شقایق

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است: آرام، همیشگی، نزدیک!

بایگانیِ معرفی کتاب

عطارنامه شماره 17 منتشر شد

نشریه «عطارنامه» فصل‌نامه‌ای است با موضوع اصلی «طب سنتی ایران» که از سال 1384 پا به عرصه مطبوعات ایران گذاشته است. مدیر مسؤول و صاحب‌امتیاز این نشریه، آقای محمدهادی عطارنژاد، از عطاران بنام تهران و از علاقمندان طب سنتی ایران هستند. «عطارنامه» به سردبیری دکتر ناصر رضایی‌پور و زیر نظر هیأت تحریریه قدرتمند و دانشی شامل آقایان دکتر مهرداد کریمی، دکتر حسین رضایی‌زاده، دکتر مجید انوشیروانی، دکتر رسول چوپانی (همگی از دستیاران دکترای تخصصی طب سنتی ایران)، دکتر مهران میراب‌زاده (دستیار دکترای تخصصی داروسازی سنتی ایران) و دکتر یوسف بیگ‌باباپور (پژوهشگر نسخ خطی و عضو هیأت علمی دانشگاه) منتشر می‌شود.

حوزه‌های مورد علاقه و تمرکز «عطارنامه» را می‌توان چنین برشمرد: معرفی و گسترش طب سنتی ایران با دیدگاهی مترقی، دانشی و عقلانی، اخلاق پزشکی در طب ایرانی، تاریخ پزشکی ایران‌زمین، معرفی بزرگان و پیشکسوتان طب سنتی و پیشه عطاری، توجه به جایگاه پرارزش و بااصالت تغذیه در طب سنتی ایران و نگاهداشت تندرستی، توجه به رعایت اصول تندرستی (حفظ الصحه و سته ضروریه) و بردن آنها به لایه‌های عمیق مردمی و اجتماعی، معرفی میوه‌ها و گیاهان دارویی ساده و در دسترس و ویژگی‌ها و خواص آنها به مردم و عطاران، ایجاد فضا برای فعالیت دانشی و پژوهشی دانشجویان طب و داروسازی سنتی دیگر علاقمندان و انتشار مقالات آنان و….

«عطارنامه» مطالب بسیار مفیدی برای استفاده عموم مردم و علاقمندان دانش اصیل و عمیق طب ایرانی دارد که از آن جمله‌اند:

تدابیر فصل‌های مختلف سال، شیوه‌های ابداعی پزشکان ایرانی در درمان بیماری‌های مختلف، تاریخ پزشکی، معرفی بزرگان طب و حکمت ایرانی، اخلاق پزشکی، معرفی مکاتب مختلف طب سنتی و مکمل، تبیین ارزش نان، گوشت، سبزی‌ها، میوه‌ها و… معرفی گیاهان دارویی مختلف، معرفی جایگاه تدابیر مهم بهداشت و سلامتی چون خوردن و آشامیدن، هوا، مسکن، خواب و بیداری، ورزش، استحمام، ماساژ و غیره، گفتگو با پیشکسوت‌های طب ایرانی و عطاری، آموزش مبانی طب سنتی ایران، دستور پخت خوراک سالم، پرسش و پاسخ‌های پزشکی، معرفی کتاب و اخبار طب سنتی ایران.

در شماره 17 این نشریه می‌خوانید:
استفاده از قدرت رسانه برای ترویج پزشکی سنتی – دکتر مامک هاشمی
انار، یاقوت بهشتی – دکتر نرجس گرجی
آویشن شیرازی در یک نگاه – دکتر الهام قدمی یزدی
بر سر سفره ایرانی (گزارش اختصاصی تولید برنامه ویدئویی سفره سیمرغ) – دکتر ناصر رضایی‌پور
به، میوه بهین – دکتر نرجس گرجی
رساله حفظ‌الصحه يوسفي – دکتر یوسف بیگ‌باباپور
حنا – الهام نجومی‌پور
زمستان و تدابیر آن – پریسا مزینی
سرماخوردگی از دیدگاه طب سنتی ایران – دکتر مرتضی مجاهدی
محمدبن زکریای رازی – دکتر فریبا قربانی

قابل ذکر است به پیوست هفدهمین شماره نشریه عطارنامه که برای نخستین بار با پشتیبانی مالی و علمی «شرکت دانش‌بنیان سیمرغ حکمت ایرانیان» منتشر شده است، دومین ویژه‌نامه «چهره‌های ماندگار پزشکی ایرانی» نیز منتشر شده که اختصاص به نکوداشت استاد فرزانه و فرهیخته، دکتر حسن تاج‌بخش دارد و حاوی نوشته‌هایی از استادان و همکاران گرامی دکتر محمدمهدی اصفهانی، دکتر محمد وجگانی، دکتر مجید انوشیروانی، دکتر حسین رضایی‌زاده، آقای محمدرضا رستم‌بخش، دکتر مهدی محقق، دکتر آن‌ماری مولن و دکتر ناصر رضایی‌پور است.

برای اطلاع از فهرست نمایندگی‌های فروش در تهران و شهرستان‌ها و نحوه خرید نشریه با شماره تلفن‌های 66438147 و 09195579380 تماس بگیرید.

«ناتمام»

اشاره:

مسعود فروتن متولد 1329 در شهر آمل است. او که دانش‌آموخته تلویزیون و سینما از دانشکده هنر است، سال‌هاست به عنوان کارگردان تلویزیونی و مدرس مشغول به کار است و تلویزیونی‌ها به‌حق «استاد» خطابش می‌کنند. وی کارگردان تلویزیونی بیش از یکصد تله‌تئاتر و سریال از جمله مجموعه‌های «افسانه سلطان و شبان»، «مدرس»، «آینه» و «همه فرزندان من» و تله‌تئاترهای «هنر»، «ملودی شهر بارانی»، «استاد معمار» و «خرده جنایت‌های زن و شوهری» بوده است. او به تازگی دو اثر داستانی با عناوین «از سر دلتنگی» و «ناتمام» چاپ و روانه بازار کرده است.

آشنایی من با آقای فروتن برمی‌گردد به تیرماه سال 90 که به پروژه برنامه تلویزیونی «سرآشپز بزرگ» دعوت شدم. آقای فروتن که جماعت هنری او را به درستی و احترام، «استاد فروتن» می‌خوانند، کارگردان تلویزیونی آن مجموعه بود و نشست و برخاست‌های کوتاهم با ایشان -که بیشتر موقع صرف نهار دست می‌داد- و گپ و گفت‌های کوتاهمان باعث شد به شخصیت ایشان علاقه‌مند شوم و احساس خاصی به ایشان پیدا کنم: ترکیبی از احترام، ارادت و علاقه.

