمدی (مبدع داروی ضد سرطان حصا-آ)، گفتگو با حاج عبدالعظیم جباری، معرفی کتب طب ایرانی، تدابیر فصل تابستان، تدابیر دوران بارداری، معرفی گیاه شنبلیله، خوراک سالم (خورش کدو و بادمجان)، اقبال به طب سنتی در افغانستان، اخبار و….
این دومین شماره عطارنامه پس از تغییر کادر علمی و اجرایی، به سردبیری بنده کمترین و همراهی دوستان دانشمندم در هیأت تحریریه است. از همه شما گرامیان دعوت میکنم با مطالعه نشریه و ابراز انتقادها و پیشنهادهای خود و از جمله تکمیل و ارسال فرم نظرخواهی، ما را در نیل به جایگاه مطلوب راهنمایی نمایید.
گام هفتم: قانون کوچک
شیخالرئیس پورسینا، نامی پرفروغ و خیرهکننده است که بر جلد هر کتابی حک شده باشد نگاه بیننده را بیاختیار
میرباید. از دوستداران عرصه معقولات باشیم یا طب، ریاضیات و یا موسیقی تفاوتی نخواهد کرد، و مطمئناًَُ علت چنین امری بینیاز از شرح و تفسیر است!
اینک فرض کنید پس از گذشت چندین قرن از حیات این نابغه ایرانیِ جهانوطن و فهرست شدن آثار موجود و مفقود او، ناگهان کتابی در اختیارتان قرار گیرد که در هیچ فهرستوارهای از آثارش ثبت نشده باشد؛ در آن صورت شوق مطالعه و آگاهی از محتوای آن شعلهورتر است، حتی اگر صحّت انتساب آن به شیخ ضعیف باشد یا تضعیف شود. اثری که در پیش رو دارید حامل چنین اوصاف و پیامی است. این اثر ترجمه کتابی با عنوان «القانون الصغیر فی الطب ابن سینا» به تصحیح «احمد فرید المزیدی» است که به دست توانای دکتر شاکر لوایی به پارسی برگردانده و توسط دکتر حسین رضاییزاده تحقیق ویراستاری شده است.
کتاب، پس از حمد و ستایش الهی، با مقدمهای درباره کلیات آناتومی و بیان اندامهای مفرد و مرکب آغاز میشود. بخش دوم آن راجع به بیان قوا و خواص گیاهان دارویی و بطور کلی ادویه مفرده است و در بخش سوم به کلیاتی در باب انواع بیماریها، علائم و نسخة درمانی آنها به زبانی همگانی و سهلالعمل پرداخته است.
«قانون کوچک» هشتمین کتاب از مجموعه کتبی است که در قالب طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران به چاپ رسیده است.
گام ششم: تحفه سلیمانیه
در میان شخصیتهای برجسته و ممتاز پزشکی دوران تمدن اسلامی، جایگاه محمد بن زکریای رازی، هم به لحاظ
پیشگامی، هم به لحاظ شأن علمی و نوآوری و هم به لحاظ خُلقیات و مردممداری، استثنایی و منحصربفرد است. از این رو، هرکس اندک جستجو و کنکاشی در تاریخ پزشکی ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی کند در برابر عظمت علمی و سجایای انسانی او عمیقاً احساس کرنش و تواضع میکند و بزرگداشت این ویژگیها، بی آنکه از ارزش دیگر بزرگمردان تاریخ پزشکی ما بکاهد، رازی را در منزلتی متفاوت مطرح میسازد.
تألیفات بسیار رازی، که هر کدام در حدّ برترینها است، آدمی را به شگفتی وامیدارد که چگونه دانشمند جامعالعلومی چون او، همزمان با پاسخگویی به نیازهای انبوه بیماران، از لحظههای عمر پربرکت خود برای به جای نهادن میراثی اینچنین ارزشمند که قرنها به عنوان سرچشمة زلال دانش و تجربه، تشنگان علم را سیراب کند به بهترین وجه بهره گرفته است.
کتاب گرانقدر «طب الفقراء» یا «من لایحضره الطبیب» که اینک نسخة تصحیح شدهای از ترجمة فارسی آن در پیش روی است، گذشته از آن که سرشار از دستورالعملهای سهلالحصول درمانی است، در شرایطی که دسترسی به طبیب حاذق برای مردم میسّر نبوده است، راهنمای خوبی برای آنها و طبیبان و درمانگران متفرّقه در طول زمانی به وسعت حدود یک هزار سال بوده است.
«تحفة سلیمانیه» اثر علاءالدین محمّد طبیب، از پزشکان صاحبنام دوران شاه سلیمان صفوی، ترجمهای از کتاب «من لایحضره الطبیب» است که در گام دهم طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران توسط بنده کمترین (دکتر ناصر رضاییپور) و با همراهی پژوهشگر ارجمند سرکار خانم پریسا مزیّنی تصحیح شده و به دوستداران علم و میراث عظیم پزشکی ایران تقدیم میشود. باشد که فرصت تازهای را برای بازخوانی و جستجو در این اثر ماندگار رازی بزرگ فراهم آورد.
گام پنجم: مجموعه آثار میرزا احمد تنکابنی
کتاب ارزشمند «مجموعه آثار میرزا احمد تنکابنی» در قالب طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران چاپ و منتشر شد.
مرحوم حکیم میرزا سید احمد تنکابنی فرزند محمدحسینحسینی شریف تنکابنی از حکیمباشیان و پزشکان پژوهشگر دوران قاجار است و با توجه به اشتهار به مهارت و تجربه علمی و عملی، به سمت حکیمباشی فتحعلیشاه قاجار منسوب گردیده بود و گفته میشود کرسی تدریس طب در تهران به او اختصاص داشت و بسیاری از پزشکان مشهور، از شاگردان وی بودند.
مطلبالسؤال، مطالب پزشکی و مخصوصاً تشخیص افتراقی بیماریها را به شکل سؤال و جواب مطرح میکند که بعضی از تشخیصهای افتراقی آن ارزش کاربردی خاصی دارند و با دانش امروزی نیز تطبیق کامل دارند و از شیوة پاسخدهی مؤلف مشخص میشود بعضی از آنها حاصل تتبّع و کار بالینی خود نویسنده است. همچنین سعی مؤلف در ارائة نسخههای مجرّب و آزموده از خود و استادش بوده است و بهترین نسخههای حکمای پیشین را نیز گلچین کرده است.
رسالة اسهالیه، سرشار از تجربیات مؤلف است. وی در این رساله به بعضی از بیماریهای رایج زمان و همهگیریهای وبا و طاعون اشاره میکند و بین تبهای وبایی و اسهال وبایی اختلاف قائل شده است.
برءالساعه یکی از آثار خلاصه و برجستة محمدبن زکریای رازی و اصل آن در بیست و سه باب است که توسط میرزا احمد تنکابنی هفت باب بر آن افزوده شده است و در حقیقت ترجمه و تألیفی دیگر از آن در سی باب تنظیم شده است.
جهت تهیه کتاب میتوانید با بنده کمترین مکاتبه نمایید.
انتشار نشریه عطارنامه – شماره 9
حق
درود بر همه دوستان
به یاری خدا نهمین شماره از نشریه عطارنامه منتشر شد. این فصلنامه تحلیلی، آموزشی و خبری، نخستین نشریه تخصصی طب سنتی ایران به شمار میرود. شما میتوانید در این
شماره مطالب متنوعی در باب طب ایرانی بیابید که از آن جملهاند:
عسلدرمانی از قانون تا کنون، گفتگو با دکتر امرالله احمدی مبتکر داروی ضد سرطان حصا.آ، بررسی غمز و دلک در طب ایرانی، گفتگو با حاج محمد مشیری پیشکسوت طب سنتی، معرفی گیاه قراقاط، معرفی دانشگاه و بیمارستان جندیشاپور و….
این، نخستین شماره نشریه است که به سردبیری بنده کمترین منتشر میگردد. بدین جهت ضمن دعوت از دوستان علاقمند برای تهیه نشریه و مطالعه مطالب مفید آن، از همگی یاران خواهشمندم ایرادهای نشریه و انتقادها و پیشنهادهای خود را جهت رشد کیفی نشریه به بنده منتقل نمایند.
ضمنا خواهشمندم چنانکه در تهیه نشریه از روزنامهفروشی محل خود موفق نبودید حتما بنده را در جریان بگذارید.
سپاسگزارم.