بعدها فهمیدم او داستان هم می‌نویسد و گاهی در رادیو -و اخیراً در تلویزیون- قصه هم می‌خواند…

در طول فیلم‌برداری مجموعه «سفره ایرانی»، باز هم افتخار همراهی ایشان دست داد و اینجا بود که ایشان با مهربانی تمام نسخه‌ای از کتاب «ناتمام» و نسخه‌ای هم از شماره ششم مجله همشهری «داستان» را به من هدیه دادند و با خواندن داستان کوتاه «پریچهر» در همشهری داستان بود که من وارد دنیای روایت‌های واقعی، تلخ و خودمانی مسعود فروتن از زندگی شدم.

هنوز نتوانسته‌ام درباره «پریچهر» چیزی بنویسم که قابل نشر باشد، گرچه چیزهایی برای دل خودم و استاد نوشته‌ام. «ناتمام» ولی داستان خوبی است، از آن قصه‌های معمولی و تاریک و روشن، از آن دست قصه‌هایی که «شاید برای شما هم اتفاق بیافتد»، از آن قصه‌هایی که هم می‌شود برای سرگرمی خواند، هم می‌توان از آنها یاد گرفت و هم می‌توان به جوان‌ترها سفارش کرد بخوانند تا بلکه سرشان کمتر به سنگ بخورد.

«فریبرز متواضع»،‌ مرد میانسالی است که سه سالی است از همسرش جدا شده و حالا با سارا، دختر 6 ساله‌اش زندگی می‌کند. به نظر می‌رسد پدر و دختر زندگی آرامی دارند تا اینکه شبی پرسش غافلگیرکننده دختر کوچولو در داخل خودرو، مهندس تواضع را -و البته ما را- به دنیای خاطرات تلخ و شیرینش پرتاب می‌کند: دنیای ساده و سنتی پدر و مادر و چهار خواهر و برادر که انگار تنها دوتاشان برای هم می‌مانند: فریبرز و «پریسا» که هفت سالی از او بزرگتر است و برای او هم خواهر است هم مادر، هم معلم است هم دوست، هم مشاور است هم همراه، و رابطه غریب و عاشقانه‌ای هم با هم دارند.

فریبرز با کمک پریسای زیبا -که با وجود علاقه و استعداد، از ادامه تحصیل محروم مانده- چند سالی جهشی می‌خواند، دانشکده را تمام می‌کند، سربازی می‌رود و بعد هم در اداره‌ای به عنوان مهندس راه و ساختمان مشغول کار می‌شود و اینجاست که روزی از روزهای معمولی زندگی، «نسرین» وارد اداره و اتاق کار او می‌شود و بعدها و کم‌کم، عشقی شریف درونشان جان می‌گیرد و… زن و شوهر می‌شوند.

روزها، هفته‌ها و ماه‌های نخست زندگی همه‌چیز خوب است و سالی بعد، سارا کوچولو به دنیا می‌آید و گرچه نسرین خلقیات خاصی دارد و شاید کمی خودمحور هم باشد، ولی زندگی با فراز و نشیب‌های خودش در جریان است تا آنکه با «یک اتفاق ساده»، نمایش جدیدی در این خانواده سه‌نفره کلید می‌خورد؛ نسرین به خاطر صدای خوب، تسلط شعرخوانی و البته چهره زیبایش، به یک برنامه ادبی تلویزیونی راه می‌یابد… و متأسفانه پیش‌بینی «ثقفی» – شوهر دنیادیده پریسا- درست از آب در‌می‌آید: نسیمی که در این خانه وزیدن گرفته، کم‌کم تندبادی می‌شود و ناگهان چونان توفانی، زندگی گرم و عاشقانه فریبرز و نسرین و سارا را در می‌نوردد و همه چیز را ویرانه می‌کند: فریبرز می‌ماند و سارا و آنچه خواهید خواند….

‍‍‍‍‍×××××××××××××

«ناتمام» را ظرف دو ساعت و نیم خواندم. مسعود فروتن قصه‌گوی خوبی است و خوب بلد است یک «داستان زندگی» معمولی را طوری تعریف کند که به آدم بچسبد و خواننده را با خود همراه کند. من با شخصیت‌های داستان فروتن لبخند زدم، نگران شدم، عصبی شدم و حتی اشک به چشم آوردم. نکته دیگر، تصویرسازی‌های خوب راوی است که موجب می‌شود قصه، چونان پرده نمایش جلوی چشم خواننده باشد، کیفیت ویژه‌ای که بی‌شک از سال‌ها تجربه بصری و حرفه‌ای استاد فروتن در رادیو و تلویزیون حاصل شده است.

کتاب که به آخر رسید، خودم را کشیدم، صدای ترق و توروق گردنم را درآوردم و دقایقی ساکت فکر کردم. بعد گوشی‌ام را برداشتم و برای استاد فروتن پیامکی فرستادم: «…چقدر هولناک است که هر کدامِ ما کتاب قصه‌ای در زندگی‌مان داریم!»

«ناتمام» را انتشارات افراز، در سال 1389 در 102 صفحه و با بهای 2600 تومان چاپ و منتشر کرده است.

عطارنامه 16 منتشر شد

شانزدهمین شماره «عطارنامه» منتشر شد. نشریه «عطارنامه» فصل‌نامه‌ای است با موضوع اصلی «طب سنتی ایران» که از سال 1384 پا به عرصه مطبوعات ایران گذاشته است. مدیر مسؤول و صاحب‌امتیاز این نشریه، آقای محمدهادی عطارنژاد، از عطاران بنام تهران و از علاقمندان طب سنتی ایران هستند که پیشه شریف عطاری را نیز از پدران خود به ارث برده‌اند. «عطارنامه» چند سالی است به سردبیری بنده کمترین، دکتر ناصر رضایی‌پور و زیر نظر هیأت تحریریه قدرتمند و دانشی شامل آقایان دکتر مهرداد کریمی، دکتر حسین رضایی‌زاده، دکتر مجید انوشیروانی، دکتر رسول چوپانی (همگی از دستیاران دکترای تخصصی طب سنتی ایران) و دکتر یوسف بیگ‌باباپور (مصحّح و پژوهشگر متون طب ایرانی) منتشر می‌شود.

حوزه‌های مورد علاقه و تمرکز «عطارنامه» را می‌توان چنین برشمرد: معرفی و گسترش طب سنتی ایران با دیدگاهی مترقّی، دانشی و عقلانی، اخلاق پزشکی در طب ایرانی، تاریخ پزشکی ایران‌زمین، معرفی بزرگان و پیشکسوتان طب سنتی و پیشه عطّاری، توجه به جایگاه پرارزش و بااصالت تغذیه در طب سنتی ایران و نگاهداشت تندرستی، توجه به رعایت اصول تندرستی و بردن آنها به لایه‌های عمیق مردمی و اجتماعی، معرفی میوه‌ها و گیاهان دارویی ساده و در دسترس و ویژگی‌ها و خواص آنها به مردم و عطّاران، ایجاد فضا برای فعالیت دانشی و پژوهشی دانشجویان طب و داروسازی سنتی و انتشار مقالات آنان و….

«عطارنامه» مطالب بسیار مفیدی برای استفاده عموم مردم و علاقمندان دانش اصیل و عمیق طب ایرانی دارد که از آن جمله‌اند:

تدابیر فصل‌های مختلف سال، شیوه‌های ابداعی پزشکان ایرانی در درمان بیماری‌های مختلف، تاریخ پزشکی، معرفی بزرگان طب و حکمت ایرانی، اخلاق پزشکی، معرفی مکاتب مختلف طب سنتی و مکمل، تبیین ارزش نان، گوشت، سبزی‌ها، میوه‌ها و… معرفی گیاهان دارویی مختلف، معرفی جایگاه تدابیر مهم بهداشت و سلامتی چون خوردن و آشامیدن، هوا، مسکن، خواب و بیداری، ورزش، استحمام، ماساژ و غیره، گفتگو با پیشکسوت‌های طب ایرانی و عطاری، آموزش مبانی طب سنتی ایران، دستور پخت خوراک سالم، پرسش و پاسخ‌های پزشکی، معرفی کتاب و اخبار طب سنتی ایران.

در شماره 16 این نشریه می‌خوانید:

عطاری و حکمت / دکتر محمدمهدی اصفهانی

اهمیت علم غذاشناسی در قرن بیستم / شادروان دکتر سیدجلال مصطفوی کاشانی

ارجوزه پزشکی ابن‌سینا و ترجمه منظوم آن به پارسی / دکتر حسین کیانی و دکتر مجید نیمروزی

آثار ابن‌سینا در لهستان / پروفسور ا. زایانچکوسکی

زندگی و آثار حکیم سیداسماعیل گرگانی / دکتر فریبا قربانی

پیش به سوی خوشبختی!

آنچه درباره طب ایرانی باید بدانیم / گفتگوی خانم آمنه فرخی با استاد محمد عبادیانی

زندگی‌نامه دکتر مرتضی شیخ / دکتر ناصر رضایی‌پور

مروری بر موسیقی‌درمانی / دکتر فرسته نوری

ورزش از نگاه طب سنتی ایران / دکتر غزاله حیدری‌راد

تدابیر تندرستی در میان‌سالان و سالخوردگان / خانم پریسا مزیّنی

نوشابه بدون قند ننوشید! / دکتر محسن خوش‌نیت و خانم ژاله شادمان

توت در یک نگاه / دکتر داوود حاجی‌قاسم‌علی

هندوانه / مهندس راضیه رضایی

گفتگو با عطار / گفتگوی مهندس زهره عباسی با خانم زهرا نیکوکار

یادمان درگذشتگان / به یاد دکتر محمدصادق رجحان و مهندس سیدحسین حجازی

برگی از احساس، یادمانی از شقایق / مهندس مسعود خدیوی کاشانی

گزارش اختصاصی عطارنامه از برنامه تلویزیونی سرآشپز بزرگ

معرفی کتاب و مجله

و اخبار طب سنتی ایران

دیدار با استاد، دکتر حسن تاج‌بخش

دهم فروردین 1390 خورشیدی، روزی فراموش‌ناشدنی در زندگی‌ام خواهد بود. به بهانه چاپ و انتشار کتاب گران‌قدر «ضوابط حکمت» (ملخص فصول بقراطی) که ترجمه و تشریحی است به قلم حکیم غلامحسین کنتوری نیشابوری کاظمی از کتاب «شرح جالینوس بر فصول بقراط»، از جناب استاد اجازه خواستیم و در منزل مصفا و دلگشایش در منطقه لواسان، در خدمتش زانو زدیم. کتاب را جناب استاد دکتر محمدعلی لسانی فشارکی با همکاری دوست خوبم دکتر حسین رضایی‌زاده تصحیح کرده‌اند و حضرت استاد تاج‌بخش، استاد ممتاز دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان علوم، به جای مقدمه، مقاله‌ای تحقیقی و تفصیلی برایش نگاشته‌اند تا بر تارک آن ماندگار شود. بنده کمترین نیز افتخار مدیریت پروژه چاپ و انتشار کتاب را در قالب «طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران» داشتم و اینک که کتاب منتشر شده، با افتخار نمونه کتاب را تقدیمش کردم و بر نسخه‌ای از آن هم، از حضرت‌شان دست‌خطی به یادگار گرفتم.

جناب استاد تاج‌بخش و همسر مهربان و خون‌گرمش به گرمی پذیرایمان شدند. استاد کتابخانه وزین‌شان را با سعه صدر نشان‌مان دادند، درباره تک‌تک کتاب‌ها، آثار و سخنرانی‌هایشان با ما گپ زدند، نسخ خطی، خوش‌نویسی‌های عتیقه و نقاشی‌های قدیمی و ارزشمندشان را نشان‌مان دادند و برای‌مان شعر خواندند. و ما ناگاه به خود آمدیم و آفتاب از میانه آسمان گذشته بود. و از آن بزرگواران اصرار مهربانانه و از ما انکار فرودستانه که برای نهار بمانیم و نماندیم.

و در آخر هم پیشاپیش قول گرفتند که فصل شکوفه‌های گیلاس باز میهمان‌شان باشیم، این‌بار اما با خانواده‌ها.

و من، کنون مست می عشقم، می صفا و بزرگی و بزرگواری، شراب سرفرازی و فروتنی. و سخت دلم برای خودم می‌سوزد. و به خود می‌بالم که ساعتی را در فضایی نفس کشیدم که حضرت استاد نیز،‌آن دانشی‌مرد بسیارهوش ایران‌پژوه.

شرح مجموعه گل

پس از مدت‌ها انتظار چشممان به جمال کتاب ارزشمند جناب استاد محمدصادق شریعت‌پارسا (نجوا) در شرح اشعار دیوان سترگ حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی روشن شد.