گام چهارم: حفظ الصحه ناصری
کتاب گرانقدر حفظ الصحه ناصری که در حقیقت یک دوره کامل آشنایی با ستّه ضروریه و مبانی تدابیر حفظ تندرستی بر اساس سن، مزاج، جنسیت، چاقی،
لاغری، مسافرتهای خشکی و دریایی، بهداشت اعضا و اندامهای مختلف و دانش تغذیه و انواع مواد غذایی و نیز پیش آگهی بیماریهاست توسط حکیم میرزا محمد کاظم فرزند محمد رشتی (ملک الاطباء گیلانی) تألیف شده است که خود در قسمتی از مقدمة کتاب مینویسد:
اينكه اغلب اشخاص در معرض امراض و ناخوشيهاي مهلك در ميآيند و يا در حالتِ صحتِ ناقصِ صوري، دايماً اظهار كسالت و ضعف بنيه و وجع عظام و سوءهضم و اشتها ميكنند، سبب آن است كه [در] طريقة اكل و شرب و ترتيب آن و مقدار خواب و بيداري و حركت و سكون و اقسام رياضات و استفراغات، از قبيل رفتن حمام و مباشرت نسوان و امثال آن، به هيچ وجه بلديّت ندارند و به هر قسم پیش بیاید عمل ميكنند….
این کتاب ارزشمند با تصحیح و تحقیق آقای دکتر رسول چوپانی به زیور چاپ آراسته شده و شامل مقدمهای از استاد اسماعیل ناظم و مقالهای در باب دانش حفظ صحت و همچنین خود کتاب، به قلم پزشک فرزانه، دکتر مجید انوشیروانی است. مطالعه این کتاب را به همه عزیزانی که مایل به آگاهی از اصول حفظ سلامت بر مبنای طب اصیل ایرانی هستند –با هر میزان از دانش و با هر رشته تحصیلی و شغلی- توصیه میکنم. جهت تهیه کتاب میتوانید با اینجانب مکاتبه کنید.
خوشا دردی که درمانش تو باشی…
حق
درود
1) این سختترین، سیاهترین و غمبارترین یلدای عمرم بود. «مادر» حال و روز خوبی ندارد، امیرعلی کوچکم بخت تجربه اولین یلدای عمرش در کنار سالمندترین و عزیزترین عضو خانواده را از دست داده است و خودم هم سختترین شب در طول 9 سال بیماری گذشته را تجربه کردم. «مادر» در چند قدمیام بود و من فرصت دیدار یلداییش را نیافتم. برای همه «مادر»ان عزیز دنیا آرزوی شفا کنید، برای همه کودکان دنیا آرزوی یلداهای آسمانی و برای همه بیماران دنیا دعای شفا. و برای کمترین هم.
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
2) پیامهای زیبای یلدایی:
سرور خوبم مهدی میری عزیز:
قال الصادق (ع): زمستان بهار مؤمن است، شبهای بلندش برای شب زنده داری و روزهای کوتاهش برای روزهداری.
محمد صالحی جانم:
هندونه بیار قاچ کنم، لپتو بیار ماچ کنم!
مهدی نیکروان مهربان:
حتی طولانیترین شب نیز به خورشید میرسد….
0912 ناشناس مهربان!:
ببین چگونه قناری ز شوق میلرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنیست
دکتر رضاییزاده گرامی:
صد جام اگر آرند، یک بار کند مستم
یک بار نگاه دوست، صد بار کن مستم.
جناب اکبرزاده کمپیدا:
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.
و مسعود خان زارع هم زحمت کشیدند:
زمستان مبارک!
… بهروز باشید.
پیامکهای عیدی!
حق
درود
یکی از استفادههای پیامک برای ما ایرانیها -و احتمالا خارجیها!- تبریک و تسلیت مناسبتهاست. بعضی از دوستان و آشنایان هم گاهی پاسخ پیامکها را میدهند. حال گاهی با جملات تکراری، گاهی تشکرهای خشک و خالی و گاهی هم عباراتی را برایت میفرستند که کلی حظ میکنی و حال گرفتگیات از بیتفاوتی دیگران حسابی جبران میشود. این عید قربانی که گذشت هم چنین شد. دلم خواست برخی جملات زیبایی که دوستان مرحمت کردهاند را به نام خودشان به شما تقدیم کنم. هرچند شاید برایتان تکراری باشد. شما هم اگر خدای ناکرده خسته نمیشوید و صفحه کلیدتان فرسوده نمیشود و وقت عزیزتان تلف نمیشود و کلاستان پایین نمیآید، لطفا مرحمت کنید، منت بگذارید، حال بدهید… عبارات زیبای مرتبط غیرتکراری که این عید قربان دریافت کردهاید را برای استفاده دیگران بر تخم چشم بنده حک بفرمایید! (لطفا از آن عبارات سریدوزی! فاکتور بگیرید)
دوست عزیزم دکتر رضاییزاده لطف کردند:
بنویس نام مرا در کف دستت ای دوست
تا به هنگام قنوتت نبری از یادم!