بر خود وایا دانستم این کتاب پرقدر را به دوستانِ جان معرفی کنم. ضمن آنکه جناب استاد لطف کرده‌اند و تعداد کمی از نسخ این کتاب را با تخفیف ویژه 20 درصدی به دوستان تقدیم خواهند کرد.

برای معرفی این کتاب بهتر دیدم بخش‌هایی از مقدمه استاد بر کتاب را عیناً نقل کنم:

«اینجانب به حکم پیشه و پیشینه‌ام که نزدیک به سه دهه از عمر را در حوزه تدریس سپری کرده‌ام، همواره با طبقه متوسط و جوان سر و کار داشته‌ام و گاه از روی ملامت و گاه از باب تشویق، از آنها می‌خواستم که به متون نظم و نثر کهن از جمله حافظ مراجعه کنند و دیوان اشعار او را به عنوان ناب‌ترین مجموعه فکر و سخن پارسی بخوانند اما همیشه با این جواب از جانب آنان روبرو بوده‌ام که ما شعر حافظ را می‌خوانیم، اما آن را یا نمی‌فهمیم و یا قسمت‌های اندکی از آن را درمی‌یابیم. از این رو دل به دریا زدم و این شرح را در راستای پاسخ به این نیاز نوشتم. لذا در این کتاب کوشیده‌ام  به شیوه‌ای مدرسه‌ای، اولاً به معنی واژگان دشوار و سپس به معنی ابیات بپردازم و آنگاه فارغ از بحث‌های درازدامن فنی و ادبی و کلامی و تاریخ و… شرحی کلی درباره غزل مورد بحث ارائه کنم و در واقع به توصیف محتوای غزل، تحت عنوان «اشارت‌ها و بشارت‌ها» بپردازم.

از جمله ویژگی‌های این شرح، تفسیر و تبیین شعر حافظ با اتکا به شعر خود اوست، تفسیر حافظ با حافظ.

ضمناً معنی واژگان دشوار و اصطلاحات کلیدی یا شرح حال اعلام و اشخاص و جای‌ها و مکان‌ها، به بخش انتهایی کتاب منتقل شده و ذیل شماره هر غزل، مورد شرح و اشاره قرار گرفته است.»

«شرح مجموعة گل» با حدود 1100 صفحه، به صورت جلد سخت و در دو شکل بدون قاب (به بهای 23000 تومان) و قاب‌دار (26000 تومان) منتشر شده است. دوستان می‌توانند برای تهیه کتاب با تخفیف ویژه، با اینجانب مکاتبه کنند یا تماس بگیرند. به گمان کمترین این کتاب ارزشمند، می‌تواند هدیه‌ای بسیار گران‌بها و چشم‌گیر برای روزهای عید نوروز امسال باشد.

عطارنامه 14 منتشر شد

نشریه «عطارنامه» فصل‌نامه‌ای است با موضوع اصلی «طب سنتی ایران» که از سال 1384 پا به عرصه مطبوعات ایران گذاشته است. مدیر مسؤول و صاحب‌امتیاز این نشریه، آقای محمدهادی عطارنژاد، از عطاران بنام تهران و از علاقمندان طب سنتی ایران هستند که پیشه شریف عطاری را نیز از پدران خود به ارث برده‌اند. «عطارنامه» از ابتدا از سوی شورای سردبیری با عضویت آقایان دکتر مهرداد کریمی و دکتر حسین رضایی‌زاده اداره و هدایت می‌شده، دوستانی که دو سال بعد، هردو جزو نخستین گروه دستیاران رشته تخصصی طب سنتی ایران در دانشگاه تهران بودند. در حال حاضر نیز حدود دو سال است که این نشریه به سردبیری بنده و زیر نظر هیأت تحریریه قدرتمند و دانشی شامل آقایان دکتر مهرداد کریمی، دکتر حسین رضایی‌زاده، دکتر مجید انوشیروانی و دکتر رسول چوپانی منتشر می‌شود که خوشبختانه همگی هم از دستیاران دکترای تخصصی طب سنتی ایران هستیم.

حوزه‌های مورد علاقه و تمرکز «عطارنامه» را می‌توان چنین برشمرد: معرفی و گسترش طب سنتی ایران با دیدگاهی مترقی، دانشی و عقلانی، اخلاق پزشکی در طب ایرانی، تاریخ پزشکی ایران‌زمین، معرفی بزرگان و پیشکسوتان طب سنتی و پیشه عطاری، توجه به جایگاه پرارزش و بااصالت تغذیه در طب سنتی ایران و نگاهداشت تندرستی، توجه به رعایت اصول تندرستی (حفظ الصحه و سته ضروریه) و بردن آنها به لایه‌های عمیق مردمی و اجتماعی، معرفی میوه‌ها و گیاهان دارویی ساده و در دسترس و ویژگی‌ها و خواص آنها به مردم و عطاران، ایجاد فضا برای فعالیت دانشی و پژوهشی دانشجویان طب و داروسازی سنتی دیگر علاقمندان و انتشار مقالات آنان و….

«عطارنامه» مطالب بسیار مفیدی برای استفاده عموم مردم و علاقمندان دانش اصیل و عمیق طب ایرانی دارد که از آن جمله‌اند:

تدابیر فصل‌های مختلف سال، شیوه‌های ابداعی پزشکان ایرانی در درمان بیماری‌های مختلف، تاریخ پزشکی، معرفی بزرگان طب و حکمت ایرانی، اخلاق پزشکی، معرفی مکاتب مختلف طب سنتی و مکمل، تبیین ارزش نان، گوشت، سبزی‌ها، میوه‌ها و… معرفی گیاهان دارویی مختلف، معرفی جایگاه تدابیر مهم بهداشت و سلامتی چون خوردن و آشامیدن، هوا، مسکن، خواب و بیداری، ورزش، استحمام، ماساژ و غیره، گفتگو با پیشکسوت‌های طب ایرانی و عطاری، آموزش مبانی طب سنتی ایران، دستور پخت خوراک سالم، پرسش و پاسخ‌های پزشکی، معرفی کتاب و اخبار طب سنتی ایران.

در شماره 14 این نشریه می‌خوانید:

روان‌شناسی در پزشکی قدیم ایران، رساله نوم (خواب) از سلطان‌الحکما میرزا ابوالقاسم نائینی، گذری بر مبانی طب سنتی ایران، اطباء ایران در دوره قاجار از دیدگاه دکتر اوئیلز انگلیسی، تدابیر فصل‌های تابستان و پائیز، ورزش اصلی ضروری، گفتگو با عطار، معرفی گیاهان دارویی اسپند، دارچین و یونجه، خوراک سالم، پرسش و پاسخ پزشکی، معرفی کتاب و اخبار طب سنتی ایران.

کلام علی(ع) بر پیشخوان این روزهای ما

این جملات را موبه‌مو از نامه 53 مولای مردان برایتان نقل می‌کنم. اين نامه را علی(ع) براى مالك اشتر نخعى نوشت، هنگامى كه او را امارت مصر و توابع آن داد، پس از آن‌که كار بر محمدبن ابى‌بكر آشفته شد. اين فرمان درازترين فرمان‌های ایشان است و از ديگر نامه‏ها نیکونکته‌های بيشترى در بردارد:

- اى مالك، بدان كه تو را به بلادى فرستاده‏ام كه پيش از تو دولت‌ها ديده، برخى دادگر و برخى ستمگر. و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند كه تو در كارهاى واليان پيش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گويند كه تو درباره آنها مى‏گويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته، توان شناخت.

- مهربانى به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز. چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى، زيرا آنان دو گروهند: يا هم‌كيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.

- هرگز به خشمى، كه از آنت امكان رهايى هست، مشتاب و مگوى كه مرا بر شما امير ساخته‏اند و بايد فرمان من اطاعت شود. زيرا چنين پندارى سبب فساد دل و سستى دين و نزديك شدن دگرگوني‌ها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتى كه در آن هستى در تو نخوتى يا غرورى پديد آمد به عظمت مُلك خداوند بنگر كه برتر از توست و بر كارهايى تواناست كه تو را بر آنها توانايى نيست. اين نگريستن سركشى تو را تسكين مى‏دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى‏كاهد و خردى را كه از تو گريخته است به تو باز مى‏گرداند.

- بپرهيز از اينكه خود را در عظمت با خدا برابر دارى يا در كبريا و جبروت، خود را به او همانند سازى كه خدا هر جبارى را خوار كند و هر خودكامه‏اى را پست و بي‌مقدار سازد.

- بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو، كارهايى باشد كه با ميانه‏روى سازگارتر بود و با عدالت دمسازتر و خشنودى رعيت را در پى داشته باشد زيرا خشم توده‏هاى مردم، خشنودى نزديكان را زير پاى بسپرد و حال آنكه، خشم نزديكان اگر توده‏هاى مردم از تو خشنود باشند، ناچيز گردد. خواص و نزديكان كسانى هستند كه به هنگام فراخى و آسايش بر دوش والى بارى گران‏اند و چون حادثه‏اى پيش آيد كمتر از هر كس به ياريش برخيزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اينان همه چيز را به اصرار از والى مى‏طلبند و اگر عطايى يابند، كمتر از همه سپاس مى‏گويند و اگر به آنان ندهند، ديرتر از ديگران پوزش مى‏پذيرند. در برابر سختيهاى روزگار، شكيباييشان بس اندك است. اما ستون دين و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس بايد توجه تو به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان افزون‌تر باشد.

- و بايد كه برگزيده‏ترين وزيران تو كسانى باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهايى كه خداوند بر دوستانش نمى‏پسندد كمتر تو را يارى كنند، هر چند كه اين سخنان و كارها تو را ناخوش آيد. به پرهيزگاران و راست‌گويان بپيوند، سپس از آنان بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلى كه مرتكب آن نشده‏اى، شادمانت ندارند، زيرا ستايش آميخته به تملق، سبب خودپسندى شود و آدمى را به سركشى وادارد.

- و بدان، بهترين چيزى كه حسن ظن والى را نسبت به رعيتش سبب مى‏شود، نيكى كردن والى است در حق رعيت و كاستن است از بار رنج آنان و به اكراه وادار نكردنشان به انجام دادن كارهايى كه بدان ملزم نيستند. و تو بايد در اين باره چنان باشى كه حسن ظن رعيت براى تو فراهم آيد. زيرا حسن ظن آنان، رنج بسيارى را از تو دور مى‏سازد.

- تا كار كشورت به سامان آيد و نظام‌هاى نيكويى، كه پيش از تو مردم برپاى داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حكيمان، فراوان گفتگو كن در تثبيت آنچه امور بلاد تو را به صلاح مى‏آورد و آن نظم و آيين كه مردم پيش از تو بر پاى داشته‏اند.

- و بايد كه بهترين مايه شادمانى واليان برپاى‏داشتن عدالت در بلاد باشد و پديد آمدن دوستى در ميان افراد رعيت. و اين دوستى پديد نيايد، مگر به سلامت دلهاشان. و نيكخواهي‌شان درست نبود، مگر آنگاه كه براى كارهاى خود بر گرد واليان خود باشند و بار دولت ايشان را بر دوش خويش سنگين نشمارند و از دير كشيدن فرمانرواييشان ملول نشوند.

- در كار كارگزارانت بنگر و پس از آزمايش به كارشان برگمار، نه به سبب دوستى با آنها. و بى‏مشورت ديگران به كارشان مگمار، زيرا به رأى خود كار كردن و از ديگران مشورت نخواستن، گونه‏اى از ستم و خيانت است.

- با مردم چنان باش، كه در روز حساب كه خدا را ديدار مى‏كنى، عذرت پذيرفته آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگران‏اند و چنان باش كه براى يك يك آنان در پيشگاه خداوندى، در اداى حق ايشان، عذرى توانى داشت.

- براى كسانى كه به تو نياز دارند، زمانى معين كن كه در آن، فارغ از هر كارى به آنان پردازى. براى ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين، مجلسى كه همگان در آن حاضر توانند شد و، براى خدايى كه آفريدگار توست، در برابرشان فروتنى نمايى و بفرماى تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسپانان به يك سو شوند، تا سخنگوي‌شان بى‏هراس و بى‏لكنت زبان سخن خويش بگويد. كه من از رسول‌الله (صلى الله عليه و آله) بارها شنيدم كه مى‏گفت: پاك و آراسته نيست امتى كه در آن امت، زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوى دست بستاند. پس تحمل نماى، درشت‌گويى يا عجز آنها را در سخن گفتن. و تنگ‌حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را به روى تو بگشايد و ثواب طاعتش را به تو عنايت فرمايد.

- روى پوشيدنت از مردم به دراز نكشد، زيرا روى پوشيدن واليان از رعيت خود، گونه‏اى نامهربانى است به آنها و سبب مى‏شود كه از امور ملك آگاهى اندكى داشته باشند. اگر والى از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختيها و رنجهاى آنان آگاه شود. آن وقت، بسا بزرگا، كه در نظر مردم خرد آيد و بسا خردا، كه بزرگ جلوه كند و زيبا، زشت و زشت، زيبا نمايد و حق و باطل به هم بياميزند. زيرا والى انسان است و نمى‏تواند به كارهاى مردم كه از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد.