عمو احسان گرامیم نگاشتند:
بر دل یاقوت با خط طلا بنوشتهاند
شیعیان حاجی شدند چون دور حیدر گشتهاند
هرکه با حیدر نباشد مطمئنا کافر است
اهل سنت دور کعبه از ازل ول گشتهاند
استاد جانم، جناب دکتر احمدی گرامی مرحمت نمودند:
شکایت گوسفند: مرا به بهانه بهشت برای خودت و به بهانه اسلام ذبح کردی، نه خودت را و نه اسلام را پیدا نکردی، زیرا نفست را با من ذبح نکردی.
و همچنین: آغاز حج وقتی است که از کعبه دور شده و به شهر و دیار و منزل برگردی. و آنچه قبل از آن در مکه انجام میشود، الگویی است برای وقت برگشتن.
و معلم عزیزم آقای ابراهیم دماوندی منت گذاشتند:
او اسماعیلش را به مسلخ عشق برد و من در کوچه پس کوچههای دلبستگیهای حقیرم حیرانم…!
خالی از لطف نیست اگر همینجا ذکر کنم (نمیتوانم تا سال آینده و روز پزشک شکیبا باشم) که استاد گرانقدر و پژوهشگر برجسته و بااخلاق جناب دکتر احمدی عزیز، وقتی روز پزشکی گذشته را با پیامکی تبریکشان گفتم در پاسخم مطلبی را یادآور شدند که تنم لرزید:
«روز پزشک جشن گرفته میشود، در حالی که بعضا پزشک و پزشکی بیمار است و به درمان نیاز دارد! ابن سینا و رازی آیا میدانند که اخلاق، علم و ارزشهای انسانی توسط تحصیلکردههای پزشکی و مافیای دارویی وارونه و یا له شده است؟! چه باید کرد؟ جشن گرفت؟ و یا فکر کرد و ابن سینا و رازی را احیا کرد و هزینه این احیا را پرداخت؟»
گام سوم: جلد دوم مجموعه آثار دکتر جلال مصطفوی کاشانی
به یاری خدا و با همکاری مجموعه دستاندرکاران و همکاران طرح چند مرکزی احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران –که پیش از این آن را معرفی کرده
بودم- جلد دوم از مجموعه آثار طبیب و شیمیدان فرزانه، شادروان دکتر جلال مصطفوی کاشانی چاپ و منتشر شد و هماکنون در دسترس علاقمندان دانش و حکمت ایرانی قرار دارد. این کتاب شامل مباحث مزاجشناسی، امراض سوداوی، بیماریهای کبد و کلیه، تصلب شرائین، شل شدن عضلات، دلهره و اضطراب، جراحی و رواندرمانی در پزشکی قدیم ایران، گیاهان دارویی و مواد طبیعی (بوراکس، اسطوخودوس، آویشن، بابونه، بادرنجبویه، یونجه، سدر، شاتره، کاسنی، شنبلیله، شلغم، گردو، انگور، سیب و سیر) و اخلاق پزشکی و حاوی ایدههای پژوهشی و مطالعاتی بسیار برای علاقمندان است. جهت تهیه کتاب میتوانید یادداشت بگذارید یا با بنده تماس بگیرید.
مرکز پژوهشهای مجلس: طب سنتی احیا شود.
به گزارش “ايلنا” دفتر مطالعات اجتماعي اين مركز ضمن تحليل وضعيت طب سنتي (طب مكمل يا جايگزين) در ايران تصريح كرد كه در حال حاضر بيشتر كشورهاي دنيا و به ويژه كشورهايي مانند آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان كه خود از سردمداران طب غربي به شمار ميروند از طب سنتي و مكمل در كنار پزشكي رايج به منظور تشخيص و درمان بيماريها استفاده ميكنند و روشهاي طب مكمل هر روز با محبوبيت و استقبال گستردهتري از سوي مردم مواجه ميشود و با اين وصف جايگاه طب سنتي در كشور ما عليرغم داشتن سابقه تاريخي و فرهنگي طولاني به درستي مشخص نشده است.