و حق را هم نشانه‏هايى نيست كه به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود. و تو يكى از اين دو تن هستى: يا مردى هستى در اجراى حق گشاده‏دست و سخاوتمند، پس چرا بايد روى پنهان دارى و از اداى حق واجبى كه بر عهده توست دريغ فرمايى و در كار نيكى، كه بايد به انجام رسانى، درنگ روا دارى. يا مردى هستى كه هيچ خواهشى را و نيازى را برنمى‏آورى، در اين حال، مردم، ديگر از تو چيزى نخواهند و از يارى تو نوميد شوند، با اينكه نيازمندي‌هاى مردم براى تو رنجى پديد نياورد، زيرا آنچه از تو مى‏خواهند يا شكايت از ستمى است يا درخواست عدالت در معاملتى.

- اگر رعيت بر تو به ستمگرى گمان برد، عذر خود را به آشكارا با آنان در ميانه نه و با اين كار از بدگماني‌شان بكاه، كه چون چنين كنى، خود را به عدالت پروده‏اى و با رعيت مدارا نموده‏اى. عذرى كه مى‏آورى سبب مى‏شود كه تو به مقصود خود رسى و آنان نيز به حق راه يابند.

- بپرهيز از خون‌ها و خونريزي‌هاى بناحق. زيرا هيچ چيز، بيش از خونريزى بناحق، موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد… پس مباد كه حكومت خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى، زيرا ريختن چنان خونى نه تنها حكومت را ناتوان و سست سازد، بلكه آن را از ميان برمى‏دارد يا به ديگران مى‏سپارد… اگر به خطايى دچار گشتى و كسى را كشتى يا تازيانه‏ات، يا شمشيرت، يا دستت در عقوبت از حد درگذرانيد يا به مشت زدن و يا بالاتر از آن، به ناخواسته، مرتكب قتلى شدى، نبايد گردن‌كشى و غرور قدرت تو مانع آيد كه خون‌بهاى مقتول را به خانواده‏اش بپردازى.

- از خودپسندى و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت شده و نيز از دلبستگى به ستايش و چرب‏زبانيهاى ديگران، پرهيز كن، زيرا يكى از بهترين فرصتهاى شيطان است براى تاختن تا كردارهاى نيكوى نيكوكاران را نابود سازد. زنهار از اينكه به احسان خود بر رعيت منت گذارى يا آنچه براى آنها كرده‏اى، بزرگش شمارى يا وعده دهى و خلاف آن كنى. زيرا منت نهادن احسان را باطل كند و بزرگ شمردن كار، نور حق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگيختن خشم خدا و مردم شود.

و در پایان نامه:

- از خداى مى‏طلبم كه به رحمت واسعه خود و قدرت عظيمش در برآوردن هر مطلوبى مرا و تو را توفيق دهد به چيزى كه خشنوديش در آن است، از داشتن عذرى آشكار در برابر او و آفريدگانش و آوازه نيك در ميان بندگانش و نشانه‏هاى نيك در بلادش و كمال نعمت او و فراوانى كرمش. و اينكه كار من و تو را به سعادت و شهادت به پايان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقيم و السلام على رسول الله صلى الله عليه و آله الطيبين الطاهرين.

عطارنامه 13 منتشر شد

در این شماره می‌خوانید:

-چالش‌های توسعه منطقی طب سنتی و مکمل از دیدگاها سازمان جهانی بهداشت

- گذری بر مبانی طب سنتی ایران، بخش سوم

- شیوه ابداعی پزشکان دوره اسلامی در جراحی آب مروارید در سده سوم

- نظام‌الحکما، میرزا سیدحسین خان هنجن و حکایت درمان پای ستارخان

- تدابیر فصل بهار

- تبیین جایگاه استحمام در حفظ سلامتی و آداب و تدابیر آن

- گفت‌وگو با سیدعلی‌اکبر هاشمیان، پیشکسوت عطاری

- ارزش نان

- معرفی گیاه دارویی بابونه

- معرفی گیاه دارویی بهار نارنج

- خوراک سالم (خوراک تند میگو با زنجبیل و فلفل، سکنجبین ساده)

- پزشک ایرانی، پرسش و پاسخ ایرانی

- اخبار طب سنتی ایران

- معرفی کتاب

جوانمرد، نام دیگر تو

نویسنده: عرفان نظرآهاری

گاهی چنین می شود، گاهی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست می‌دهند تا رخداد نیکی رخ بنماید. این بار هم چنین شد. دوست عزیزتر از جانی، از سوی مجموعه نیکی، کتاب گران‌مایه‌ای را در روزهای خوش پایانی سال پیشین هدیه‌ام داد تا روزهای خوش‌تر سال نو، با گام‌زدن در کوچه‌ باغ‌های بهشتی این کشکول‌گونه جوانمردی آغاز شود. و چنان که برای نویسنده کتاب نگاشتم: «پس از دور زمانی که به جهت دل‌مشغولی به تحصیل و سرگرمی به امور اجرایی از «یار مهربانم» بی‌خبر بودم، این کتاب،‌کوتاه زمانی ته‌مزه‌ای از شور مستی و ذره‌ای از حرارت جنون را به دل فسرده و بهم فشرده‌ام هدیه داد.»

«جوانمرد، نام دیگر تو» کتابی است از نویسنده نام‌آشنای روزگار، عرفان نظرآهاری، که با تصویرگری خوب سید میثم موسوی و طراحی هنرمندانه شاپور خاتمی، نخستین بار در سال 1386 از سوی مؤسسه انتشارات صابرین منتشر شده و تا سال 1388 به چاپ پنجم رسیده است.

کتاب، که به «جوانمرد خاکی» پیشکش شده است، دیباچه‌ای دارد در «جوانمردی و عیاری»و اصناف‌ گونه‌گون آن و پس از توصیف‌گونه‌ای از «انواع» جوانمردان، به «جوانمرد» یگانه خود می‌رسد: شیخ ابوالحسن خرقانی که بایزید بسطامی یکصد سال پیش از او، بوی عطر جان‌فزایش را به مشام جان شنیده بود. آن که «اهل کتاب و اهل فضل و اهالی دانش بسیار به دیدارش می‌آمدند و بسیار می‌آموختند»، از حجت خراسان، ناصرخسرو قبادیانی و حکیم ایرانی، شیخ‌الرئیس پورسینا تا اندیشمند وارسته، ابوسعید ابوالخیر و حتی سلطان غزنین، محمود غزنوی که برای دیوار جوانمرد به خرقان آمد و:

«… رسول فرستاد که شیخ را بگویید که سلطان برای تو از غزنین بدینجا آمد؛ تو نیز برای او از خانقاه به خیمه او درآی. و رسول را گفت اگر نیاید این آیت برخوانید که خدا فرمود: ای آنان که ایمان آوردید، فرمان برید خدا را و رسول را و اولیای امر خودتان را.

رسول پیغام بگزارد.

شیخ گفت: مرا معذور دارید.

این آیت برو خواندند، شیخ گفت: محمود را بگویید که چنان در «فرمان برید خدا را » مستغرقم که در «فرمان برید رسول را» خجالت‌ها دارم؛ چه رسد به اولیای امر!

رسول بیامد و به محمود باز گفت. محمود را رقت آمد و گفت که او نه از آن مرد است که ما گمان برده بودیم!»

شیخ، «هیچ مرشدی نداشت، هرچند که محضر «قصاب آملی» را درک کرده بود و هرچند که ارادت داشت به بایزید که صد سال پیش از او در گذشته بود… اما شاگردان بسیار پروراند که «پیرهرات» از آن جمله است… و عجیب است که حتی ابوسعید ابوالخیر نیز می‌گوید: من خشت خام بودم، چون به خرقان رسیدم، گوهر بازگشتم.»

کتاب دارای چهل روایت است که به گفته نویسنده «چهل واگویه است از آنچه درباره شیخ آمده است… چهل روایت از جوانمردی که جوانمرد نام دیگر اوست. نام دیگر شیخ ابوالحسن خرقانی»

به گمان کمترین، همین‌ها که تا اینجا نوشته‌ام کافی است تا هر کتابخوان دگراندیشی را به یافتن و خواندن این کتاب تشویق و تحریک کند، پس با این توصیه خُردانه که آن را بخوانید و به دوستان بسیار عزیزتان هدیه بدهید و معرفی کنید، روایتی برگزیده از کتاب را تقدیم رویتان می‌کنم:

«رو به بالا و رو به پایین نماز می‌خواند. رو به چپ و رو به راست، به رکوع می‌رفت. به پس و به پیش و به زیر و به زبر قنوت می‌خواند. می‌چرخید و سلام می‌داد. می‌رقصید و به سجده می‌افتاد.

خدا گفت: چه می‌کنی با این همه شور و با این همه بی‌پروایی؟ می‌خواهی به دیگران بگویم چه می‌کنی تا بیایند و سنگسارت کنند؟

جوانمرد گفت: تو نیز می‌خواهی به دیگران بگویم که چقدر مهربانی و چقدر بخشنده، تا همه بی‌پروا طغیان کنند؟

- جوانمردا، تو چیزی نگو. من نیز چیزی نخواهم گفت.

جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید و جوانمرد رقصید.

و نام آن چرخیدن و خندیدن و رقصیدن نماز شد!»

و آخر این که نوشته‌ها، نقدها و برداشت‌های شما با افتخار در این آشیان منتشر خواهند شد.

عطارنامه 11 منتشر شد

در این شماره می‌خوانید:

-اخلاق پزشکی در دنیای امروز

- بررسی نقش دانشگاه و پژوهش در توسعه طب سنتی ایران

- ربع رشیدی، بزرگترین مجتمع علمی دانشگاهی ایران

- نگاهی به میلاد زرتشت، گذری به دانش یونان

- شالوده شناسی طب عامیانه با درنگی بر گزاره‌های طب عامیانه خراسان

- گذری بر مبانی طب سنتی ایران – بخش نخست

- زندگی و آثار مالک‌الاطباء گیلانی با نگاهی به کتاب حفظ‌الصحه ناصری

- مصاحبه با پیشکسوت عطار، حاج سید ابوالحسن هاشمیان

- تدابیر فصل خزان

- تدابیر اطفال از دیدگاه طب سنتی ایران

- درباره عادت ماهیانه بیشتر بدانیم

- باز هم شنبلیله

- خوراک سالم (سوپ سبزی و شکلات صبحانه)

- پزشک ایرانی، پرسش و پاسخ ایرانی

- اخبار طب سنتی ایران

- معرفی کتاب

گام یازدهم: رساله افیونیه

افیون که به فرنگی آن را اُپیوم (Opium) گویند، جزئی از مجموعه‌ داروهای مرکبّه بوده و همواره مورد استفاده داروسازان قرار می‌گرفته است ورساله افیونیه چون در هر تریاک یا تریاق یک جزءِ افیون هم وجود داشته است، کم‌کم تریاک و افیون دو کلمة مترادف پنداشته شده است. در ادب فارسی هم، تریاق و تریاک، هر دو به معنی پادزهر به کار رفته است. مصرف تریاک به مفهوم امروزی آن، هرچند از زمان صفویه شایع شده، ولی جسته‌ وگریخته پیش از آن هم در برخی از متون دیده شده است.

علما «بیهوشی» حاصل از تریاک را مصداق «خدر» و «فتور» دانسته‌اند و از آنجا که پیغمبر اکرم(ص) هر مادّة مُسکر (= مستی‌آور) و مُفَتِّر (سستی‌آور) را نهی فرموده است؛ بنابر جامعیّتی که میان خمر و موادّی همچون افیون و بنگ و حشیش بوده، برخی فقیهان بر پایة قیاس فقهی حکم به حرمت این موادّ داده‌اند.

مولّف کتاب افیونیّه، عمادالدّین محمود بن مسعود شیرازی، طبیب قرن دهم هجری با توجه به سودها و زیان‌های افیون، خواسته مردم را به این نکته هشدار دهد که هرچند از این مادّه برای منظورهای مختلف پزشکی و داروئی استفاده می‌شود و از آن به عنوان یکی از «منوّمات» و «مرقّدات»، یعنی خواب‌کننده و بیهوش‌کننده به هدف درمان بیماری‌ها، یاد می‌کنند ولی در حال عادی زیان‌های روحی و جسمی را دربردارد که به حکم شرع و عقل مصرف آن ممنوع است و باید از آن پرهیز نمایند.

کتاب رساله افیونیه زیر نظر استاد دکتر مهدی محقق، توسط آقایان دکتر رسول چوپانی و دکتر امید صادق‌پور و خانم وجیهه پناهی تصحیح و تحقیق شده و به عنوان آخرین کتاب از مرحله نخست طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران منتشر شده است.