مركز پژوهشها افزود: امروزه بالغ بر 250 نوع روش درماني در كشورهاي مختلف جهان وجود دارد كه هر كدام از آنها عمدتا ريشه در تاريخ برخي ملل دارند ولي متاسفانه طب سنتي ايران كه ثمره تجربيات گسترده دانشمندان و حكماي اين سرزمين طي اعصار و قرون متمادي است توسط خود ايرانيان مورد بيمهري قرار گرفته و اين در حالي است كه اين طب حتي توانايي درمان بعضي از بيماريهايي كه طب جديد در مواجهه با آنها ناتوان است را دارد.
مركز پژوهشها با اشاره به آغاز آموزش طب سنتي از سال گذشته در كشور افزود: اين در حالي است كه در كشورهايي نظير هند و پاكستان طب سنتي ايران از سالها پيش به صورت رسمي و مستقل تدريس ميشود.
در بخش ديگري از اظهارنظر مفصل مركز پژوهشها در اين زمينه ضمن تشريح ثمرات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ناشي از ترويج طب سنتي – در كنار طب جديد – در كشور آمده است: توسعه طب سنتي يكي از مباحث جهاني مهم در چند دهه اخير بوده است و علاوه بر دولتها، سازمانبهداشت جهاني و سازمان ملل به مثابه مهمترين نهادهاي بينالمللي، طب سنتي را دانش بومي كشورها دانسته و درصدد برآمدهاند تا با استفاده از سياستها و ابزارهاي مختلف مانند روز آمدسازي، استانداردسازي و استفاده از فناوريهاي نوين از جمله فناوري اطلاعات نسبت به احيا و ترويج اين علم به ويژه در كشورهايي كه در اين عرصه پيشينه تاريخي دارند، بپردازند. كما اينكه بيش از پنج دهه از فعاليت جدي و سرمايهگذاري چين در عرصه طب چيني ميگذرد ولي ايران با وجود داشتن مباني فلسفي و حكمت بسيار قويتر از طب سنتي چين، تاكنون در اين زمينه اقدامي نكرده است و در مقابل كشوري نظير كره جنوبي در حالي كه هيچ پيشينه و قدمتي در تاريخ طب ندارد ، با توليد سريال «جواهري در قصر» و نمايش آن در بيش از 80 كشور و از جمله ايران ، داروهاي گياهي و طب سنتي – نداشته – خود را تبليغ ميكند و جالب اينكه بازيگر نقش اول اين سريال درمان آبله، جراحي سزارين ، درمان بيماري بهجت و موارد ديگر را به نام خود و طب سنتي كره ثبت ميكند.
مركز پژوهشها در بخش ديگري از اين اظهارنظر كارشناسي ، پرداختن به طب سنتي و داروهاي مبتني بر طب سنتي و محلي را كه مواد اوليه آن نيز داخلي است، ضروري دانست و افزود: اين اقدام ميتواند زيربناي توليد دانش فني بومي در كشور باشد و تنها در اين صورت است كه توسعه پايدار نيز در اين بخش حاصل خواهد شد.
در بخش ديگري از اين مطلب آمده است: قريب 80 درصد از مردم جهان براي درمان بيماريها و شفاي خود تنها به شيوههاي سنتي وابستهاند و در بسياري از مناطق آفريقا ، آسيا و آمريكاي لاتين ، طب سنتي تنها روش مراقبت و درمان است كه مردم در اختيار دارند و در عين حال استفاده از اين شيوه درماني به طور روزافزون در استراليا، اروپا و آمريكاي شمالي نيز در حال رشد است در حالي كه در آفريقا حدود 80 درصد مردم از شيوة معالجات سنتي استفاده ميكنند ، در چين ميزان اتكاي مردم به طب سنتي قريب 30 تا 50 درصد است.
در همين حال سازمان جهاني بهداشت از حدود 30 سال پيش به منظور جامه عمل پوشاندن به شعار خود مبني بر «بهداشت براي همه تا سال 2000»توسعه طب سنتي را مورد توجه قرار داده كه اين تصميم بر دو پايه استوار است: اول عدم دسترسي بسياري از افراد به خدمات اوليه بهداشتي درماني، كه در بعضي كشورها تا 80 درصد جمعيت را شامل ميشود و دوم عدم رضايت عمومي از درمانهاي طب جديد به خصوص در رابطه با بيماريهاي مزمن و نيز عوارض جانبي داروهاي شيميايي است ، ضمن اينكه اين سازمان ، به عنوان نهاد بينالمللي متولي سلامت در جهان، توسعه و ترويج طب سنتي را احترام به ميراث و فرهنگ مردم دانسته و استراتژي ويژهاي جهت احيا و رونق طب سنتي در پيش گرفته است.