گام دهم: دور ساختن هرگونه زیان از تن آدمیان

«دفع مضارالكلیه عن الابدان الانسانیه بتدارك انواع خطاء التدبیر» كه به اسامی دیگر و نزدیك به آن مثلاً «تدارك خطا الواقع فی التدبیر الطبی»،دفع مضار«رفع مضارالكلیه» و… نیز خوانده شده، گوهری كم‌شناخته از گنجینه پربهای آثار طبی پور‌سینا است که اصل عربی این كتاب را پور‌سینا در فاصله زمانی سالهای 392 و 403 هجری قمری در 7 مقاله (فی تعدید انواع الخطا، فی الهواء، فی الحمام، فی الطعام، فی الماء و المشروبات، فی‌الحركات و فی امرالاستفراغ) به درخواست وزیر دانش‌پرور علی بن مأمون خوارزمشاه یعنی ابوالحسن احمدبن محمد السهلی نگاشته است كه از آن نسخ خطی متعددی در كتابخانه‌های ایران و جهان قابل دسترس است.

نكته بسیار جالب و نوآوری كه پور‌سینا با تألیف این اثر ماندگار به جهان پزشكی ارائه كرده و باب آن را گشوده است در حقیقت همان تدارك الخطا، یا به معنای روشن، جبران كاستی‌ها و اشتباهاتی است كه ممکن است برای انسان در مسائل مرتبط با حفظ الصحه، آگاهانه یا ناآگاهانه، روی دهد.

این کتاب به تازگی زیر نظر استاد برجسته دانشگاه، جناب آقای دکتر محمدمهدی اصفهانی توسط دکتر علیرضا عباسیان تصحیح و به دست دکتر مجید انوشیروانی ویراستاری شده است.

گام نهم: فواید الطفیه

لطیف قزوینی در این کتاب بارها از پزشکان بزرگ یاد کرده و نظریات آنان را ذکر نموده است… وی بیش از همه از محمدبن‌زکریای رازی بهرهفواید الطفیهبرده و به نام وی استناد کرده است….

او سه بار از ابن سینا تحت عنوان‌های شیخ‌الرئیس، جناب شیخ‌الرئیس و نیز مولانا شیخ‌الرئیس یاد کرده و در سه جا به قول صاحب ذخیره یعنی سید اسماعیل جرجانی اشارت دارد. مؤلّف در عین حال که به گفته های پزشکان پیشین تکیه دارد، به شیوه‌ها و درمان‌های طبیبان هم‌عصر خویش نیز توجه کرده و بر قیاس و منطق خویش تکیه دارد.

لطیف قزوینی طبیبی محقق بود و در کتاب خویش بارها از تجربیاتی که انجام داده و شیوه‌ها و داروهایی که از آن نتیجه گرفته، یاد کرده است. وی گرچه پیرو طبّ کهن بوده ولی از طبّ اروپایی نیز غافل نمانده است. برای مثال در درمان سکته نظر خود را در مورد کاربرد جوهر انتیموان ذکر کرده است.

به طور خلاصه آنچه می‌توان گفت آن است که کتاب فواید الطفیّه، کتابی است ارزنده و آکنده از تجربیات شخصی مؤلّف که برخی از آنها می‌تواند امروزه نیز کاربرد داشته باشد. این کتاب ارزشمند به همت دکتر مجید انوشیروانی و زیر نظر استاد دکتر حسن تاجبخش تصحیح و تحقیق شده است.

گام هشتم: حفظ صحت

میرزا علی‌خان ناصرالحکما معروف به دکتر میرزا علی خان در سال 1284 ه.ق متولد شده و از فارغ‌التحصیلان رشته پزشکی مدرسه دارالفنونحفظ صحتبوده است. وی مدت 4 سال در همان مدرسه به عنوان معلم ریاضی و پس از آن به عنوان معلم طب، جراحی، کحالی (چشم‌پزشکی) و حکمت طبیعی (فیزیولوژی) اشتغال داشت.

او نیز همراه چند نفر دیگر از پزشکان فارغ‌التحصیل مدرسه دار‌الفنون دوره چشم‌پزشکی را در دوره اقامت دو ساله دکتر راتولد، از شاگردان دکتر گالزفسکی، نزد وی گذارند و چنانکه از برخی نوشته‌ها استنباط می‌شود به مهارت و شهرتی دست یافت. از وی آثاری در زمینه پزشکی به صورت تألیف و ترجمه بجا مانده است که کتاب حاضر در بهداشت فردی و عمومی نمونه‌ای از آنهاست.

ناصرالحکما اگرچه در این کتاب از دانش جدید زمان خود استفاده بسیار کرده است، اما همچنان ساختار کتاب خود را بر پایه شیوه متداول طبیبان سنتی در قالب سته ضروریه طراحی کرده است. او در این کتاب که بر خلاف اسلاف و معاصران خود روش آسان‌نویسی را برگزیده است، یادداشت‌های سودمندی نیز برای آگاهی مردم زمان خود از اصطلاحات و اوزان و مقادیر اروپائیان درج نموده است. مطالعه این کتاب علیرغم گذشت 120 سال از زمان تألیف آن هنوز دلپذیر و برای پژوهشگران تاریخ پزشکی و پزشکی اجتماعی جالب می‌باشد.

کتاب ارزشمند «حفظ صحت» با تصحیح و پژوهش دکتر ناصر رضایی‌پور و با همکاری آقای دکتر محسن عابدی به زیور چاپ آراسته و منتشر شده است.

عطارنامه 10 منتشر شد.

شماره دهم نشریه عطارنامه منتشر شد.

در این شماره می‌خوانید:Attarnameh 10

اخلاق پزشکی، روزنی به پزشکی پیشگیری در طب کهن، ژرفای طب در میان مردم، درمان‌های گیاهی بیماری‌های کودکان در هزارجریب مازندران، زندگی و آثار حکیم میرزا احمد تنکابنی، موفقیت بزرگ دکتر احمدی (مبدع داروی ضد سرطان حصا-آ)، گفتگو با حاج عبدالعظیم جباری، معرفی کتب طب ایرانی، تدابیر فصل تابستان، تدابیر دوران بارداری، معرفی گیاه شنبلیله، خوراک سالم (خورش کدو و بادمجان)، اقبال به طب سنتی در افغانستان، اخبار و….

این دومین شماره عطارنامه پس از تغییر کادر علمی و اجرایی، به سردبیری بنده کمترین و همراهی دوستان دانشمندم در هیأت تحریریه است. از همه شما گرامیان دعوت می‌کنم با مطالعه نشریه و ابراز انتقادها و پیشنهادهای خود و از جمله تکمیل و ارسال فرم نظرخواهی، ما را در نیل به جایگاه مطلوب راهنمایی نمایید.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.